شب اول قبر؟میدونی چجوریه؟

شب اول قبرچيست؟

شب اول قبر يا فشار قبر همان لحظه اي شروع ميشود كه روح از بدن انسان خارج ميشود و نيازي نيست كه انسان داخل قبر باشه. درتفكر عمومي خيال ميشود كه فرد درون قبر است و فشار و سختيهاي قبر بر او وارد ميشود!

اگر اينطوري بود كه افراد زيادي كه جسدشان نيست يا مفقود ميشود و قبر مخصوصي ندارند پس نبايد فشارقبر داشته باشند.

عقلانيست كه فشار قبر را به معني اين بدانيم كه روح انسان ا ز بدن خارج ميشود و توسط فرشتگان مورد بازخواست قرار مي گيرد.

حضرت امير(ع) مى‏فرمايد:فروگذار نمى‏شود احدى از مردم كه در شرق و غرب زمين و دريا و صحرا هستند؛ مگر آن كه فرشته‏هاى سؤال كننده، به ملاقات آنان خواهند رفت.

خداوند خود به اين فرشتگان قسم ميخورد و ميفرمايد سوگند به فرشتگاني به آساني وآسايش جان مومنان را مي برند و به سختي جان كافران را مي گيرند.

چيزي كه آشكار است انسان بعد از جدا شدن روح فوراً مورد بازخواست قرار مي گيرد و دربعضي از روايات داريم كه از انسان سئوال ميشود درباره اينكه پيامبرتو كيست ، دين تو چيست... .

اعمال انسان خوب يا بد بصورت همنشيني بر انسان ظاهر ميشود بعد از مرگ واگر اين همنشين خوب باشد باعث رستگاري و اگر بد باشد باعث بدبختي خواهد شد. اگر آدمى در دنيا ولى خدا باشد، عملش بصورت خوشبوترين و زيباترين، و خوش‏لباس‌ترين مرد نزدش مى‏آيد و مي‌گويد: تو را به روح و ريحان و بهشت نعيمى از جانب خداوند بشارت مي دهم كه چه خوش آمدنى كردى. وى مى‏پرسد: تو كيستى؟ مي گويد من عمل صالح توام .

پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم) به قيس فرمود: "لا بدلك يا قيس من قرين يدفن معك و هو حيّ و تدفن معه و أنت ميّت؛ فإن كان كريما أكرمك، وإن كان لئيما أسلمك. ثم لا يحشر إلّا معك و لا تبعث إلّا معه، و لا تسئل إلّا عنه، فلا تجعله إلّا صالحاً، فإنّه إن صلح آنست به، و إن فسد لا تستوحش إلّا منه و هو فعلك؛

اي قيس به ناچار همراهي خواهي داشت كه با تو دفن مي‌شود. او زنده است و تو در حالي كه مرده‌اي با او دفن خواهي شد. اگر نيك و گرامي باشد مايه‌ي‌ احترام تو خواهد شد و اگر پست و نفرت آور باشد به تو بدي مي‌كند. سپس محشور نمي‌شود جز با تو و برانگيخته نخواهي شد جز با او. از تو نمي‌پرسند جز درباره‌ي‌ او. تو شايسته و نيك آن را به جا آور؛ زيرا اگر او شايسته شد، تو با او مأنوس خواهي شد و اگر فاسد و تباه باشد از او وحشت خواهي داشت و او جز كردار تو چيزي نيست.



امير المومنين درمورد جدا شدن روح از بدن اينطور مي فرمايد:

پس همين كه داخل قبر شد، دو فرشته نزدش مى‏آيند كه همان دو شكافنده‌ي قبرند موى بدنشان آن قدر بلند است كه روى زمين كشيده ميشود و با دندان خود زمين را مى‏شكافند، صدايى دارند چون رعد قاصف، ديدگانى چون برق خاطف، برقى كه چشم را مى‏زند، از او مى‏پرسند: پروردگارت كيست؟ و پيرو كداميك از انبيايى؟ و چه دينى دارى؟ مي گويد:پروردگارم اللَّه است، و پيامبرم محمد (صلي الله عليه و آله و سلم) و دينم اسلام است، مي گويند: (بخاطر اينكه در سخن حق پايدار مانده‏اى) خدايت بر آنچه دوست مي دارى و بدان خوشنودى ثابت بدارد، و اين دعاى خير همان است كه خدا در قرآن فرمودهيُثَبِّتُ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا)، خداى تعالى كسانى را كه ايمان آورده‏اند بر قول حق و ثابت، هم در دنيا و هم در آخرت پايدارى‏ مي دهد .اينجاست كه قبر او را تا آنجا كه چشمش كار كند وسعت مي دهند و درى از بهشت به‌رويش مى‏گشايند و به‌او مي‌گويند: با ديده روشن و با خرسندى خاطر بخواب، آن طور كه جوان نورس و آسوده خاطر مي‌خوابد، و اين دعاى خير همان است كه خداى تعالى در باره‏اش فرموده: (أَصْحابُ الْجَنَّةِ يَوْمَئِذٍ خَيْرٌ مُسْتَقَرًّا وَ أَحْسَنُ مَقِيلًا)، بهشتيان آن روز بهترين جايگاه و زيباترين خوابگاه را دارند.

و اگر دشمن پروردگارش باشد، فرشته‏اش بصورت زشت‏ترين صورت و جامه و بدترين چيز نزدش مى‏آيد و به‌او مي‌گويد: بشارت باد تو را به ضيافتى از حميم دوزخ، جايگاه آتشى افروخته و او نيز غسل دهنده‌ي خود را مى‏شناسد و حامل خود را سوگند مي دهد: كه مرا بطرف قبر مبر، و چون داخل قبرش مى‏كنند، دو فرشته ممتحن نزدش مى‏آيند و كفن او را از بدنش انداخته، مى‏پرسند: پروردگار تو و پيغمبرت كيست؟ و چه دينى دارى؟ مي گويد: نميدانم، مى‏گويند: هرگز ندانستى و هدايت نشدى پس او را با گرزى آن چنان مى‏زنند كه تمامى جنبنده‏هايى كه خدا آفريده، به غير از جن و انس، همه از آن ضربت تكان مي خورند.آن گاه درى از جهنم برويش باز نموده، به‌او مي‌گويند: بخواب با بدترين حال، آن گاه قبرش آن قدر تنگ ميشود كه بر اندامش مى‏چسبد، آن طور كه نوك نيزه به غلافش بطورى كه مغز سرش از بين ناخن و گوشتش بيرون آيد و خداوند مار و عقرب زمين و حشرات آن را بر او مسلط مى‏كند تا نيشش بزنند و او بدين حال خواهد بود، تا خداوند از قبرش مبعوث كند، در اين مدت آن قدر در فشار است كه دائما آرزو مى‏كند كه قيامت قيام كند. براساس برخي روايات عمل نيك انسان به صورت جواني زيبا منظر و عمل بد او به صورت زشت و بدبو بر او متمثّل مي‌شود.

اين توصيف اميرالمومنين به اين خاطراست كه انسان به راحتي بتواند يك فضاي كلي بعد از مرگ را درك كند والا مگر همه كساني مي ميرند داخل قبر گذاشته ميشوند تا اين فضاي پرسش يا پاسخ به اين جورصورت پذيرد. بسياري از انسان توسط حيوانات خورده ميشوند، بسياري تو دريا غرق ميشوند ، بسياري تو جنگها قطعه قطعه ميشوند، بسياري از انسانها دربيابان مي ميرند وبسياري از انسانها دركوهها سرگردان ميشوند و مي ميرند و طعمه پرندگان و حيوانات ميشوند ، پس بازخواست كردن از اين همه آدمها كه قبري ندارند چگونه است ؟ اينان كه قبري ندارند كه بگوييم داخل قبر اين همه اتفاق مي افتد.

بنابراين فشار قبر تنها تمثيلي از واقعيت است و انسان زماني كه جان ميدهد بلافاصله روحش مورد بازپرسي قرار ميگيرد و به برزخ انتقال مي يابد .

بعضي مواقع براي درك درست يك مطلب ناچارا بايد مثالهايي زده شود كه با فضاي درك انسان سازگار باشد بنابراين امامان يا پيامبر هم به اين مطلب كاملا واقف بودن كه چنين درمورد وقايع صحبت كرده اند. مثلا حتي خداوند درمورد توصيف بهشت از ويژگيهاي دنيايي آن خبر ميدهد مثل ) انواع ميوه ها- درختان سرسبز- مرغان درآسمان كه هر لحظه اراده شود بصورت كباب شده به انسان عرضه ميشود، ولي نبايد چنين تصور كرد كه بهشت فقط داراي اين لذات است . بهشت داراي نعمتهايي هست كه فكر بشر قادر به درك آنها نيست واگر مثالي زده ميشود تو سط قرآن از ويژگيهاي بهشت بخاطر منطبق شدن با ظرفيت عقلي بشريست.

درمورد جهنم هم از آتش يا درختي كه گل هاي آن انسان را ميخورند و...اين چنين تمثيلهايي داريم تا درك بشري قادر به تصور شود. مثلا) ما بگوييم ماشين همه ميتوانند درك كنند ولي بگوييم اين ماشين چطور بنزين را به نيرو محركه تبديل ميكند و چطور تعريق در موتور ماشين صورت ميگيردو... خيلي از ما درآن سرگردان خواهيم ماند .

شيطان از فضايل على عليه السلام سخن مى گويد .:

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
از سلمان فارسى نقل شده كه گفت : روزى گذر شيطان به جمعيتى افتاد كه از على عليه السلام بدگويى مى كردند! در مقابل آنها ايستاد. جمعيت گفتند: كى هستى كه مقابل ما ايستادى ؟ جواب داد: ((ابومره )) هستم (لقب شيطان است ) گفتند: آيا سخنان ما را شنيدى ؟ گفت : اى بر شما! آيا على بن ابى طالب عليه السلام را كه مولاى شما است ، ناسزا مى گوييد؟ آنها گفتند: از كجا دانستيد كه ايشان مولاى ما است ؟ گفت : از قول پيامبر خود شما كه ((در غدير)) فرمود: ((هر كس من مولاى او هستم ، على مولاى او است . خدايا! دوست بدار كسى كه على را دوست بدارد و دشمن بدار كسى كه على را دشمن بدارد.))(549)
آنها گفتند: آيا تو درباره او چنين مى گويى ؟ شيطان گفت : اى جمعيت ! كلام مرا بشنويد. من در ميان طايفه جن دوازده هزار سال خدا را عبادت كردم . وقتى خداوند جنيان را هلاك كرد. من از تنهايى به خدا شكايت كردم . مرا به سوى آسمان دنيا بالا بردند. من در ميان ملائكه دوازده هزار سال ديگر خدا را عبادت كردم ؛ در حالى كه خدا را تسبيح و تقديس مى نمودم . ناگهان نورى كه همه جا را روشن كرده بود بر ما تابيد. در اثر اين نور همه ملائكه به سجده افتادند و گفتند: پاك و منزه است خدا. اين ، يا نور ملك مقرب است يا نور نبى مرسل . ناگهان ندايى از جانب خداوند آمد كه : اين نور نه از ملك مقرب است نه از پيامبر مرسل ؛ بلكه اين نور پاك از على ابن ابى طالب عليه السلام است .(550)
درباره علاقه شيطان به حضرت على عليه السلام رواياتى وارد شده : روزى آن حضرت به شيطان گفت : اى ابو الحارث ! آيا براى قيامت خود چيزى ذخيره كرده اى ؟ گفت : يا على محبت و دوستى تو را.(551)
بلى شيطان هم ، حضرت على عليه السلام را مى شناسد و پى به مقام و مرتبه او برده است . در قيامت هم چشم اميد به شفاعت او دارد.

کشف دست خط امام علی (ع) در یک مسجد! + عکس

اخیرا مسجدی در نزدیکی شهر مکه مکرمه کشف شد که در آن سنگ بزرگی وجود دارد و جملاتی از دست نوشته های مولای متقیان، حضرت علی (ع) بر روی آن نوشته شده است.

کارشناسان مسائل آثار تخمین زده اند که عمر این مسجد که توسط کارگرانی که در حال حفاری کوه «جمرات» بودند کشف شد، به بیش از هزار و دویست سال باز می‌گردد.
در همین راستا دو روز پیش نیز خبری تحت عنوان «کشف جدید قبرستان “بنی هاشم” نزدیک مسجدالحرام» از کشف قبرستان خانوادگی در اطراف مکه مکرمه که به فرزندان «بنی هاشم بن عبد مناف» و «بنی عبدالمطلب بن عبدمناف» تعلق داشته، خبری رسید .

تاریخچه 14معصوم

معصوم اول:پیامبراکرم

نام:محمد(ص)/لقب :مصطفی /کنیه:ابولقاسم /نام پدر:عبداله/نام مادر:آمنه/تاریخ و محل تولد:۱۷ربیع الاول سال عام الفیل ،مکه/دوران نبوت:۲۳سال/مدت عمر:۶۳سال/تاریخ ومحل رحلت:۲۸صفر در مدینه/مرقد شریفش:مدینه کنار مسجد النبی میباشد /معجزات:قرآن کریم


معصوم دوم:امام اول

نام :علی (ع) /لقب:مرتضی/کنیه:ابوالحسن/نام پدر:ابوطالب/نام مادر:فاطمه بنت اسد/تاریخ ومحل تولد:۱۳رجب داخل کعبه/دوران امامت:۳۰سال/مدت عمر۶۳سال/تاریخ و محل شهادت ۲۱رمضان سال ۴۰هجری در مسجد کوفه/مرقد شریفش:نجف اشرف در عراق


معصوم سوم:یگانه بانوی دو جهان

نام:فاطمه/لقب:زهرا/کنیه:ام ابیها/نام پدر:محمد/نام مادر:خدیجه/تاریخ و محل تولد:20جمادی الثانی سال پنجم بعثت در مکه/مدت عمر18سال/تاریخ ومحل شهادت:3جمادی الثانی سال11هجری درمدینه/مرقد شریفش:درمدینه


معصوم چهارم:امام دوم

نام:حسن/لقب :مجتبی/کنیه:ابو محمد/نام پدر:علی:نام مادر:فاطمه زهرا/تاریخ ومحل تولد:نیمه رمضان سال3هجری در مدینه/دوران امامت:10سال/مدت عمر47سال/تاریخ شهادت:28صفر50هجری/مرقد شریفش:قبرستان بقیع


معصوم پنجم:امام سوم

نام:حسین/لقب:سید الشهدا /کنیه:ابو عبدالله/نام پدر :علی/نام مادر:فاطمه/تاریخ ومحل تولد:۳شعبان۴هجری در مدینه/دوران امامت: ۱۱سال/مدت عمر:۵۷سال/تاریخ شهادت:روز۱۰محرم،سال ۶۱هجری/مرقدشریفش:در شهر کربلا


معصوم ششم:امام چهارم

نام:علی/لقب:زین العابدین/کنیه:ابو محمد/نام پدر حسین/نام مادر:شهر بانو/تاریخ و محل تولد:۵شعبان سال۳۸هجریدر مدینه/مدت امامت:حدود۳۵سال/مدت عمر:۵۷سال/تاریخ شهادت:بنابر مشهوردر۲۵محرم سال۹۵ق./مرقد شریفش:مدینه قبرستان بقیع.


معصوم هفتم:امام پنجم

نام: محمد/لقب:باقرالعلوم/کنیه:ابو جعفر/نام پدر :امام سجاد/نام:مادر:فاطمه بنت حسن/تاریخ ومحل تولد:۱رجب یا ۳صفر سال۵۷هجری در مدینه/مدت امامت:۱۹سال/مدت عمر:۵۷سال/تاریخ شهادت:۷ذیحجه سال۱۱۴ق/مرقد شریفش:مدینه قبرستان بقیع


معصوم هشتم:امام ششم

نام: جعفر/لقب:صادق/کنیه:ابو عبدالله/نام پدر :امام محمد/نام:مادر:امّ فروه/تاریخ ومحل تولد:۱۷ربیع الاول سال۸۳ق. در مدینه/مدت امامت:۳۴سال/مدت عمر:۶۵سال/تاریخ شهادت:۲۵شوال سال۱۴۸هجری/مرقد شریفش:مدینه قبرستان بقیع


معصوم نهم:امام هفتم

نام: موسی/لقب:کاظم/کنیه:ابو الحسن/نام پدر :امام جعفر/نام:مادر:حمیده/تاریخ ومحل تولد:۷صفر سال۱۲۸ق. در مدینه/مدت امامت:۳۵سال/مدت عمر:۵۵سال/تاریخ شهادت:۲۵رجب سال۱۸۳ق.مرقد شریفش:شهر کاظمین نزدیک بغداد 


معصوم دهم:امام هشتم

نام: علی/لقب:رضا/کنیه:ابو الحسن/نام پدر :امام موسی/نام:مادر:نجمه/تاریخ ومحل تولد:۱۱ذیقعده سال ۱۴۸هجری در مدینه/مدت امامت:۲۰سال/مدت عمر:۵۵سال/تاریخ شهادت:آخر صفرسال۲۰۳ق./مرقد شریفش:مدینه مشهد،ایران


معصوم یازدهم:امام نهم

نام: محمد/لقب:جواد/کنیه:ابو جعفر/نام پدر :امام علی/نام:مادر:خیزران/تاریخ ومحل تولد:۱۰رجب سال۱۹۵هجری. در مدینه/مدت امامت:۱۷سال/مدت عمر:۲۵سال/تاریخ شهادت:آخرذیقعده سال۲۲۰هجری در بغداد /مرقد شریفش:شهر کاظمین عراق


معصوم دوازدهم:امام دهم

نام: علی/لقب:هادی/کنیه:ابو الحسن/نام پدر :امام محمد/نام:مادر:سمانه/تاریخ ومحل تولد:۱۵ذیحجه سال۲۱۲هجری در مدینه/مدت امامت:۳۳سال/مدت عمر:۴۲سال/تاریخ شهادت:۳رجب سال۲۵۴/مرقد شریفش:شهر سامرا عراق


معصوم سیزدهم:امام یازدهم

نام: حسن/لقب:عسکری/کنیه:ابو محمد/نام پدر :امام علی/نام:مادر:سلیل/تاریخ ومحل تولد:۸ ربیع الثانی سال۲۳۲ در مدینه/مدت امامت:۶سال/مدت عمر:۲۸سال/تاریخ شهادت:۸ربیع الاول سال۲۶۰هجری/مرقد شریفش:شهر سامرا عراق


معصوم چهاردهم:امام دوازدهم

نام: م ح م د (عجل الله تعالی فرجه شریف)/لقب:مهدی (عجل الله فرجه شریف)/کنیه:ابو القاسم/نام پدر :امام حسن عسکری/نام:مادر:نرجس خاتون/تاریخ ومحل تولد:طلوع فجر ۱۵شعبان سال۲۵۵هجری در سامرا /مدت غیبت صغری:بعد از شهادت امام حسن عسکری عهده دار امامت شد و به اذن خداوند متعال،غیبت صغری نمود که تقریباً هفتاد سال طول کشید/غیبت کبری:از سال۳۲۹ق.شروع شد

یک شبی مجنون نمازش را شکست

یک شبی مجنون نمازش را شکست

 

بی وضو در کوچه ی لیلا نشست

 

 

عشق آن شب مست مستش کرده بود

 

فارغ از جام الستش کرده بود

 

 

سجده ای زد بر لب درگاه او

 

پر ز لیلا شد دل پر آه او

 

 

گفت یا رب از چه خوارم کرده ای

 

بر صلیب عشق دارم کرده ای

 

 

جام لیلا را به دستم داده ای

 

وندر این بازی شکستم داده ای

 

 

نشتر عشقش به جانم می زنی

 

دردم از لیلاست آنم می زنی

 

 

خسته ام زین عشق، دل خونم مکن

 

من که مجنونم تو مجنونم نکن

 

 

مرد این بازیچه دیگر نیستم

 

این تو و لیلای تو ... من نیستم

 

 

گفت: ای دیوانه لیلایت منم

 

در رگ پیدا و پنهانت منم

 

 

سال ها با جور لیلا ساختی

 

من کنارت بودم و نشناختی

 

 

عشق لیلا در دلت انداختم

 

صد قمار عشق یک جا باختم

 

 

کردمت آواره ی صحرا، نشد

 

گفتم عاقل می شوی اما نشد

 

 

سوختم در حسرت یک یا رب ات

 

غیر لیلا برنیامد از لب ات

 

 

روز و شب او را صدا کردی ولی

 

دیدم امشب با منی گفتم بلی

 

 

مطمئن بودم به من سر می زنی

 

در حریم خانه ام در می زنی

 

 

حال این لیلا که خوارت کرده بود

 

درس عشقش بی قرارت کرده بود

 

 

مرد راهش باش تا شاهت کنم

 

صد چو لیلا کشته در راهت کنم

حج و کعبه کجاست؟؟؟؟؟؟؟؟؟

دل خوش از آنيم که حج ميرويم

غافل از آنيم که کج ميرويم

 

کعبه به ديدار خدا ميرويم

او که همينجاست کجا ميرويم

 

حج بخدا جز به دل پاک نيست

شستن غم از دل غمناک نيست

 

دين که به تسبيح و سر وريش نيست

هرکه علي گفت که درويش نيست

 

صبح به صبح در پي مکر و فريب

شب همه شب گريه و امن يجيب

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

طبق آمار بانک جهاني در سال 2008 درآمد کشور عربستان از توريسم يا به زبان ساده از : دکان زيارت مسلمين خانه کعبه معادل مبلغ 29.865.000.000.-دلار يا قريب سي ميليارد دلار بوده است.

زائرين ايراني که بصورت تمتع ويا عمره در همان سال به مکه رفته اند  1.937.000 نفر بوده اند که مجموعا مبلغ 4.879.000.000 دلار يا بعبارتي قريب به مبلغ پنج ميليارد دلار درآمد تقديم اقتصاد پادشاهان عربستان کرده اند و در ميان تمام کشورهاي اسلامي مقام اول را به خود اختصاص داده اند. نظر باينکه هواپيمائي جمهوري اسلامي قدرت جابجائي اينهمه زائر را نداشته است شرکت هواپيمائي عربستان قريب به 54 درصد از زائران ايراني را به خود اختصاص داده است.طبق گزارش مقامات ديپلماتيک ايران در سال 2008 ماموران کشور عربستان بدترين و توهين آميز ترين رفتار را با زوار ايراني داشته اند و ايران از لحاظ توهين ماموران  عربستان مقام اول را به خود اختصاص داده است. علماي عربستان در همان سال فتوي صادر کرده اند که ايرانيان شيعه کافر هستند.طبق يک گزارش ديپلماتيک ديگر زائران ايراني ناخواسته ترين و منفورترين خارجي ها در عربستان محسوب مي شده اند.

 

با يک حساب سرانگشتي بوسيله پولي که ايرانيان سالانه به عربستان (دشمن شيعه ايراني) تقديم مي کنند مي توان تعداد 170.000 مسکن روستائي احداث کرد.

 

يا ميتوان 714.286 فرصت شغلي کشاورزي يا 200.000 فرصت شغلي صنعتي براي جوانان ايجاد کرد

 

يا ميتوان10.000.000.000 متر مربع ساختمان مدرسه و ورزشي در کشور ايجاد کرد

 

ويا ميتوان با پول حجاج دوسال يک پالايشگاه سوپر مدرن با ظرفيت 75000 بشکه احداث کرد

 

ويا با پول پنج سال حجاج ميتوان ايران را به صادر کننده بنزين مبدل ساخت و ديگر براي واردات بنزين محتاج اعراب نبود.اما افسوس که با پول حجاج ايراني قمارخانه هاي فرانسه توسط شاهزادگان عربستان که انحصار بيزنس حج را در اختيار دارند آباد ميشودو تا رسيدن ايرانيان مسلمان به مرحله فکرکردن در بهينه هزينه کردن پول براي نزديکي به خدا راه بسيار درازي در پيش است.

 

مختصری از زندگینامه امام حسین (علیه السلام)

نام: حسین

لقب معروف: سیدالشهدا

کنیه: اباعبدالله

پدر و مادر: علی علیه السلام ، فاطمه زهرا سلام الله علیها

وقت و محل تولد: سوم شعبان سال 4 هجرت در مدینه

وقت و محل شهادت: روز عاشورای سال 61 ه.ق در کربلا و در سن 57 سالگی

مرقد شریف: کربلا واقع در کشور عراق

دوران زندگی: در چهار بخش:

1-   عصر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم (حدود 5/6 سال)

2-   ملازمت با پدر (حدود 50 سال)

3-   ملازمت با برادر بزرگوارشان امام حسن علیه السلام (حدود 10 سال)

4-   مدت امامت:10 سال

30مورد از فواید نماز شب

1) باعث خشنودي خدا و دوستي ملائكه است.

  2) باعث مباهات خداوند بر فرشتگان است.

  3) باعث درخشش براي اهل آسمان همانند ستارگان است.

  4) باعث روشني دل است.

  5) باعث استجابت سريع دعا است.

  6) باعث پزيرش توبه و پاك شدن از گناهان از جانب حضرت حق است.

  7) باعث كفاره گناهان است.

  8) باعث زيبايي صورت و شادابي چهره و نوراني شدن آن در طول روز است.

  9) باعث سلامتي و تندرستي و رفع انواع بيماريهاي جسمي و روحي است.

  10) باعث از بين رفتن غم و اندوه و تقويت نور چشم است.

  11) باعث تمسك يافتن به اخلاق انبياء و اولياي خداوند است.

  12) باعث انجام دادن سنّت پيامبران و صالحان است.

  13) باعث تابش نور خدا به او مي‌شود. به او مي‌شود.

  14) باعث مهر و محبت و محبوب القلوب شدن بين مردم است.

  15) باعث افزايش عمر است.

  16) باعث جلب رزق و روزي فراوان و ادعاي قرض است.

  17) باعث نوعي صدقه است.

  18) باعث نوشته شدن چهار ثواب بزرگ براي خود است.

  19) خداوند نه صف از ملائكه پشت سر نمازگزار قرار مي‌دهد.

  20) كليد رفتن به بهشت و جواز عبور از پل صراط است.

  21) زينت آخرت و نور مؤمن در آخرت است.

  22) نماز شب همچون سايباني در روز قيامت است بر سرش. سرش.

  23) نماز شب لباس بدن نمازگزار است در روز قيامت درحاليكه همه عريانند.

  24) نماز شب در روز قيامت همچون نوري در برابرش است و چشم نمازگزار نماز شب در روز قيامت شادمان است.

  25) نماز شب ميان شخص نمازگزار و آتش جهنم همچون حائلي فاصله مي‌گذارد.

  26) ميزان اعمال خوب نمازگزار در روز قيامت سنگين است. است. است.

  27) نماز شب همچون تاجي در روز قيامت است بر سرش.

  28) چراغي است براي تاريكي قبر و برطرف كننده وحشت تاريكي قبر است.

  29) نماز شب همچون مشعلي نوراني است در تاريكي قبر.

  30) نماز شب، نمازگزار را از عذاب قبر ايمن مي‌كند و برات آزادي از آتش جهنم است.

مجموعه سخنرانی از حاج آقای دانشمند 1

مجموعه سخنرانی از حاج آقای دانشمند 1    
Image مجموعه 28 سخنرانی از حاج آقای دانشمند درموضوعات : آداب خندیدن، اخلاق در خانواده ،اندیشه های کهنه، انتخاب همسر، مردم آخر زمان، بی غیرتی، تربیت روح، تاریکی قلب و ...

دانلود سخنرانی ها در ادامه مطلب

 

آداب خندیدن

اخلاق در خانواده

امراض روحی روانی

اندیشه های کهنه

انواع اختلاف

آسایش در زندگی

بیدار باش

بی غیرتی

بلند پروازی

دانشمندان مسلمان

احترام علما

اختلاف اجتماعی

انتخاب همسر

ازدواج حضرت علی ع

ازدواج فامیلی

گدا پروری

حاکمیت قرآن

خاتمه عقل

مقام حضرت علی ع

مردم آخر زمان

مظلومیت حضرت زهرا س

صوفی گری

طلب جانانه

تربیت روح

تاریکی قلب

توبه

وصیت نامه

وسوسه

 

  

 *راهنمای دانلود:  كلیک راست كرده و گزينه Save target As را انتخاب كنيد

ولادت امام زمان مبارک!

 

سلام به طرفدارا و دوستای گلم. ولادت با سعادت یگانه منجی عالم بشریت و دوازدهمین اختر تابناک آسمان ولایت و امامت حضرت صاحب الزمان ( عج ) بر شما عزیزان تبریک میگم. به قول معروف شاید این جمعه بیاید! ولی این جمعه درصدش بالاترهچون اولا مسلمون کشی به حد اعلا رسیده چه تو ایران چه تو کل دنیا دوما خیلی از علائم ظهور  نمایانه مثل تند شدن حرکت روز و شب‌ زیاد شدن فقر و فحشا و...... و سوما که نیمه شعبان روز جمعه افتاده که تو تمامی احادیث این موضوع اومده. به هر حال واقعا ظهور امام زمان واقعا لازمه البته خدا از همه بهتره این موضوع رو میدونه که کی امام بیاد ما که نمیتونیم دخالت کنیم. برای این پست به مناسبت این روز عزیز اطلاعاتی ازنیمه شعبان و مراسم این روز در کشور های مختلف براتون گذاشتم که امیدوارم خوشتون بیاد.

 سال تولد حجت بن الحسن را سال ۲۵۵ یا ۲۵۶ هجری نقل کرده‌اند علت اختلاف شاید این بوده‌ است که در سابق، تاریخ را با حروف ابجد می‌نوشتند و درباره سال تولد حجت بن حسن بین واژه‌های «نور» و کلمه «نهر» اختلاف است که این اختلاف ناشی از رسم الخط ناقلین می‌باشد. شیعیان در شب نیمه ‏شعبان به زیارت و عبادت می‌پردازند. همچنین، شیعیان معتقدند خدا در این شب به تعداد موها و پشم‌های چهارپایان بندگانش را از آتش جهنم آزاد می‏کند و زمان‌های مرگ را ثبت و روزی‌های یک سال را تقسیم می‏کند و همه آنچه را که در طول سال واقع می‏شود نازل می‏سازد.

برگزاری مراسم نیمه شعبان فقط مختص به ایران نیست. از دیگر کشورهایی که چنین مراسمی آن هم به شکل وسیع برپا میکنند، می‌توان به کشورهای عراق، مصر، بحرین، یمن و آذربایجان اشاره کرد. همچنین کشورهایی مانند هند، پاکستان، امارات متحده عربی، تونس و مراکش که در آن‌ها شیعیان در اقلیتند نیز مراسم وسیعی به همین مناسبت برگزار می‌شود. حقیقت امر این است که آن‌چه که بیش از همه برگزاری مراسم نیمه شعبان را آسان‌تر میکند، اعتقاد برخی از فرقه‌های مهم اهل تسنن به حجت بن حسن و ظهور اوست.

مراسم نیمه شعبان در ایران نسبت به کشورهای دیگر پر رونق‌تر است. تدارکات ویژه‌ای که دولت و مردم برای این روز می‌بینند، بسیار وسیع است. چراغانی‌های وسیع، برگزاری جشن، مولودی‌خوانی‌های عمومی و پخش شربت و شیرینی که بسیاری از آن‌ها از سوی مردم و هیات‌های مردمی انجام می‌شود، برای یادبود این روز برگزار می‌شود. این روز در ایران، روز جهانی مستضعفان نامیده می‌شود.

از آنجا که بر اساس احادیث شیعیان، زیارت حسین بن علی اهمیت زیادی دارد از این رو جشن نیمه شعبان را در این شهر و در کنار حرم حسین بن علی برگزار می‌کنند. بسیاری از این زائران پیاده به کربلا می‌روند قربانی کردن، چراغانی، غذا دادن به فقرا، عیدی دادن و دیدوبازدید هم در این روز انجام می‌شود

در مصر علاوه بر شیعیان، سنی‌ها نیز این روز را جشن می‌گیرند. مولودی‌خوانی مهمترین برنامهٔ جشن نیمه شعبان در مصر است.

این روز در تقویم رسمی کشور تعطیل نیست، اما بحرین در این روز به صورت نیمه تعطیل است. عیدی دادن، دعا و مولودی‌خوانی در مسجدها و خوردن شام ویژه این شب از کارهایی است که بحرینی‌ها انجام می‌دهند

در یمن مردم در خیابان به جشن گرفتن این روز می‌پردازند و رقص خنجر انجام می‌دهند

پيشگويى وقايع آخرالزمان از زبان امام علی(ع)

پيشگويى وقايع آخرالزمان از زبان امام علی(ع)

حضرت على (عليه السلام ) در بعضى اوقات از مصائب و گرفتاريهاى آيندگان خبر مى داد و راه درمان ابتلائات آنها را گوشزد مى كرد.
على (عليه السلام ) فرمود: زمانى بر مردم خواهد مد كه چند گناه بزرگ و عمل زشت در بن آنها پديد مى آيد.
1- كارهاى زشت آشكار مى گردد و معمولى مى شود.
2- پرده هاى عفت و شرم پاره مى گردد.
3- زنا كارى و تجاوزهاى ناموسى علنى مى شود
4- مالهاى يتيمان را حلال مى شمارند و مى خورند.
5- ربا خوارى شيوع پيدا مى كند.
6- در كيلو و وزنها، كم و كاست مى كنند.
7- شراب را به اسم نبيد حلال شمرده و مى خورند.
8- رشوه را به عنوان هديه و شيرينى مى گيرند.
9- به نام امانت دارى خيانت مى نمايند.
10- مردها خود را به شكل زنان و زنان خويش را به صورت مردها در مى آورند.
11- به احكام و دستورات نماز بى اعتنائى مى كنند.
12- حج خانه خدا را براى غير خدا (براى ريا و يا تجارت ) بجا مى آورند.
سپس ادامه داد: كيفر اين زشتى ها اين است كه خداوند آنها را از فيوضات خود محروم مى كند، تا جائى كه ماه (شوال ) براى آنها مخفى مى شود بطورى كه گاهى دو شبه ديده مى شود (كه معلوم مى شود روز عيد فطر را به عنوان ماه رمضان روزه گرفتهاند با اينكه روزه آن حرام بوده است ) و زمانى شب اول رمضان مخفى مى شود، كه دو روز آن را روزه نگرفته و به عنوان آخر ماه شعبان مى خورند و روز عيد فطر را به خيال آخر ماه رمضان روزه مى گيرند. در اين وقت بايد ترسيد از اينكه خداوند بطور ناگهانى آنها را كيفر كند (مانند زلزله و طوفان و سيل ).
چرا كه به دنبال آن كارها، بلاها مردم را فرا مى گيرد، تا جائى كه كسانى صبح سالم هستند ولى شب در دل خاك و قبر آرميده اند و گاهى شب سالمند و بامدادان جزء مردگان هستند.
وقتى چنين روزگارى پيش آمد، لازم است انسان هميشه وصيت كرده باشد كه مبادا بلائى بر او فرود آمده و بدون وصيت بميرد و واجب است نماز را در اول وقت آن بخواند چون ممكن است تا آخر وقت زنده نباشد.
هر يك از شما آن زمان را درك كرد بدون وضو نخوابد و اگر برايش امكان دارد هميشه با وضو باشد چه ترس آن است كه مرگ ناگهانى برسد، لذا خوب است با وضو باشد كه روح وى با طهارت خدا را ملاقات نمايد.
من شما را ترساندم اگر بترسيد و آگاه نمودم ، اگر آگاه گرديد و شما را پند دادم چنانچه پند گيريد پس در پنهانى و آشكار، از خدا بترسيد و نبايد كسى از شما بميرد، مگر اينكه مسلمان باشد، زيرا هر كس به جز اسلام آئينى داشته باشد از او پذيرفته نيست و در آخرت زيان كار است

فارغ از هر دو جهانم به گل روى على

از خم دوست جوانم به خم موى على

بدون شرح!!!

بهترین تصاویر در بهار بیست www.bahar20.sub.ir

 یا علی بن ابیطالب (ع)

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

ائمه

     

                                                

                                   

اسما’حسنی

           

                                             

                                         

                                                         

گناه=مرگ؟؟

گناه=مرگ؟؟

نظر شما دوستان عزیزم در مورد یک انسانی که گناه کرده چیه؟

آیه او باید بره بمیره ؟

آیا دیگران این حق رو دارند که آبروش روببرند؟

مگر نه اینکه همه ما انسانیم و معصوم نیستیم ؟همه ما ممکنه یک روز خطا بکنیم!

نظر شاعر اینه که : اگه یه آدمی گناهی مرتکب شد دیگران باید کمکش کنن و نجاتش بدن نه اینکه توبیخش کنن و رهاش کنن!

تکیه بر تقوا و دانش در طریق کافریست

راهرو گر صد هنر دارد توکل بایدش

چت با خدا

گفتم: چقدر احساس تنهایی می‌کنم

گفتی: فانی قریب 
     .:: من که نزدیکم (بقره/۱۸۶) ::.

گفتم: تو همیشه نزدیکی؛ من دورم... کاش می‌شد بهت نزدیک شم
گفتی: و اذکر ربک فی نفسک تضرعا و خیفة و دون الجهر من القول بالغدو و الأصال
     .:: هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد کن

(اعراف/۲۰۵) ::.

گفتم: این هم توفیق می‌خواهد!

 گفتی: ألا تحبون ان یغفرالله لکم

   .:: دوست ندارید خدا ببخشدتون؟! (نور/۲۲) ::.

گفتم: معلومه که دوست دارم منو ببخشی

گفتی: و استغفروا ربکم ثم توبوا الیه

 .:: پس از خدا بخواید ببخشدتون و بعد توبه کنید (هود/۹۰) ::.

گفتم: با این همه گناه... آخه چیکار می‌تونم بکنم؟     

گفتی: الم یعلموا ان الله هو یقبل التوبة عن عباده 

.:: مگه نمی‌دونید خداست که توبه رو از بنده‌هاش قبول می‌کنه؟! (توبه/۱۰۴) ::.

گفتم: دیگه روی توبه ندارم

 گفتی: الله العزیز العلیم غافر الذنب و قابل التوب 

.:: (ولی) خدا عزیزه و دانا، او آمرزنده‌ی گناه هست و پذیرنده‌ی توبه (غافر/۲-۳ ) ::.

گفتم: با این همه گناه، برای کدوم گناهم توبه کنم؟ 

گفتی: ان الله یغفر الذنوب جمیعا

 .:: خدا همه‌ی گناه‌ها رو می‌بخشه (زمر/۵۳) ::.

گفتم: یعنی بازم بیام؟ بازم منو می‌بخشی؟       
گفتی: و من یغفر الذنوب الا الله      

 .:: به جز خدا کیه که گناهان رو ببخشه؟ (آل عمران/۱۳۵) ::.

گفتم: نمی‌دونم چرا همیشه در مقابل این کلامت کم میارم! آتیشم می‌زنه؛ ذوبم می‌کنه؛

عاشق می‌شم!  ...  توبه می‌کنم   
گفتی: ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین           
.:: خدا هم توبه‌کننده‌ها و هم اونایی که پاک هستند رو دوست داره (بقره/۲۲۲) ::.

ناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیرک 

 گفتی: الیس الله بکاف عبده 
 .:: خدا برای بنده‌اش کافی نیست؟ (زمر/۳۶) ::.

گفتم: در برابر این همه مهربونیت چیکار می‌تونم بکنم؟      
گفتی:

یا ایها الذین آمنوا اذکروا الله ذکرا کثیرا و سبحوه بکرة و اصیلا هو الذی یصلی

 علیکم و ملائکته لیخرجکم من الظلمت الی النور و کان بالمؤمنین رحیما  


.:: ای مؤمنین! خدا رو زیاد یاد کنید و صبح و شب تسبیحش کنید.

 او کسی هست که خودش و فرشته‌هاش بر شما درود و رحمت می‌فرستن

تا شما رو از تاریکی‌ها به سوی روشنایی بیرون بیارن . خدا نسبت به مؤمنین مهربونه

(احزاب/۴۱-۴۳) ::.

یا مهدی (عج)

          

 

تو همون حس غریبی که همیشه با منی

تو بهونه ی هر عاشق واسه زنده بودنی

تو امید انتظاری تو دلای نا امید

مثل دیدن ستاره تو شبای نا پدید

چه غریبونه گذشتند جمعه های سوت و کور

هنوز اما نرسیدی ای تجلی ظهور

با توام، با تو که گفتی، تکیه گاه عاشقایی

می دونم یه دنیا نوری، ساده ای، بی انتهایی

مث لالایی بارون، تو کویر بی صدایی

تو خود عشقی، می دونم، ناجی فاصله هایی

تو همون حس غریبی که همیشه با منی

تو بهونه هر عاشق واسه عاشق شدنی

تو امید انتظاری تو دلای نا امید

مثل دیدن ستاره تو شبای ناپدید

عمریه دلم گرفته گله دارم از جدایی

غایب همیشه حاضر تو کجایی، تو کجایی

تو کجایی، تو کجایی

 

 

 

دانلود کتاب های فارسی و عربی کتابخانه مهدویت


 کتاب های فارسی


نام کتاب

نويسنده

دريافت

آئينه اسرار

حسين كريمى قمى

امامت  , غيبت  , ظهور

واحد تحقيفات مسجد مقدس جمكران

امامت و غيبت از ديدگاه علم كلام ترجمه المقنع

سيد شريف مرتضى علم الهدى

اصالت مهدويت در اسلام از ديدگاه اهل تسنن

مهدى فقيه ايمانى

انتظار بهار و باران

واحد تحقيقات مسجد مقدس جمكران

چهل حديث امام مهدى از زبان امير المومنين

سيد صادق سيد نژاد

جلوه هاى پنهانى امام عصر

حسين على پور

نشانه هاى يار و چكامه انتظار

مهدى عليزاده

حضرت مهدى فروغ تابان ولايت

محمد محمدى اشتهاردى

رجعت در انديشه شيعى

محمد هادى معرفت

زيارت ناحيه مقدسه

زيارت امام زمان عليه السلام خطاب به امام حسين عليه السلام

سوز هجران

ميرزا محمد باقر فقيه ايمانى

شيوه هاى يارى قائم آل محمد

ميرزا محمد باقر فقيه ايمانى

ظهور حضرت  مهدي عليه السلام از ديدگاه اسلام و مذاهب و ملل جهان

سيد اسد الله هاشمى شهيدى

على و پايان تاريخ  آخرين امام در نگاه اولين امام

سيد عبدالمجيد فلسفيان

عريضه نويسى

سيد صادق سيد نژاد

كرامت هاى حضرت مهدى عليه السلام

واحد تحقيفات مسجد مقدس جمكران

گفتمان مهدويت

آيت الله لطف الله صافى گلپايگانى

مهدى منتظر در نهج البلاغه

مهدى فقيه ايمانى

نا پيدا  ولى با ما

واحد تحقيقات مسجد مقدس جمكران


 
 
 
 

آگاهی ازاحوال اموات خود درعالم برزخ ***

برزخ" حد فاصل و حايل و واسطه ميان دو چيز (ماده و روح،...) است و "عالم مثال" را از آن جهت عالم برزخ مى‏گويند كه حد فاصل ميان اجسام كثيفه(مادي) و عالم ارواح مجردّه و حد فاصل ميان دنيا و آخرت مى‏باشد.[1]
چگونگي اطلاع از حال اموات عالم برزخ

در نظام هستى عوالم گوناگونى هست كه هر كدام داراى احكامى مى‏باشند. اين احكام به لحاظ تفاوت عوالم، با يكديگر فرق دارند، مثلاً عالم ناسوت يا طبيعت، احكام مخصوص به خود دارد و عالم برزخ احكام مختص به خود. آدمى براى ورود و درك شهودى آن عوالم، بايد به صورتى تبدل يابد كه بتواند چنين ظرفيتى را پيدا كند. به همين جهت است كه انسان با مرگ به تحولى دست مى‏يابد تا بتواند به عالم برزخ وارد گردد؛ و تا چنين تحولي در او ايجاد نشود نمي تواند به طور کامل با برزخ و اهالي آن ارتباط برقرار کرده و از احوال آنها آگاه شود و بر مبناي همين تفاوت درجه عوالم است که برخى از انسان ‏ها بر اثر انجام يك سلسله اعمال و آداب و قدم گذاشتن در وادى سير و سلوك، ظرفيت فهم و ادراك عوالم بالاتر را در همين دنيا و قبل از مرگ و قيام قيامت احراز كرده، بسيارى از حقايق بر آن‏ها منكشف مى‏گردد. البته علم به كنه و ماهيت آن حقايق بسيار محدود است؛ مگر براى عده كمى كه با سلوك عملى در همين دنيا به آن عالم راه يافته باشند و علم اجمالى آنها به علم تفصيلى تبديل شده باشد و از اين رو، سنخيّت و چگونگى بدن ‏هاى برزخى و... و نعمت و عذاب ‏هاى آن براى ما به صورت كامل و دقيق روشن نيست؛ در عين حال از مجموعه‏ى آيات و روايات و تحليل ‏هاى عقلى مى‏توان دورنما و كلياتي از نعمت ‏ها و عذاب ‏هاى برزخى و قيامت ارايه نمود.[2]


بنا بر آنچه بيان شد يک راه آگاه شدن از احوال برزخيان تهذيب نفس و بريدن از دنياي فاني است .


راه ديگري که ارتباط با اموات را در عالم برزخ را ممکن مي کند احضار ارواح است . احضار روح و ارتباط با ارواح امري ممكن است، يعني از نظر عقل محال نيست و مي‏شود كساني پيدا شوند كه بتوانند با روح فردي ارتباط برقرار كنند .


براي وضوح بيشتر سخن به چند مسئله اشاره مي‏كنيم:


1 - انسان از دو بُعد جسم و روح تشكيل شده است، جسم بعد از مرگ، جزئي از خاك شده اما روح سر از افلاك درمي‏آورد و براي هميشه باقي مي‏ماند و تا قيامت در عالم برزح به سر مي‏برد. و از آنجا که روح، يك امر مادّي نيست؛ محدوديت ماده را ندارد و به سان اشعه خورشيد كه از وراي شيشه و ابر به داخل اتاق و منزل مي‏تابد و هيچ كدام از آنها نمي‏تواند مانع از حضور و حركت حيات آفرين ذرّات آن شود، مي تواند در همه جا حاضر شود. [3]


2 - طبق آيات و احاديث[4] فراوان اين حقيقت به اثبات ‏رسيده است كه مي‏توان با ارواح ارتباط برقرار نمود و ارواح نيز مي‏توانند با افراد صحبت كنند، همان طور كه رسول خدا(ص) با كشته شدگان قريش (كه آنها را در چاه بدر انداختند) صحبت كرد و به آنها فرمود: "شما چه بد همسايگاني براي رسول خدا بوديد...".و در پاسخ به اعتراض عمر كه اين كار را بي فايده انگاشت فرمود: "ساكت شو اي پسر خطاب، سوگند به خدا كه تو از آنها شنواتر نيستي!".[5]


اميرالمؤمنين علي(ع) نيز بعد از جنگ جمل با كشته شدگان، صحبت نمود.[6]


پس اصل امكان ارتباط با ارواح غير قابل انكار است. بالاتر اين كه هر يك از ما در عالم خواب بارها با ارواحي كه مي‏شناخته ايم (مثل اقوام فوت شده) ارتباط برقرار نموده و صحبت كرده‏ايم، و شايد از حوادث آينده خبر داده‏اند. اين‏ها همه شواهدي بر امكان ارتباط با ارواح و احضار آن ها است.


در اين باره، تجربه بزرگ مفسّر و قرآن شناس قرن، حضرت علامه طباطبايي «قدس» و نيز برادرش علامه سيد محمد حسن الهي طباطبايي بهترين مؤيد است. ايشان روح پدر و مادر خود را احضار كرده و گزارش‏هاي نهاني از اين جهان را گرفته بودند كه اين قضيه را مي‏توانيد در كتاب مهر تابان مطالعه كنيد.[7]


3 – اين نکته قابل انکار نيست که در برخي مواقع اجنه يا شياطين خود را، به جاي روح شخص معيني جا زده، و ما را فريب دهند (همان طور كه از برخي جلسات ارتباط با ارواح نقل شده است) پس هميشه ارتباط با ارواح درست نبوده و برخي مواقع دروغ مي‏باشد، علاوه اين احتمال وجود دارد که برخي از افراد شياد نيز از طريق ارتباط با جن و تسخير جن، و حتي با استفاده از قوه تخيل و تردستي بعضي كارها را انجام دهند و چنين وانمود كنند كه روح را احضار نموده‏اند كه انسان هوشيار و آگاه، بايد توجه داشته باشد و فريب آنان را نخورد.


4- هرچند احضار روح، حقيقت دارد، اما در صورتي مي توان به يافته ها و آگاهي ها و... اطمينان داشت که اين احضار توسط انسان هايي انجام پذيرد که در اين راه با مبارزه ي نفس و تهذيب آن، به اين مقام نائل گشته اند نه اين که با تحمل رياضت هاي بسيار مشکل غير شرعي به چنين قدرتي دست يافته باشند که در اين صورت اين راه ها از اعتبار برخوردار نيستند و اعتمادي هم به آن ها نيست. [8]


البته بايد متذکر گرديم که برخي از فقها احضار ارواح را حرام شمرده شده اند[9].


در مجموع آنچه بيان شد و با توجه به اينکه نظام عادي خلقت بر اين مبنا است که زنده ها تنها از طريق وحي مي توانند به اطلاعات جامع و مطمئني از احوال برزخ و قيامت دسترسي پيدا کنند و راهي مستقيم براي آگاهي از احوال اموات ندارند پس راههايي که اشاره کرديم، قابل تمسک و استفاده طبيعي نمي باشند و به طور دقيق و تفصيلي نمي توانند ما را به وضعيت همه اموات رهنمون باشند و تمام جزئيات نعمتهاي آنها و عذاب ‏هاى آنها را تبيين نمايند؛ و اين به دليل همان تفاوت ذاتي دو عالم است . در عين حال از مجموعه‏ى آيات و روايات مى‏توان دورنما و اطلاعات محدودي از حال و هواي مردگان را با توجه به اعمال و کردارشان در اين دنيا بدست آورد و يا در برخي موارد خاص از راه ارتباط با ارواح توسط افراد خاص مطمئن و درستکار مي توان به آگاهي هايي دست يافت.


--------------------------------------------------------------------------------

[1] ر.ك: سيد جعفر سجادى، فرهنگ علوم فلسفى و كلامى، چاپ 1357؛ نثر طوبى يا دايرة المعارف لغات قرآن.

[2] محمد رضا كاشفى، خدا شناسى و فرجام ‏شناسى، ص 100، اقتباس از سوال 939.

[3] مكارم شيرازي، ناصر، عود ارواح، ص 63 و 130

[4] مثلا؛ صالح با ارواح قوم خويش سخن گفت، اعراف آيه 77 – 79، يا شعيب با ارواح گذشتگان سخن مي گويد، اعراف آيه 85 – 93، همچنين پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم با ارواح انبيا سخن گفته است، زخرف آيه 45 . يا در بقيع با ارواح مردگان به سخن پرداخت. نک: طبقات ابن سعد ج 2 – ص 204 – سيره ابن هشام ج 1 ص 453. اميرالمومنين زماني که از صفين برمي گشت در کنار قبرستان کوفه ايستاد و فرمود اي ساکنان خانه هاي وحشت زا و نقاط فقر و گورهاي تاريک اي هم آغوشان با خاک و دور ماندگان از وطن اي مظاهر وحشت و ترس شما بر ما سبقت گرفتيد و ما به شما مي پيونديم من شما را آگاه مي سازم خانه هاي شما تصاحب شد همسرانتان ازدواج کردند ثروتهايتان تقسيم شد، چه خبري پيش شماست و آنگاه رو کرد به ياران و فرمود اگر به آنان اجازه داده مي شد که سخن بگويند جواب مي دادند که بهترين توشه تقوا است. نهج البلاغه خطبه 179. نک: سبحاني، جعفر، اصالت روح.

[5] بحارالانوار، ج 6، ص 254، چ آخوندي.

[6] حسيني طهراني، معادشناسي، ج‏2، ص 242.

[7] حسيني تهراني محمد حسين ،مهر تابان، (درباره زندگي علامه طباطبايي).

[8] نمايه ي: ارتباط با موجودات عوالم ديگر، سوال 293. اقتباس از سوال 1121.

 


 

فرمودبا دیدن سه علامت منتظر امدن مهدی  باشید

فرمودبا دیدن سه علامت منتظر امدن مهدی  باشید

 

 

 

راوی عرض کرد یا امیرالمومنین ان سه چیستند فرمود اول

 

 

 

اختلافی در بین اهل شام پذید میاید و امدن پرچمهای سیاه

 

 

 

 از خراسان و وحشتی در ماه رمضان

اثر محبت به امام علی

رسول خدا میفرمایند:

اگرهمه مردم دوستدار علی بودند خداوند به هیچ وجه جهنم را خلق نمیکرد و نقل میکنند که:

روزی با عده ای از مسلمانان بیرون مسجد نشسته بودیم که ناگاه

چهار سیاه پوست را مشغول حمل جنازه ای دیدیم خواستیم که متوفی را بشناسیم

پارچه ای که روی او کشیده شده بود گشودم و به علی گفتم:

این شخص "رباح" غلام سیاه پوست بنی نجار است

علی با دیدن اوگفت:

یا رسول الله هر وقت که این غلام مرا مشاهده میکرد شاد میشد و

 میگفت علی جان من تو را دوست دارم

وقتیکه این سخن را از علی شنیدم احساسی دیگر به من دست داد و

 دستور دادم که جنازه را غسل دهند و سپس لباس خود را به عنوان کفن به او پوشاندم

همگی برای تشییع جنازه راه افتادیم. در بین راه صدایی

 عجیب از اسمان بلند شد به علی گفتم:

علی جان میدانی چه صدایی است؟

این صدای نزول هفتاد هزار فرشته از اسمان بود که برای همراهی

 جنازه این محب تو به زمین امده اند

جنازه غلام را با دست خود در قبر گذاشتم و صورت او را بر خاک نهادم و

  سنگ لحد را چیدم و گفتم:

یا علی نعمت های بهشتی که بر این غلام رسید

همه به خاطر محبت و عشق به توست

راههاي ترك گناه و نزديك شدن هر چه بيشتر به خدا چيست؟

دستور العمل زير براى ترك گناه مفيد است.
1- ترك زمينه گناه: اين خود زيرمجموعه‏اى دارد كه مهمترين آن عبارت از است:
- كنترل چشم: دقيقا بايد مواظب چشم خود بود كه مبادا به نامحرم و كلًا هر آنچه كه شهوت‏انگيز است، نگاه شود. عن الصادق (ع): «النظر سهم من سهام ابليس مسموم و كم من نظرة اورثت حسرة طويله نظر دوختن تيرى مسموم از تيرهاى ابليس است و چه بسا نگاهى كه حسرت درازمدتى را (در دل) به ارث بگذارد»،(1)
تا حد امكان انسان از حضور در مجالس مختلط يا برخورد با نامحرم پرهيز نمايد.
- كنترل گوش: بايد از شنيدنى‏هايى كه ممكن است به حرام منجر شوند و زمينه‏ساز حرام هستند پرهيز شود. مانند نوار موسيقى، صداى شهوت‏انگيز نامحرم و.
- ترك مصاحبت با دوستان ناباب: دوستانى كه باعث مى‏شوند انسان مزه گناه را مزمزه كند، در واقع دشمن هستند و بايد از آنها پرهيز كرد.
از امام سجاد (ع) نقل شده: «النهى عن مصاحبة خمسة و محادثتهم و مرافقتهم فى طريق و هم الكذاب والفاسق والبخيل والاحمق والقاطع لرحمه حضرت از همراهى و سخن گفتن و رفيق بودن با پنج كس را نهى فرموده: كذاب، گناهكار، بخيل، احمق و كسى كه قطع رحم كرده است»،(2)
البته اينها از مهمترين زمينه‏هاى گناه هستند كه بايد ترك شوند ولى كلًا هر چيزى كه زمينه گناه را فراهم مى‏كندبايد ترك شود.
2- ترك فكر گناه: ترك زمينه گناه سهم به سزايى در ترك فكر گناه دارد ازاين‏رو هر چه بيشتر و دقيقتر زمينه گناه ترك شود فكر گناه كمتر به سراغ انسان مى‏آيد. اين فكر گناه است كه شوق در انسان ايجاد مى‏نمايد و بعد از شوق اراده‏ى عمل سپس خود گناه محقق مى‏شود، مسلما تا اراده و شوق و ميل نسبت به كارى نباشد انسان مرتكب آن كار نمى‏گردد.
3- اشتغال به برنامه شبانه‏روزى: حتما بايد شبانه‏روز خود را با برنامه‏ريزى صحيح و متناسب وضع روحى و جسمى خود پر كنيد و هيچ ساعت بيكارى نداشته باشيد تا نفس شما را مشغول كند. در اوقات بيكارى وسوسه‏هاى نفس و شيطان به سراغ انسان مى‏آيد و او را به فكر گناه و سپس به خود گناه مى‏كشاند قال اميرالمؤمنين على (ع): «ان هذه النفس لامارة بالسوء، فمن اهملها، جمحت به الى المآثم براستى و حقيقت كه اين نفس (انسانى) پيوسته و مرتب به بدى امر مى‏كند در نتيجه هر كس آن را به خود واگذارد (و به كارى نگمارد) نفس او را به سمت گناهان مى‏كشاند»،(3)
4- روزه گرفتن: روزه گرفتن قواى حيوانى و شهوانى انسان را تضعيف مى‏كند اگر قواى شهوانى ضعيف گشت قهرا فكر گناه هم كم‏رنگ مى‏شود. عن ابى جعفر (ع) قال: «اذا شبع البطن طغى هرگاه شكم پر شود طغيان مى‏كند،(4)
مفهومش اين است اگر شكم بر نشود طغيان نمى‏كند و بهترين قسم جوع و گرسنگى همان روزه گرفتن است.
تذكر اين نكته بسيار ضرورى است كه اولًا: روزه نبايد براى بدن ضررى داشته باشد وگرنه شرعا حرام است. ثانيا: براى كارهاى روزمره مخل نباشد. ثالثا: اگر نه مضر بود ونه مخل فقط روزهاى دوشنبه و پنج‏شنبه باشد نه بيشتر ولى در هر صورت اگر براى روزه گرفتن عذرى است مورد بعدى يعنى ورزش دو برابر شود.
5- ورزش: هر روز ورزش لازم است البته آن ورزش‏هايى باشد كه براى بدن ضررى ندارد مثل نرم دويدن و نرم طناب زدن و انجام حركت‏هاى كششى و اگر براى روزه گرفتن عذرى هست زمان ورزشى دوبرابر شود مثلًا از بيست دقيقه به چهل دقيقه افزايش يابد.
6- فكر در مرگ: اين يكى ديگر از چيزهاى بسيار مفيد است كه فكر گناه را يا از بين مى‏برد و يا كم مى‏كند كه اين به شدت و ضعف فرو رفتن در فكر مرگ بستگى دارد اگر انسان با اين واقعيت انس بگيرد و مردن را باور دل سازد نقشى سازنده و بالا برنده دارد. قال اميرالمؤمنين على (ع): «اذكروا هادم اللذات و منغص الشهوات و داعى الشتات ياد كنيد (مرگ را) درهم كوبنده لذات را و تيره و تلخ كننده شهوات را و دعوت كننده جدايى‏ها را»،(5)
ياد مرگ دل را از تعلق به شهوات جدا مى‏سازد و انسان را از گناه و فكر گناه باز مى‏دارد آنچه كه بسيار مهم است اين است كه اولًا اين فكر هر روز و مستدام باشد اگر شبانه‏روزى نيم‏ساعت باشد كافى است ثانيا در مكان خلوتى باشد مخصوصا اگر آن مكان خلوت خود محيط قبرستان باشد به هر گونه كه اين
فكر در مرگ با جان عجين شود و باور دل گردد بسيار مطلوب است مثلًا يكى از كيفيت‏هاى فكر در مرگ را يكى از بزرگان چنين مى‏فرمود: تمام خاطرات تلخ و شيرين گذشته را در حد امكان مثل يك فيلم از ذهن بگذراند و به خود بباوراند كه همه اينها گذشت و چند روز باقى مانده عمر هم مى‏گذرد لحظات جان دادن، وقتى كه خويشان و نزديكان را رها مى‏سازد و از تمام تلخ و شيرينى‏ها وداع مى‏كند و همه و همه را به خوبى تأمل كند تا دل بلرزند و چشم بگريد.
سخن آخر اين است كه اين دستورات وقتى نتيجه مى‏بخشد كه هر چه دقيق‏تر به آن عمل شود زمان نتيجه آن بستگى به شرايط و خصوصيات افراد دارد، ازاين‏رو پى‏گير زمان نتيجه نبايد بود فقط هم و غمّ صرف عمل به دستورات شود.
كتب زير سفارش مى‏شود:
1- نردبان آسمان (دروس اخلاق حضرت آيت الله بهاءالدينى)، تدوين و ويرايش: اكبر اسدى.
2- سلوك معنوى، تدوين و ويرايش: آقاى اكبر اسدى.
3- خودشناسى براى خودسازى، محمد تقى مصباح يزدى.
معناى مطالعه اين كتب عمل كردن به آن از آغاز تا پايان نيست بلكه براى عمل به دستورالعمل‏هاى اخلاقى ترتيبى لازم است كه بايد با علماى بزرگ اخلاق يا همين نهاد نمايندگى مشورت شود.
پى‏نوشت‏
 (1)) سفينةالبحار، شيخ عباسى قمى، ماده نظر (.
 (2)) همان، ماده صحب (.
 (3)) الغرر والدرر، باب النفس به نقل از سرالاسراء، استاد على سعادت‏پرور، ج 1، ص 544، ح 4).
 (4)) المحجةالبيضاء، ملا محسن فيض كاشانى، ج 5، ص 150).
 (5)) الغرر والدرر، باب الموت، به نقل از سرالاسراء، استاد على سعادت‏پرور، ج 2، ص 159).
 
 

حاجت در گرو شش خصلت

 

 

 

 حضرت امیر المومنین علیه السّلام می فرماید:

 مردی نزد رسول خدا ص آمد و گفت: یا رسول الله مرا به عملی راهنمایی كنید، به عملی كه به سبب آن:

1.       خدا مرا دوست بدارد                     

2.       مردم مرا دوست بدارند

3.       دارائیم فراوان شود

4.       بدنم سالم بماند

5.        عمرم طولانی شود

6.       خدا مرا با تو محشور كند

رسول خدا صلی الله علیه و اله فرمودند:

 این 6 حاجت 6 خصلت می خواهد:

1.       اگر می خواهی خدا تو را دوست بدارد از او بترس و از گناه پرهیز كن.

2.       اگر می خواهی مردم تو را دوست دارند به آن ها خوبی و نیكی كن و به آنچه در دست آن هاست طمع نكن و چشم نینداز.

3.       اگر می خواهی دارائیت فراوان شود زكات بده.

4.       اگر می خواهی بدنت سالم بماند فراوان صدقه بده.

5.       و اگر می خواهی عمرت طولانی شود صله رحم كن(دید و بازدید خویشان)

6.       و اگر می خواهی خدا تو را با من محشور كند سجده را برای خدا طولانی كن.

دعای فرج

سلام

    بهتر است توی این شب های بسیار مبارک یک دعای فرج بخوانیم. همه می دانند که خیلی ثواب دارد . تو را به خدا غیر از این شب ها همیشه دعای فرج را برای ظهور آقامون بخوانید

 

غیبت

 

امام سجاد علیه السلام می فرمایند:

من ثبت علی ولایتنا فی غیبة قائمنا علیه السلام

اعطاه الله اجر الف شهید مثل شهداء بدر و احد

هر کس در دوران غیبت قائم ما (علیهم السلام) بر ولایت ما ثابت و استوار بماند

خداوند پاداش هزار شهید همانند شهدای بدر و احد را به او عطا می فرماید.

(کمال الدین، ج1، ص321، ح7؛ بحارالانوار، ج52، ص125، ح13)

 

اسرار نماز در کلام امیر مومنان (ع )

جابر بن عبدالله انصارى گويد:

روزى به همراه مولاى متّقيان، امام على عليه السلام بودم، شخصى را ديديم كه مشغول نماز است، حضرت به او خطاب كرد و فرمود: آيا معنا و مفهوم نماز را مى‌دانى كه چگونه و براى چه مى‌باشد؟

اظهار داشت: آيا براى نماز مفهومى غير از عبادت هم هست؟

حضرت فرمود: آرى، به حقّ آن كسى كه محمّد صلّى الله عليه و آله را به نبوّت مبعوث گردانيد، نماز داراى تأويل و مفهومى است كه تمام معناى عبوديّت در آن خواهد بود.

آن شخص عرض كرد: پس مرا تعليم فرما.

امام فرمود: معنا و مفهوم اولين تكبير آن است كه خداوند، سبحان و منزّه است از اين كه داراى قيام و قعود باشد.

دومين تكبير يعنى؛ خداوند موصوف به حركت و سكون نمى‌باشد.

سومين تكبير يعنى؛ نمى‌توان خداوند را به جسمى تشبيه كرد.

چهارمين تكبير يعنى؛ چيزى بر خداوند عارض نمى‌شود.

پنجمين تكبير مفهومش آن است كه خداوند، نه محلّ خاصى دارد و نه چيزى در او حلول مى‌كند.

ششمين تكبير معنايش اين است كه زوال و انتقال و نيز تغيير و تحوّل براى خداوند مفهومى ندارد.

و هفتمين تكبير يعنى؛ بدان كه خداوند سبحان همچون ديگر اجسام، داراى أبعاد و جوارح نيست.

سپس در ادامه فرمايش خود فرمود:

معناى ركوع آن است كه مى‌گویى: خداوندا! من به تو ايمان آورده‌ام و از آن دست بر نمى‌دارم، گرچه گردنم زده شود.

و چون سر از ركوع بر مى‌دارى و مى‌گوئى: «سَمِعَ اللهُ لِمَنْ حَمِدَهُ الحَمْدلله ربّ العالمين» يعنى؛ خداوندا! تو مرا از عدم به وجود آورده‌اى و من چيزى نبوده و نيستم، پس هستى مطلق تویى.

و هنگامى كه سر بر سجده فرود آورى، گویى: خداوندا! مرا از خاك آفريده‌اى؛ و سر بلند كردن از سجده يعنى؛ مرا از خاك خارج گردانده‌اى.

و همين كه دومين بار سر بر سجده گذارى يعنى؛ خداوندا! تو مرا در درون خاك بر مى‌گردانى؛

و چون سر بلند كنى گویى: و مرا از درون همين خاك در روز قيامت براى بررسى اعمال خارج مى‌گردانى.

و مفهوم تشهّد، تجديد عهد و ميثاق و اعتقاد به وحدانيّت خداوند؛ و نيز شهادت بر نبوّت حضرت رسول و ولايت اهل‌بيت او عليهم صلوات الله مى‌باشد.

و معناى سلام، ترحّم و سلامتى از طرف خداوند بر بنده نمازگزار است، كه در واقع ايمنى از عذاب قيامت باشد.

خلاصه ايي از زندگينامه حضرت مهدي (عج)

 

دوازدهمين و آخرين امام شيعيان در سامرا و در سپيده دم نيمه شعبان سال 255 ه . ق ديده به جهان گشود . آن حضرت تنها فرزند امام حسن عسكري (ع) است و مادرش نرجس (نرگس) كه گفته اند از نوادگان قيصر روم و مادرش از اولاد شمعون ، وصي حضرت عيسي بود و كيش مسيحي داشت . دست تقدير و اراده خداوند او را از كاخ سلطنت امپراطور به خاندان امامت آورد  . داستان چنين بود كه او را به همراه تعدادي ديگر بعنوان اسير به بغداد آوردند . كنيزك حاضر نمي شد ، كسي او را بخرد تا آنكه فرستاده اي از سوي امام هادي (ع) نامه اي به زبان رومي برايش آورد و او با خواندن نامه سخت گريست و گفت : مرا به صاحب اين نامه بفروش و بعد او را به خانه امام هادي (ع) آوردند و همسر امام حسن عسكري (ع) شد .

نام مبارك امام زمان (عج) محمد است و لقب هايش مهدي ، حجت ، قائم ، منتظر ، خلف صالح ، بقيه الله ، صاحب الزمان ، ولي عصر و امام عصر . براي حفظ جان آن حضرت ، امام حسن عسكري (ع) تولد او را پوشيده نگه ميداشت و به شيعيان سفارش مي كرد تا از بردن نام آن حضرت خود داري كنند . امام حسن عسكري (ع) يك سال پيش از شهادت ، حضرت مهدي (عج) را همراه مادر بزرگش به مكه فرستاد تا از چشم ماموران دور بماند و براي انحراف افكار دشمنان بدون اينكه اسمي از حضرت مهدي (عج) ببرد مادر خويش «حديث» را وصي  خويش قرار داد مانند امام حسين كه خواهرش زينب را وصي قرار داد .

موقع شهادت امام حسن عسكري (ع) ، عباسيان سخت از منزل امام مراقبت كردند تا بلكه بر فرزند او آگاهي يابند و او را دستگير كنند ، به همين منظور مادر امام زمان (عج) را دستگير و خواستار فرزندش شدند . او نيز ادعاي بارداري كرد . خليفه عباسي نيز او را به قاضي القضاة سپرد و مدتي در زندان بود تا اينكه با شورش يعقوب ليث صفاري و زنگيان ، آن بانوي گرامي آ زاد شد .

آن حضرت پس از شهادت پدر ، حدود 5 ساله بود كه به امامت رسيد . امامت او نيز بنا به حديث هاي فراواني بود كه از پيامبر (ص) و امامان پيشين روايت شده بود . جعفر عموي امام زمان پس از شهادت امام حسن عسكري (ع) ادعاي امامت و جانشيني آن حضرت را داشت و ميخواست با خواندن نماز بر جنازه آن حضرت جانشيني خود را رسميت بخشد ، ناگهان حضرت مهدي (عج ) در جلوي چشم همگان حاضر شد ، جعفر را كنار زد و خود بر جنازه پدر نماز گزارد و پس از نماز بر جنازه پدر از چشم مردمان پنهان شد . آن حضرت چند بار ديگر چنين ظاهر شد مانند موقعي كه جعفر اموال امام  عسكري (ع) را تصاحب كرد ، ناگاه بر جعفر ظاهر شد و او را از اين كار بر حذر داشت و بلافاصله پنهان گرديد . به اعتقاد شيعه غيبت امام زمان (عج) در 2 دوره بوده است . دوره اول ، غيبت صغري كه تا سال 329 ه . ق ادامه داشت . در اين مدت امام با 4 تن از نمايندگان خود با شيعيان ارتباط داشت ، آن 4 تن عبارت بودند از : عثمان بن سعيد بن عمري از ياران امام هادي (ع) و امام حسن عسكري (ع) كه نيابت او بدستور امام يازدهم بود ، ابو جعفر محمد بن عثمان بن سعيد ، حسين بن روح نوبختي و علي بن محمد سمري .

با مرگ چهارمين نايب امام در سال 329 ه . ق دوره غيبت كبري شروع شد و تا ظهور آن حضرت ادامه دارد  . در اين دوره كسي مستقيما از سوي امام براي نيابت تعيين نشده و نيابت به عهده فقيهان شيعه است . در حديثي از پيامبر (ص) درباره غيبت آن حضرت آمده است كه ايشان مانند خورشيد پنهان شده در پس ابر است كه ديده نمي شود اما نورش به زمين مي رسد و به آن سود ميرساند .

در زمان غيبت كبري كسان زيادي ادعاي مهدويت (مهدي بودن ) كرده اند ، غلام احمد قادياني در هند ، سيد محمد علي شيرازي معروف به سيد باب در ايران ، و همدي سوداني در سودان از جمله افرادي هستند كه ادعاي مهدويت كرده اند .

حدیث

6- همنشينان ناشايسته
«إِيّاكَ وَ مُصاحَبَةَ الْكَذّابِ، فَإِنَّهُ بِمَنْزِلَةِ السَّرابِ يُقَرِّبُ لَكَ البَعيدَ وَ يُبَعِّدُ لَكَ الْقَريبَ. وَ إِيّاكَ وَ مُصاحَبَةَ الْفاسِقِ فَإِنَّهُ بايَعَكَ بِأُكْلَة أَوْ أَقَلَّ مِنْ ذلِكَ. وَ إِيّاكَ وَ مُصاحَبَةَ الْبَخيلِ فَإِنَّهُ يَخْذُلُكَ فى مالِهِ أَحْوَجَ ما تَكُونُ إِلَيْهِ. وَ إِيّاكَ وَ مُصاحَبَةَ الاَْحْمَقِ، فَإِنَّهُ يُريدُ أَنْ يَنْفَعَكَ فَيَضُرُّكَ. وَ إِيّاكَ وَ مُصاحَبَةَ الْقاطِعِ لِرَحِمِهِ، فَإِنّى وَجَدْتُهُ مَلْعُونًا فى كِتابِاللّهِ.»:
1ـ مبادا با دروغگو همنشين شوى كه او چون سراب است، دور را به تو نزديك كند و نزديك را به تو دور نمايد.
2ـ مبادا با فاسق و بدكار همنشين شوى كه تو را به يك لقمه و يا كمتر بفروشد.
3ـ مبادا همنشين بخيل شوى كه او در نهايتِ نيازت بدو، تو را واگذارد.
4ـ مبادا با احمق رفيق شوى كه چون خواهد سودت رساند، زيانت مىزند.
5 ـ مبادا با آن كه از خويشان خود مى برد، مصاحبت كنى كه من او را در قرآن ملعون يافتم.
7- ترك سخن بى فايده و دورى از جدل
«إِنَّ الْمَعْرِفَةَ وَ كَمالَ دينِ الْمُسْلِمِ تَرْكُهُ الْكَلامَ فيما لا يَعْنيهِ وَ قِلَّةُ مِرائِهِ وَ حِلْمُهُ وَ صَبْرُهُ وَ حُسْنُ خُلْقِهِ.»:
معرفت و كمال ديانت مسلمان، تركِ كلام بى فايده و كم جدل كردن، و حلم و صبر و خوشخويى اوست.
8- محاسبه نفس و توجّه به معاد
«إِبْنَ آدَمَ! إِنّكَ لا تَزالُ بِخَيْر ما كانَ لَكَ واعِظٌ مِنْ نَفْسِكَ، وَ ما كانَتِ الُْمحاسَبَةُ مِنْ هَمِّكَ، وَ ما كانَ الْخَوْفُ لَكَ شِعارًا وَ الْحَذَرُ لَكَ دِثارًا.
إِبْنَ آدَمَ! إِنَّكَ مَيِّتٌ وَ مَبْعُوثُ وَ مَوْقُوفٌ بَيْنَ يَدَىِ اللّهِ جَلَّ وَ عَزَّ، فَأَعِدَّ لَهُ جَوابًا.»:
اى فرزند آدم! به راستى كه تو پيوسته رو به خيرى، تا خودت را پند دهى و حساب خودت را برسى و ترس از خدا را روپوش و پرهيز را زيرپوش خود سازى.
اى فرزند آدم! تو خواهى مرد و برانگيخته خواهى شد و در حضور خداوند عزّ و جَلّ قرار خواهى گرفت، پس براى او جوابى را آماده كن.
9- نتايج دعا
«أَلْمُؤْمِنُ مِنْ دُعائِهِ عَلى ثَلاث: إِمّا أَنْ يُدَّخَرَ لَهُ وَ إِمّا أَنْ يُعَجَّلَ لَهُ وَ إِمّا أَنْ يُدْفِعَ عَنْهُ بَلاءً يُريدُ أَنْ يُصيبَهُ.»:
مؤمن از دعايش سه نتيجه مى گيرد:1ـ يا برايش ذخيره گردد،2ـ يا در دنيا برآورده شود،3ـ يا بلايى را كه خواست به او برسد، از او بگرداند.
10- مبغوضيت گداى بخيل
«إِنَّ اللّهَ لَيُبْغِضُ الْبَخيلَ السّائِلَ الُْمحْلِفَ.»:
به راستى كه خداوند، گداى بخيلى را كه سوگند مى خورد دشمن دارد.
11- اسباب نجات
«ثَلاثٌ مُنْجِياتٌ لِلْمُؤْمِنِ: كَفُّ لِسانِهِ عَنِ النّاسِ وَ اغْتِيابِهِمْ. وَ اشْتِغالُهُ نَفْسَهُ بِما يَنْفَعُهُ لاِخِرَتِهِ وَ دُنْياهُ وَ طُولُ الْبُكاءِ عَلى خَطيئَتِهِ.»:
سه چيز سبب نجات مؤمن است:1ـ بازداشتن زبان از غيبت مردم،2ـ مشغول كردن خودش به آنچه كه براى آخرت و دنيايش سود دهد،3ـ و گريستن طولانى بر گناهش.
12- به سوى بهشت
«مَنِ اشْتاقَ إِلى الْجَنَّةِ سارَعَ إِلَى الْخَيْراتِ وَ سَلا عَنِ الشَّهَواتِ وَ مَنْ أَشْفَقَ مِنَ النّارِ بادَرَ بِالتَّوْبَةِ إِلَى اللّهِ مِنْ ذُنُوبِهِ وَ راجَعَ عَنِ الَْمحارِمِ.»
هر كه مشتاق بهشت است به حسنات شتابد و از شهوات دورى گزيند، هر كه از دوزخ ترسد براى توبه از گناهانش به درگاه خدا پيشى گيرد و از حرامها برگردد.
13- ثواب نگاه
«نَظَرُ المُؤْمِنِ فى وَجْهِ أَخيهِ المُؤْمِنِ لِلْمَوَدَّةِ وَ الَْمحَبَّةِ لَهُ عِبادَةٌ.»:
نگاه مهرآميز مؤمن به چهره برادر مؤمنش و محبّت به او عبادت است.
14- پارسايى و دعا
«ما مِنْ شَىْء أَحَبُّ إِلَى اللّهِ بَعْدَ مَعْرِفَتِهِ مِنْ عِفَّةِ بَطْن وَ فَرْج وَ ما مِنْ شَىْء أَحَبُّ إِلَى اللّهِ مِنْ أَنْ يُسْأَلَ.»:
چيزى نزد خدا، پس از معرفت او، محبوبتر از پارسايى شكم و شهوت نيست، و چيزى نزد خدا محبوبتر از درخواست كردن از او نيست.
15- پذيرش عذر ديگران
«إِنْ شَتَمَكَ رَجُلٌ عَنْ يَمينِكَ ثُمَّ تَحَوَّلَ إِلى يَسارِكَ وَ اعْتَذَرَ إِلَيْكَ فَاقْبَلْ عُذْرَهُ.»
اگر مردى از طرف راستت به تو دشنام داد و سپس به سوى چپت گرديد و از تو عذرخواهى نمود، عذرش را بپذير.
16- حقّ خدا بر بنده
«فَأَمّا حَقُّ اللّهِ الاَْكْبَرِ فَإِنَّكَ تَعْبُدُهُ لا يُشْرِكُ بِهِ شَيْئًا فَإِذا فَعَلْتَ ذلِكَ بِإِخْلاص جَعَلَ لَكَ عَلى نَفْسِهِ أَنْ يَكْفِيَكَ أَمْرَ الدُّنْيا وَ الاْخِرَةِ وَ يَحْفَظَ لَكَ ما تُحِبُّ مِنْها.»
حقّ خداوند بزرگ اين است كه او را بپرستى و چيزى را شريكش ندانى و چون از روى اخلاص اين كار را كردى، خدا بر عهده گرفته كه كار دنيا و آخرت تو را كفايت كند و آنچه از او بخواهى برايت نگهدارد.
17- حقّ پدر بر فرزند
«وَ أَمّا حَقُّ أَبيكَ فَتَعْلَمَ أَنَّهُ أَصْلُكَ وَ أَنَّكَ فَرْعُهُ وَ أَنَّكَ لَوْلاهُ لَمْ تَكُنْ، فَمَهْما رَأَيْتَ فى نَفْسِكَ مِمّا تُعْجِبُكَ فَاعْلَمْ أَنَّ أَباكَ أَصْلُ النِّعْمَةِ عَلَيْكَ فيهِ وَ احْمَدِ اللّهَ وَ اشْكُرْهُ عَلى قَدْرِ ذلِكَ.»:
و امّا حقّ پدرت را بايد بدانى كه او اصل و ريشه توست و تو شاخه او هستى، و بدانى كه اگر او نبود تو نبودى، پس هر زمانى در خود چيزى ديدى كه خوشت آمد بدان كه [از پدرت دارى] زيرا اساس نعمت و خوشى تو، پدرت مى باشد، و خدا را سپاس بگزار و به همان اندازه شكر كن.
18- تقدّم طاعت خدا بر هر چيز
«قَدِّمُوا أَمْرَ اللّهِ وَ طاعَتَهُ وَ طاعَةَ مَنْ أَوْجَبَ اللّهُ طاعَتَهُ بَيْنَ يَدَىِ الاُْمُورِ كُلِّها.»
طاعت خدا و طاعت هر كه را خدا واجب كرده بر همه چيز مقدّم بداريد.
19- حقّ مادر بر فرزند
«فَحَقُّ أُمِّكَ فَأَنْ تَعْلَمَ أَنَّها حَمَلَتْكَ حَيْثُ لايَحْمِلُ أَحَدٌ وَ أَطْعَمَتْكَ مِنْ ثَمَرَةِ قَلْبِها ما لا يُطْعِمُ أَحَدٌ أَحَدًا. وَ أَنَّها وَقَتْكَ بِسَمْعِها وَ بَصَرِها وَ يَدِها وَ رِجْلِها وَ شَعْرِها وَ بَشَرِها وَ جَميعِ جَوارِحِها مُسْتَبْشِرَةً بِذلِكَ، فَرِحَةً، مُوبِلَةً مُحْتَمِلَةً لِما فيهِ مَكْرُوهُها وَ أَلَمُها وَ ثِقْلُها وَ غَمُّها حَتّى دَفَعَتْها عَنْكَ يَدُالْقُدْرَةِ وَ أَخْرَجَتْكَ إِلَى الاَْرْضِ فَرَضِيَتْ أنْ تَشْبَعَ وَ تَجُوعَ هِىَ وَ تَكْسُوَكَ وَ تَعْرى وَ تَرْوِيَكَ وَ تَظْمَأَ وَ تُظِلَّكَ وَ تَضْحى وَ تُنَعِّمَكَ بِبُؤْسِها وَ تُلَذِّذَكَ بِالنَّوْمِ بِأَرَقِها وَ كانَ بَطْنُها لَكَ وِعاءً وَ حِجْرُها لَكَ حِواءً وَ ثَدْيُها لَكَ سِقاءً، وَ نَفْسُها لَكَ وِقاءً، تُباشِرُ حَرَّ الدُّنْيا وَ بَرْدَها لَكَ وَ دُونَكَ، فَتَشْكُرْها عَلى قَدْرِ ذلِكَ وَ لا تَقْدِرُ عَلَيْهِ إِلاّ بِعَوْنِ اللّهِ وَ تَوْفيقِهِ.»:
و امّا حقّ مادرت اين است كه بدانى او تو را در شكم خود حمل كرده كه احدى كسى را آن گونه حمل نكند، و از ميوه دلش به تو خورانيده كه كسى از آن به ديگرى نخوراند، و اوست كه تو را با گوش و چشم و دست و پا ومو و همه اعضايش نگهدارى كرده و بدين فداكارى شاداب و شادمان و مواظب بوده و هر ناگوارى و درد و سنگينى و غمى را تحمّل كرده تا [توانسته] دست قدرت [مكروهات] را از تو دفع نموده و تو را از آنها رهانده و به روى زمين كشانده و باز هم خوش بوده كه تو سير باشى و او گرسنه، و تو جامه پوشى و او برهنه باشد، تو را سيراب كند و خود تشنه بماند، تو را در سايه بدارد و خود زير آفتاب باشد و با سختى كشيدن تو را به نعمت رساند، و با بيخوابى خود، تو را به خواب كند، شكمش ظرف وجود تو بوده و دامنش آسايشگاه تو و پستانش مشك آب تو و جانش فداى تو و به خاطر تو، و به حساب تو، گرم و سرد روزگار را چشيده است.
به اين اندازه قدرش را بدانى و اين را نتوانى مگر به يارى و توفيق خدا.
20- ترغيب به علم
«لَوْ يَعْلَمُ النّاسُ ما فى طَلَبِ الْعِلْمِ لَطَلَبُوهُ وَ لَوْ بِسَفْكِ الْمُهَجِ وَ خَوْضِ اللُّجَجِ.»:
اگر مردم بدانند كه در طلب علم چه فايده اى است، آن را مىطلبند اگر چه با ريختن خون دل و فرو رفتن در گرداب ها باشد.
21- ارزش مجالس صالحان
«مَجالِسُ الصّالِحينَ داعِيَةٌ إِلَى الصَّلاحِ وَ آدابُ الْعُلَماءِ زِيادَةٌ فِى الْعَقلِ.»:
مجلس هاى شايستگان، دعوت كننده به سوى شايستگى است و آداب دانشمندان، فزونى در خرد است.
22- گناهانى كه مانع اجابت دعايند
«أَلذُّنُوبُ الَّتى تَرُدُّ الدُّعاءَ: سُوءُ النِّيَّةِ، وَ خُبْثُ السَّريرَةِ، وَ النِّفاقُ مَعَ الإِخْوانِ، وَ تَرْكُ التَّصْديقِ بِالاِْجابَةِ، وَ تَأخيرُ الصَّلَواتِ المَفْرُوضَةِ حَتّى تَذْهَبَ أَوْقاتُها، وَ تَرْكُ التَّقَرُّبِ إِلَى اللّهِ عَزَّوَجَلَّ بِالْبِّرِ وَ الصَّدَقَةِ، وَ اسْتِعْمالُ الْبَذاءِ وَ الْفُحْشِ فِى الْقَوْلِ.»:
گناهانى كه دعا را ردّ مى كنند، عبارتند از:1ـ نيّت بد،2ـ ناپاكى باطن،3ـ نفاق با برادران،4ـ عدم اعتقاد به اجابت دعا،5ـ تأخير نمازهاى واجب از وقت خودش،6ـ ترك تقرّب به خداوند عزّوجلّ به وسيله ترك احسان و صدقه، 7ـ ناسزاگويى و بدزبانى.
23- تاركان جاودانگى
«عَجَبًا كُلَّ الْعَحَبِ لِمَنْ عَمِلَ لِدارِ الْفَناءِ وَ تَرَكَ دارَ الْبَقاءِ.»:
شگفتا! از كسى كه كار مى كند براى دنياى فانى و ترك مى كند سراى جاودانى را!
24- نتيجه اتّهام
«مَنْ رَمَى النّاسَ بِما فيهِمْ رَمَوْهُ بِما لَيْسَ فيهِ.»:
هر كه مردم را به چيزى كه در آنهاست متّهم كند، او را به آنچه كه در او نيست متَّهم كنند.
25- دنيا وسيله است، نه هدف
«ما تَعِبَ أَوْلِياءُ اللّهِ فِى الدُّنْيا لِلدُّنْيا، بَلْ تَعِبُوا فِى الدُّنْيا لِلاْخِرَةِ.»:
اولياى خدا در دنيا براى دنيا رنج نمى كشند، بلكه در دنيا براى آخرت رنج مى كشند.
26- به خدا پناه مىبرم!
«أَلّلهُمَّ إِنّى أَعُوذُ بِكَ مِنْ هَيَجانِ الْحِرْصِ وَ سَوْرَةِ الْغَضَبِ وَ غَلَبَةِ الْحَسَدِ... وَ سُوءِ الْوِلايَةِ لِمَنْ تَحْتَ أَيْدينا.»:
خدايا! به تو پناه مى برم از طغيان حرص و تندى خشم و غلبه حسد... و سرپرستى بد براى زير دستانمان.
27- پرهيز از گناهكاران، ظالمان و فاسقان
إِيّاكُمْ وَ صُحْبَةَ الْعاصينَ، وَ مَعُونَةَ الظّالِمينَ وَ مُجاوَرَةَ الْفاسِقينَ، إِحْذَرُوا فِتْنَتَهُمْ، وَ تَباعَدُوا مِنْ ساحَتِهِمْ.
از همنشينى با گنهكاران و يارى ستمگران و نزديكى با فاسقان بپرهيزيد.
از فتنه هايشان برحذر باشيد و از درگاهشان دورى گزينيد.
28- نتيجه مخالفت با اولياء الله
«وَ اعْلَمُوا أَنَّهُ مَنْ خالَفَ أَوْلِياءَ اللّهِ وَ دانَ بِغَيْرِ دينِ اللّهِ، وَ اسْتَبَدَّ بِأَمْرِهِ دُونَ أَمْرِ وَلِىِّ اللّهِ، فى نار تَلْتَهِبُ.»:
بدانيد هر كه با اولياى خدا مخالفت كند، و به غير از دين خدا، دين ديگرى را پيروى نمايد و به رأى خويش استبداد ورزد، نه به فرمان ولِىّ خدا، در آتشى فروزان درافتد.
29- توجّه به قدرت و قرب خدا
«خَفِ اللّهَ تَعالى لِقُدْرَتِهِ عَلَيْكَ وَ اسْتَحْىِ مِنْهُ لِقُرْبِهِ مِنْكَ.»:
از خداى متعال به خاطر قدرتش بر تو بترس، و به خاطر نزديكى اش به تو، از او شرم و حيا داشته باش.
30- پرهيز از دشمنى و توجّه به دوستى
«لا تُعادِيَنَّ أَحَدًا وَ إِنْ ظَنَنْتَ أَنَّهُ لا يَضُرُّكَ، وَ لا تَزْهَدَنَّ فى صِداقَةِ أَحَد وَ إِنْ ظَنَنْتَ أَنَّهُ لا يَنْفَعُكَ... .»:
حتماً با هيچ كس دشمنى نكن، هر چند گمان كنى كه او به تو زيان نرساند، و حتماً دوستى هيچ كس را ترك نكن هر چند گمان كنى كه او سودى به تو نرساند... .
31- بهترين ميوه شنوايى
«لِكُلِّ شَىْء فاكِهَةٌ وَ فاكِهَةُ السَّمْعِ الْكَلامُ الْحَسَنُ.»:
براى هر چيزى ميوه اى است و ميوه شنوايى، كلام نيكوست.
32- فايده سكوت
«كَفُّ الاَْذى رَفْضُ الْبَذاءِ، وَ اسْتَعِنْ عَلَى الْكَلامِ بِالسُّكُوتِ، فَإِنَّ لِلْقَوْلِ حالاتٌ تَضُرُّ، فَاْحذَرِ الاَْحمَقَ.»:
جلوگيرى از آزار، ترك كلام قبيح است، و در سخن گفتن از سكوت كمك بخواه، زيرا براى سخن، حالاتى است كه زيان مى زند، بنابراين از سخن احمق برحذر باش.
33- راستگويى و وفا
«خَيْرُ مَفاتيحِ الاُْمُورِ الصِّدْقُ، وَ خَيْرُ خَواتيمِها الْوَفاءُ.»:
بهترين كليد گشايش كارها، راستگويى، و بهترين مُهرِ پايانى آن وفادارى است.
34- غيبت
«إِيّاكَ وَ الْغيبَةَ فَإِنَّها إِدامُ كِلابِ النّارِ.»:
از غيبت كردن بپرهيز، زيرا كه خورش سگهاى جهنّم است.
35- كريم و لئيم
«ألْكَريمُ يَبْتَهِجُ بِفَضْلِهِ، وَ اللَّئيمُ يَفْتَخِرُ بِمِلْكِهِ.»:
كريم و بخشنده به بخشش خويش خوشحال است و لئيم و پست به دارايى اش مفتخر است.
36- پاداش احسان
«مَنْ كَسا مُؤْمِنًا كَساهُ اللّهُ مِنَ الثِّيابِ الْخُضْرِ.»:
هر كه مؤمنى را بپوشاند، خداوند به او از جامه هاى سبز بهشتى بپوشاند.
37- اخلاق مؤمن
«مِنْ أَخلاقِ الْمُؤْمِنِ أَلاِْنْفاقُ عَلى قَدْرِ الاِْقْتارِ، وَ التَّوَسُّعُ عَلَى قَدْرِ التَّوَسُّعِ، وَ إِنْصافُ النّاسِ، وَ إِبْتِداؤُهُ إِيّاهُمْ بِالسَّلامِ عَلَيْهِمْ.»:
از اخلاق مؤمن، انفاق به قدر تنگدستى، و توسعه در بخشش به قدر توسعه،و انصاف دادن به مردم، و پيشى گرفتن سلام بر مردم است.
38- درباره عافيت
«إِنّى لاََكْرَهُ لِلرَّجُلِ أَنْ يُعافى فِى الدُّنْيا فَلا يُصيبُهُ شَىءٌ مِنَ الْمَصائِبِ.»:
من براى كسى نمى پسندم كه در دنيا عافيت داشته باشد و هيچ مصيبتى به او نرسد.
39- ثواب و عقاب زودرس
«إنَّ أَسْرَعَ الْخَيْرِ ثَوابًا الْبِرُّ، وَ أَسْرَعُ الشَّرِّ عُقُوبَةً الْبَغْىُ.»:
به راستى كه ثواب نيكوكارى، زودتر از هر كار خيرى خواهد رسيد، و عقوبت ستمگرى، زودتر از هر بدى دامنگير آدمى شود.
40- دعا، سپر بلا
«إِنَّ الدُّعاءَ لَيَرُدُّ الْبَلاءَ وَ قَدْ أُبْرِمَ إِبْرامًا. أَلدُّعاءُ يَدْفَعُ الْبَلاءَ النّازِلَ وَ ما لَمْ يَنْزِلْ.»
به راستى كه دعا، بلا را برگرداند، آن هم بلاى حتمى را. دعا بلايى را كه نازل شده و آنچه را نازل نشده دفع كند.

دانلود کتب مذهبی

این کتابها به صورت فشرده می باشد بعد از دانلود

 

هر کتاب صلوات فراموش نشه

از عاشورا تا غدير ( محمد عسكري ) معارف

كمالات وجودي انسان ( محمد شجاعي ) معارف

شناخت منافقين ( علي حسيني يكتا ) معارف

زندگي شناسي جلد 2 ( جلال الدين فارسي ) معارف قرآن

زندگي شناسي جلد 3 ( جلال الدين فارسي ) معارف قرآن

زندگي شناسي جلد 4 ( جلال الدين فارسي ) معارف قرآن

زندگي شناسي جلد 5 ( جلال الدين فارسي ) معارف قرآن

زندگي شناسي جلد 6 ( جلال الدين فارسي ) معارف قرآن

زندگي شناسي جلد 7 ( جلال الدين فارسي ) معارف قرآن

طعم خوب بندگي ( غلامحسين اسدي ملامحله اي ) اولياء الله

در محضر عارفان ( واصف بادكوبه اي ) انسان سازي

عوامل عزت و ذلت از ديدگاه قرآن معارف قرآن | تفسير

كشكول شيخ بهايي ( شيخ بهايي (ره) ) انسان سازي

كيش پارسايان ( مجتبي تهراني ) انسان سازي

مناظره زبان و اندامها ( سيد حسين شيخ الاسلامي ) انسان سازي

تحليلي بر روشهاي تربيت نفس و اهداف آن در فرهنگ وحي( اكبر دهقان ) انسان سازي

پندهاي حكيمانه ( عباس عزيزي ) انسان سازي

چهل داستان ( اكبر زاهري ) حكايات | اخلاقي و عرفاني

داستانهاي ما جلد 1 ( علي دواني ) حكايات | تاريخي

داستانهاي ما جلد 2 ( علي دواني ) حكايات | تاريخي

داستانهاي ما جلد 3 ( علي دواني ) حكايات | تاريخي

داستان عارفان ( كاظم مقدم ) حكايات

داستانهاي بحار الانوار جلد 5 ( محمود ناصري ) حكايات

يكصد موضوع و پانصد داستان ( سيد علي اكبر صداقت ) حكايات

در حريم عشق ( سيد عبدالله حسيني ) ادعيه و زيارت | حديث

جهاد با نفس ( شيخ حر عاملي (ره) ) ادعيه و زيارت | حديث

فلاح السائل ( علامه سيد بن طاووس (ره) ) ادعيه و زيارت

روزها و رويدادها ( جمعي از نويسندگان ) تاريخ

روزشمار تاريخ اسلام ( سيد تقي واردي ) تاريخ

ره توشه راهيان نور گوناگون

ساده زيستي گوناگون

تقابل فرهنگي در روابط بين الملل اسلام و غرب ( احمد عليخاني ) گوناگون

گلهاي آرامش بخش ( مهدي رضايي ) اجتماعي | زن در اسلام

جوان از نظر عقل و احساسات جلد 1 ( محمد تقي فلسفي ) اجتماعي | جوانان

جوان و فرهنگ و زندگي جلد 1 ( اسماعيل شفيعي سروستاني ) اجتماعي | جوانان

جوان در كلام نور ( مرتضي روحاني ) اجتماعي | جوانان

مشاوره در آيينه علم و دين ( علي نقي فقيهي ) اجتماعي

نظم و انظباط ( گروه معارف صدا و سيما ) اجتماعي

قصه غربت غربي ( محمد باقر ذوالقدر ) اجتماعي

احكام پسران ( سيد مهدي آيت اللهي ) معارف | احكام اسلامي

ترجمه تحريرالوسيله امام خميني(ره)جلد 1 (سيد محمد باقر موسوي) معارف | احكام اسلامي

ترجمه تحريرالوسيله امام خميني(ره)جلد 2 (سيد محمد باقر موسوي) معارف | احكام اسلامي

ترجمه تحريرالوسيله امام خميني(ره)جلد 3 (سيد محمد باقر موسوي) معارف | احكام اسلامي

ترجمه تحريرالوسيله امام خميني(ره)جلد 4 (سيد محمد باقر موسوي) معارف | احكام اسلامي

  •  تفسير الميزان جلد 11 ( علامه طباطبايي (ره) ) معارف قرآن | تفسير

    تفسير الميزان جلد 12 ( علامه طباطبايي (ره) ) معارف قرآن | تفسير

    تفسير الميزان جلد 13 ( علامه طباطبايي (ره) ) معارف قرآن | تفسير

    تفسير الميزان جلد 14 ( علامه طباطبايي (ره) ) معارف قرآن | تفسير

    تفسير الميزان جلد 15 ( علامه طباطبايي (ره) ) معارف قرآن | تفسير

    محيط زيست ( احمد عليخاني ) گوناگون

  • کتابهای زیر همه به صورت فشرده شده می باشند  
  •  
  • از ديار حبيب ( سيد مهدي شجاعي ) حكايات | تاريخي
  • داستانهاي بحارالانوار جلد 2 ( محمود ناصري ) حكايات
  • داستانهاي بحارالانوار جلد 3 ( محمود ناصري ) حكايات
  • داستانهاي بحارالانوار جلد 4 ( محمود ناصري ) حكايات
  • داستان باستان ( آيةالله حسين نوري ) حكايات | تاريخي
  • اسلام و مقتضيات زمان جلد 1 ( علامه شهيد مرتضي مطهري ) معارف | معارف اسلامي
  • نجم الثاقب ( ميرزا حسين طبرسي نوري ) اولياءالله | معصومين | امام مهدي(عج)
  • حديث حج ( محسن قرائتي ) معارف | معارف اسلامي | حج
  • عمره ( محسن قرائتي ) معارف | معارف اسلامي | حج
  • انسان از مرگ تا برزخ ( نعمت الله صالحي حاجي آبادي ) معارف | معارف اسلامي
  • تفسير الميزان جلد 1 ( علامه طباطبايي (ره) ) معارف قرآن | تفسير
  • تفسير الميزان جلد 2 ( علامه طباطبايي (ره) ) معارف قرآن | تفسير
  • تفسير الميزان جلد 3 ( علامه طباطبايي (ره) ) معارف قرآن | تفسير
  • تفسير الميزان جلد 4 ( علامه طباطبايي (ره) ) معارف قرآن | تفسير
  • تفسير الميزان جلد 5 ( علامه طباطبايي (ره) ) معارف قرآن | تفسير
  • تفسير الميزان جلد 6 ( علامه طباطبايي (ره) ) معارف قرآن | تفسير
  • تفسير الميزان جلد 7 ( علامه طباطبايي (ره) ) معارف قرآن | تفسير
  • تفسير الميزان جلد 8 ( علامه طباطبايي (ره) ) معارف قرآن | تفسير
  • تفسير الميزان جلد 9 ( علامه طباطبايي (ره) ) معارف قرآن | تفسير
  • تفسير الميزان جلد 10 ( علامه طباطبايي (ره) ) معارف قرآن | تفسير
  • تفسير نمونه جلد 1 ( جمعي از فضلا ) معارف قرآن | تفسير
  • تفسير نمونه جلد 2 ( جمعي از فضلا ) معارف قرآن | تفسير
  • تفسير نمونه جلد 3 ( جمعي از فضلا ) معارف قرآن | تفسير
  • تفسير نمونه جلد 4 ( جمعي از فضلا ) معارف قرآن | تفسير
  • تفسير نمونه جلد 5 ( جمعي از فضلا ) معارف قرآن | تفسير
  • تفسير نمونه جلد 6 ( جمعي از فضلا ) معارف قرآن | تفسير
  • تفسير نمونه جلد 7 ( جمعي از فضلا ) معارف قرآن | تفسير
  • تفسير نمونه جلد 8 ( جمعي از فضلا ) معارف قرآن | تفسير
  • تفسير نور جلد 5 ( محسن قرائتي ) معارف قرآن | تفسير
  • تفسير نور جلد 6 ( محسن قرائتي ) معارف قرآن | تفسير
  • تفسير نور جلد 7 ( محسن قرائتي ) معارف قرآن | تفسير
  • تفسير نور جلد 8 ( محسن قرائتي ) معارف قرآن | تفسير
  • تفسير تسنيم جلد 1 ( آيةالله عبدالله جوادي آملي ) معارف قرآن | تفسير
  • تفسير تسنيم جلد 2 ( آيةالله عبدالله جوادي آملي ) معارف قرآن | تفسير
  • تفسير تسنيم جلد 4 ( آيةالله عبدالله جوادي آملي ) معارف قرآن | تفسير
  • تفسير تسنيم جلد 5 ( آيةالله عبدالله جوادي آملي ) معارف قرآن | تفسير
  • آزادي معنوي ( علامه مرتضي مطهري(ره) ) معارف | معارف اسلامي
  • نقش امامت در زندگي انسانها ( سيد حميد فتاحي ) معارف | معارف اسلامي
  • معاد ( محسن قرائتي ) معارف | معارف اسلامي
  • تسلية العباد در ترجمه مسكن الفواد ( شهيد ثاني(ره) ) معارف | معارف اسلامي
  • نبوت از ديدگاه امام خميني(ره) ( موسسه تنظيم و نشر آثار ) معارف | معارف اسلامي
  • شيعه در اسلام ( محمد حسين طباطبايي (ره)) معارف | معارف اسلامي
  • تشيع چيست و شيعه كيست؟ ( سيد محسن حجت ) معارف | معارف اسلامي
  • پيشگوييهاي امام علي (ع) ( سيد محمد نجفي يزدي ) اولياالله | معصومين | امام علي (ع)
  • فضايل و سيره زندگي 14 معصوم در آثار شهيد مطهري ( عباس عزيزي ) اولياالله | معصومين (ع)
  • ويژگيهاي امام حسين (ع) ( علامه شيخ جعفر شوشتري ) اولياالله | معصومين | امام حسين (ع)
  • صحيفة الحسن (ع) ( جواد قيومي اصفهاني ) اولياالله | معصومين | امام حسن(ع)
  • زيتون ( علامه شيخ جعفر شوشتري ) اولياالله | معصومين | امام حسين (ع)
  • امام حسين(ع) الگوي زندگي جلد 5 ( حبيب الله احمدي) اولياالله | معصومين | امام حسين (ع)
  • ده گفتار ( محسن قرائتي ) اولياالله | معصومين | امام حسين (ع)
  •  

  • قالب کتابها فشرده می باشند اللهم عجل لولیک الفرج
  • گنجينه جواهر يا كشكول ممتاز( شيخ مرتضي احمديان ) اجتماعي
  • مباني تربيتي - عرفاني ( سيد شفيع مازندراني ) اجتماعي
  • راز نماز ( محسن قرائتي ) معارف | معارف اسلامي | نماز
  • نماز راز دوست( علي رستمي ) معارف | معارف اسلامي | نماز
  • 114 نكته در باره نماز( محسن قرائتي ) معارف | معارف اسلامي | نماز
  • نماز خوبان( علي احمدپور تركماني ) معارف | معارف اسلامي | نماز
  • تفسير نماز( محسن قرائتي ) معارف | معارف اسلامي | نماز
  • پيام عاشورا( محمد صادق نجمي ) معارف | عاشورا
  • نماز

    پیامبر (ص)فرمود:
    امت من چهار گروه هستند:
    1.گروهی که نماز می خوانند ولی در نمازشان سهل انگارند«ویل» برای آن هاست و ویل نام یکی از طبقات زیرین جهنم است،
    خداوند فرمود:پس «ویل» برای نمازگزاران است،آنهایی که در نمازشان سهل انگارند.
    2.گروهی گاهی نماز می خوانند و گاهی نمی خوانند،پس«غَی»مال آن هاست،و «غَی»نام یکی از طبقات پایین جهنم است. خداوند
    متعال فرمود:سپس جانشین آن مردم خدا پرست قومی شدند که نماز را ضایع کرده و از شهوات پیروی کردند،و اینها به زودی در
    «غَی»افکنده خواهند شد.
    3.گروهی هیچ وقت نماز نمی خوانند،«سَقَر» برای آنهاست،«سَقَر»هم نام یکی از طبقات زیرین جهنم است که خداوند متعال فرمود:
    (اهل بهشت از اهل جهنم سؤال می کنند)چه چیزی شما را به سقر کشاند؟در جواب می گویند: ما از نماز گزاران نبودیم.
    4.گروهی همیشه نماز می خوانند، ودر نمازشان خشوع دارند.خداوند متعال فرمود:مؤمنان رستگار شدند آنهایی که در نمازشان با
    خشوع هستند.
    امیدواریم خداوند متعال همه ی ما را از گروه چهارم قرار دهد.

    فرمایشات گهربار پیامبر اعظم (ص)

    پیامبر اعظم(ص)


     
    1) مسلمان آیینه مسلمان است، وقتی چیزی در او دید باید برطرف نماید.

    2) خداوند در روز رستاخیز می گوید : ای فرزند آدم ! بیمار شدم و مرا عیادت نکردی ، گوید : خدایا چگونه تو که پروردگار جهانیانی عیادت کنم ، گوید: مگر نمی دانی که فلان بنده ی من بیمار بود و او را عیادت نکردی مگر نمی دانی که اگر او را عیادت می کردی مرا پیش او می یافتی ؟

    ای فرزند آدم ! من از تو غذا خواستم و تو به من غذا ندادی. گوید : پروردگارا ! چگونه تو را که پروردگار جهانیانی غذا دهم ؟ گوید : مگر نمی دانی که فلان بنده من از تو غذا خواست و او را غذا ندادی ! مگر نمی دانی که اگر او را غذا می دادی اکنون پاداش آن را پیش من می یافتی.
    ای فرزند آدم ! از تو آب خواستم به من آب ندادی . گوید : پروردگارا ! چگونه تو را که پروردگار جهانیانی آب دهم ؟ گوید فلان بنده ی من از توآب خواست به او آب ندادی اگر به او آب می دادی اکنون پاداش آن را نزد من می یافتی.

    3) آبرویتان را به وسیله اموالتان حفظ کنید. .

    4) هر کس از آبروی برادر خویش دفاع کند خدا آتش را از چهره ی وی باز دارد.

    5) هر که در غیاب برادرش از آبروی وی دفاع کند ، بر خدا واجب است که او را از جهنم مصون دارد.

    6) بهترین شما کسی نیست که دنیا ی خود را برای آخرت خود واگذارد و نه آخرت خویش را برای دنیا واگذارد باید از هر دو بهره بگیرد که دنیا وسیله رسیدن به آخرت است و سربار مردم نباشید.

    7) دنیای خویش را اصلاح کنید و برای آخرت خویش بکوشید چنانچه که فردا خواهید مرد.

    8) پشیمان تر از همه مردم در روز قیامت کسی است که آخرت خود را به دنیا ی دیگری فروخته باست.

    9) بهترین شما کسی است که آخرت خود را برای دنیا از دست ندهد و دنیای خود را برای آخرت از دست ندهد و سربار مردم نباشد.

    10) ای مردم خدای شما یکی و پدر شما یکی است همه فرزندان آدمید وئ آدم از خاک است هر کس از شما پرهیزکارتر است پیش خدا بزرگوارتراست. عربی برعجمی جز پرهیزکاری امتیاز ندارد.

    11)اگر به اندازه کوه احد طلا داشتم دوست داشتم پس از سه روز چیزی از آن نزد من نباشد مگر چیزی که برای قرض ذخیره کرده باشم.

    12) نیکی به خوبی لباس و ظاهر نیست بلکه نیکی به آرامش و وقار است .

    13) زیان کار ترین مردم آن کسی است که عمری را به آرزو گذراند و روزگار، وی را به منظورش نرسانده باشد و از دنیا بی توشه بیرون رود و در پیشگاه خداوند دلیل نداشته باشد .

    14) برامت خویش بیش از هر چیز از هوس و آرزوی دراز بپرهیزید که موجب هلاکت امتها است.

    15) ان که در دنیا مردم را بیشتر آزار دهد، در روز رستاخیز پیش خدا از همه ی مردم عذاب وی سخت تر است.

    16) کسی که از گناه توبه کند چنان است که گناه نکرده باشد و کسی که از گناه آمرزش طلبد و باز مرتکب آن شود چنان است که پروردگار خویش را به مسخره کند و هر که مسلمانی را آزار رساند گناهش به اندازه نخلستانها ست .

    17) هر که مسلمانی را آزار کند مرا آزرده و هر که مرا آزار کند خدا را آزار داده است .

    18) روا نست که مومنی به برادر خویش به تندی نظر کند که مایه ی آزار او شود.

    19) خداوند بنده ای را که هنگام خرید و فروش و هنگام پردات و دریافت آسان گیر است را دوست دارد.

    20) خداوند شخص آسان گیر آزاده را دوست دارد.

    21) تعلیم دهید و سهل گیری و سخت مگیرید. گشاده رویی کنید و خشونت مکنید و چون یکی از شما خشمگین شود خاموش ماند.

    22) هر که آسان گیر و نرم خو باشد خدا او را به جهنم حرام کند.

    23) با کسان سهل انگاری کن تا با تو سهل انگاری کنند.

    24) خداوند به حکمت و فضل خویش، آسایش و شادی را در یقیین و رضا قرار داده و غم و اندوه را در تردید و غضب ودیعه نهاده است.

    25) در موقع آسایش خدا را بشناس تا در موقع سختی تو را بشناسد.

    26) سرکشی، آفت شجاعت است--- تفاخر، آفت شرافت است --- منّت ، آفت بخشش است --- خود پسندی، آفت زیبایی است --- دروغ ، آفت سخن گفتن است --- فراموشی، آفت دانش است --- سفاهت ، آفت بردباری است --- اسراف آفت بخشش است --- هوس آفت دین است.

    27) در باره مخلوقات خدا تفکر کنید و ردباره ذات خدا تفکر نکنید که هلاک خواهید شد.

    28) از جمله لوازم آمرزش، ادای سلام و نیکی کلام است.

    29) از جمله لوازم آمرزش این است که برادر مومن خود را خرسند سازی.

    30 ) چه خوب است که آدم گاهی خلوت کند و گناهان خود را به یاد آورد و از خدا آمرزش خواهد.

    31) چون خدا پشیمانی بنده ای را از گناهی بداند پیش از آنکه آمرزش بخواهد وی را بیامرزد.

    32) هر که گناهش او را دلتنگ کند، آمرزیده شود اگر چه آمرزش نخواهد.

    33) دانش بیاموزید و با دانش، وقار و آرامش آموزید و نسبت به آموزگار خویش فروتن باشید.

    34) دانشمندی که از علم او استفاده شود از هزار عابد بهتر است.

    35) وقتی خداوند بنده ای را دوست دارد، وی را مبتلا سازد تا تضرع او را بشنود.

    36) وقتی بنده ای در عمل کوتاهی کند، خداوند او را به غم مبتلا سازد.

    37) خداوند بنده ی مومن خود را به معرض مبتلا می کند تا گناهان او را بریزد.

    38) خدا آنسانی را که چیزی از ما بشنود و همانطور که شنیده به دیگران برساند، یاری کند.

    39) چه نیکو عطایی است سخن حقّی که بشنوی و به برادر مومن خویش برسانی.

    40) خداوند کمک را به قدر احتیاج نازل می سازد و صبر را به اندازه بلا می دهد.