یادش بخیر

سلام

خوبید, مرسی که به وبلاگ خودتون سر زدید

خیلی از دوستان ازم خواستن که یه خاطره واسشون توی وبلاگ بزارم

چشم

اما قبل از خاطره یه معما تعریف می کنم

یه روز یه مردی 3 تا جوجه داشت

یکی قرمز یکی سبز  و یکی طلایی(از همون جوجه خوشکلا که من دوست دارم)

یه روز صبح که از خواب بیدار شد دید جوجه قرمزه نیستش

همه جا رو گشت

اما خبری از جوجه نبود

حالا شما حدس بزنید جوجه قرمزه کجا رفته بود؟؟؟؟؟

 

خب بریم سراغ خاطره

یه روز صبح گوشیم زنگ خورد

دیدم مرتضی دوستمه(مرتضی دوست دوره دانشگاه منه که توی

زرین شهر مشغول خدمت مقدس سربازیش بود)

سلام و احوالپرسی کردیم

مرتضی گفت: 2 روز دیگه میام اهواز ,بیا سمت شرکت دوستم اول نادری تا ببینمت

منم خیلی حال کردم و گفتم: ای به چشم

خلاصه 2 روز بعد ما رفتیم اونجا( ای کاش نمی رفتیم)

وای مرتضی رو بعد از چند ماه می دیدم

کلی روبوسی و احوالپرسی کردیم و مرتضی کارکنای شرکت رو بهم معرفی کرد:

احسان و بهرام عباس جون( عباس = سر سوراخت دعواست ) و فهمیه خانم که منشی شرکت بود.

از اون منشی ها که می گن سلام صبح بخیر آقای رئیس

نه از اونا که می گن سلام صبح شده اقای رئیس

بچه های شرکت به فهمیه می گفتند :مامان تجربه

خدائیش دختر اهل حالی بود اما در کل خیلی آدم مرموزی بود

از بخت خوب یا بد ما یه دختر خاله چسقال داشت به اسم شقایقاز اون دهن سرویس های روزگار)

شقایق کلا مثل علف هرز رشد کرده بود

یعنی اصلا می شد رشد اون رو با چشم غیر مسلح دید.....!

شقایق اون روز اومد شرکت که به دختر خاله اش سر بزنه

منم دیدم فرصت خوبیه

 روی مخ شقایق رفتیم و و خلاصه اشاره و خنده  شماره و..............مسج و زنگ ............

و بعد از چند روز قرار گذاشتیم با شقایق بریم سینما

( خونه که نباشه آدم مجبور می شه بره سینما دیگه)

می پرسید کدوم سینما ؟ خب معلومه دیگه سینما اوکسین(آخه خیلی تاریکه)

می پرسید کدوم فیلم؟ مهم نیست .................

کدوم سانس ؟ آهان این سوال خوبیه

سانس 8 تا 10 شب

خلاصه رفتیم سینما...............................................

ما یه خورده دیر رسیدیم, البته فقط 5 دقیقه

خواستیم بریم داخل سینما مسئول دمه در گفت :آقا دیر اومدید و بلیط تمام شده

گفتیم: بابا بی خیال این همه راه اومدیدم بیا این 4 هزار تومن رو بزار تو جیبت بزار ما بریم داخل

گفت: نمی شه اصلا فیلمش خارجیه و اصلا قشنگ هم نیست............!!!!!!!!!!!

یهو شقایق فرت برگشت گفت :مگه ما اصلا می خوایم بریم داخل فیلم رو نگاه کنیم!!!!؟؟؟

یارو برگشت و با حالت تعجب مثل بزکوهی منو نگاه کرد گفت: هر کاری هم بخواین داخل بکنید

 من نمی زارم برید داخل!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

منم که دیدم وقت داره می گذره و حال و حول رو دارم از دست می دم زنگ زدم به یکی از آشناها و اونم زنگ زد به مسول سینما و خلاصه ما رو گذاشتن بریم داخل سالن سینما......................

قربون سینما اوکسین برم که اینقدر تاریکه

رفتیم ردیف آخر ( محبوب ترین قسمت سینما) یه جای دنج پیدا کردیم و نشستیم

 

مثل همیشه اول دست تو دست و بعد هم دست تو گردن و ................................

از گفتن جزئیات بیشتر به دلیل بد آموزی معذوریم

. لطفا اصرار بی جا نفرمایید.

 

یه نیم ساعتی ما مشغول کار خودمون بودیم (خدائیش شقایق راست می گفت مگه ما رفته بودیم فیلم ببینیم) که یهو مسئول سالن با چراغ قوه اومد بالا سر ما و گفت: بیاین بیرون

گفتم: چرا؟مگه چیزی شده؟ ما که داریم فیلمون رو می بینیم

گفت: بیرون کارتون دارن.......................

بلند شید برید بیرون

گفتم: هر کی کارمون داره بگو بیاد اینجا

فلیم به این قشنگی الکی از دستش نمی دم.........................

مسئول سالن رفت و با مامور نیروی انتظامی اومد

کف و خون قاطی کردم. بد بخت شدیم رفت. یه نگاهی به شقایق کردم دیدم رنگش مثل گچ دیوار توالت سفید شد

 بهش گفتم: شالتو بزار روی سرت , این یقه صاحب مرده رو ببند ...........

مامور گفت: جفتتون بیاین بیرون

از ترس نمی تونستم از جام بلند بشم

با هزار بد بختی رفتیم بیرون........................

ماموره یه نگاهی بهمون انداخت و گفت: با هم چه نسبتی دارید؟

منم دیدم نمی شه دروغ گفت , گفتم: با هم دوستیم

ماموری یه لبخند تلخی زد و گفت: خانواده هاتون می دونن با هم اومدید بیرون .......؟

گفتم: نه..........................

مامور رو کرد به شقایق و پرسید: توی کیفت چی داری؟

همین که شقایق خواست جواب بده گوشی ماموره زنگ خورد و ماموره مشغول حرف زدن شد

شقایق گفت : مهدی فرار کنیم؟

گفتم : فرار؟

گفت : آره بزن بریم............... مثل جت از سینما فرار کردیم...................

مامورا هم دنبالمون داشتن می اومدن

شقایق گفت:بریم تو این کوچه احسان اینجا با ماشین منتظرمونه

کف و گوه قاطی کردم ! چرا باید احسان منتظرمون باشه؟

جریان از چه قراره؟

نفهمیدم چطوری سوارپاترول مشکی رنگ احسان شدیم و حرکت کردیم...........

حالا مگه مامورا بی خیال می شدند؟

اونا هم با ماشین افتادن دنبالمون

وای چه تعقیب و گریزی بود

به احسان می گفتم: فقط جان مادرت گاز بده و برو................................

پلیس هم با آژیر دنبال ما بود

توی اتوبان بهبهانی که رسیدیم بهرام با موتور به همراه فهمیه سر کلشون پیدا شد

فهمیه از روی موتور داد می زد: شقایق دیونه مگه نفگتم این کارو نکن خطر داره..........

کیفتو بده من

شقایق هم می گفت: کیفمو نمی دم شما خودتون رو نجات بدید و برید.......................

به شقایق گفتم: احمق جان توی کیفت چی داری مگه؟

چرا مامورا افتادن دنبالمون؟

شقایق گفت: یه چیز خصوصیه...............

گفتم: اسکل مگه صدای آژیر مامورا نمی شنوی؟؟؟؟؟؟؟

داشتم با شقایق بحث می کردم که یهو یه الگانس از جلو اومد و راه بست

احسان زد سر ترمز...................................

مامورا توی بلندگو داد می زدند:.................................

تسلیم بشید................................

دیگه راه فراری ندارید..........................................

دستاتون رو بزارید روی سرتون و از ماشین خیلی آروم پیاده بشید

چند لحظه نگذشت که ما پیاده شدیم

توی همین لحظه مامورا بهرام و فهیمه رو با کوله باری از تجربه دستگیر کردن

یکی از مامورا اومد سمت ما و کیف شقایق رو از دستش گرفت

و خیلی آروم زیپ کیف رو باز کرد.................

........................

احسان گفت :بچه ها زندان نرفته بودیم که رفتیم

از ترس زرد کرده بودم

فکر می کردم یه خوابه

ماموره وقتی زیپ کیف رو باز کرد با تعجب یه نگاهی به ما کرد

اگه گفتید توی کیف چی بود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

همون جوجه قرمزه بود

ههههههههههههههههههههههههههههههههههههههه

جان من حال کردید؟

خدائیش این تن بمیره ارزش خوندن داشت

عجب خاطره توپی بود

با تشکر از شقایق و مرتضی و بهرام و موتورش و احسان و پاترول قشنگش و فهیمه جون مادر تجربه

 

چه می کنه این مهدی....................................؟؟؟؟

سلامتی اون پسری که ...................

ﺳﻼﻣﺘﯽ ﺍﻭﻥ ﭘﺴﺮﯼ ﮐﻪ ﺭﻓﺖ ﺗﻮ ﭘﺎﺭﮎ ﺑﻪ ﺩﻭﺱ ﺩﺧﺘﺮﺵ ﺍﺱ ﺩﺍﺩ ﮔﻔﺖ ﮐﺠﺎﯾﯽ؟؟؟

ﺩﺧﺘﺮﻩ ﮔﻔﺖ ﺳﺮﻣﺎ ﺧﻮﺭﺩﻡ ﺭﻭ ﺗﺨﺖ ﺧﻮﺍﺑﻢ ...
ﭘﺴﺮﻩ ﮐﻪ ﺩﺍﺷﺖ ﻧﮕﺎﺷﻮﻥ ﻣﯿﮑﺮﺩ ﺭﻭ ﻧﯿﻤﮑﺖ ﻧﺸﺴﺘﻦ ﺑﻬﺶ ﺍﺱ ﺩﺍﺩ ﺩﺳﺘﻪ ﻋﺸﻘﺘﻮ ﻭﻝ ﮐﻦ ﻻﺍﻗﻞ ﺍﻭﻥ ﺳﺮﻣﺎ ﻧﺨﻮﺭﻩ ..
ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩ ﭼﯽ ﻣﯿﮕﯽ؟؟؟؟!! :|
ﭘﺴﺮﻩ ﺭﻓﺖ ﺍﺯ ﭘﺸﺖ ﺩﺳﺘﺸﻮ ﮔﺬﺍﺷﺖ ﺭﻭ ﺷﻮﻧﻪ ﺩﺧﺘﺮﻩ , ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺑﺮﮔﺸﺖ
.
.
.
.
.
.
.
.
. ﭘﺴﺮﻩ ﺩﯾﺪ ﯾﮑﯽ ﺩﯾﮕﺲ ... ﻋﺎﻗﺎ ﺿﺎﯾﻊ ﺷﺪﺍ |:
ﺗﺎ ﺭﻓﺖ ﻓﺮﺍﺭ ﮐﻨﻪ ﺩﻭﺱ ﭘﺴﺮ ﺩﺧﺘﺮﻩ ﮔﺮﻓﺘﺶ ﺗﺎ ﺧﻮﺭﺩ ﺍﯾﻨﻮ ﺯﺩ ﺩﻭﺱ ﺩﺧﺘﺮ ﺧﻮﺩﺷﻢ ﺩﯾﮕﻪ ﺟﻮﺍﺑﺸﻮ ﻧﺪﺍﺩ ﺗﺎ ﺩﯾﮕﻪ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻏﻠﻄﺎ ﻧﮑﻨﻪ :(((( :|

خدای من .............................نه

زنی مشغول درست کردن تخم مرغ برای صبحانه بود.

ناگهان شوهرش سراسیمه وارد آشپزخانه شد و داد زد : مواظب باش ، مواظب باش ، یه کم بیشتر کره توش بریز….
وای خدای من ، خیلی زیاد درست کردی … حالا برش گردون … زود باش
...
باید بیشتر کره بریزی … وای خدای من از کجا باید کره بیشتر بیاریم ؟؟ دارن می‌سوزن مواظب باش ، گفتم مواظب باش ! هیچ وقت موقع غذا پختن به حرفهای من گوش نمی‌کنی … هیچ وقت!! برشون گردون ! زود باش ! دیوونه شدی ؟؟؟؟ عقلتو از دست دادی ؟؟؟ یادت رفته بهشون نمک بزنی … نمک بزن … نمک …
زن به او زل زده و ناگهان گفت : خدای بزرگ چه اتفاقی برات افتاده ؟! فکر می‌کنی من بلد نیستم یه تخم مرغ ساده درست کنم؟
شوهر به آرامی گفت : فقط می‌خواستم بدونی وقتی دارم رانندگی می‌کنم، چه بلائی سر من میاری.

دقت کردین

دقت کردین اينايى كه تو مهمونيا دارن كباب باد ميزنن

وقتى ازشون تشكر ميكنى، جوگير ميشن تندتر باد ميزنن

حتما امتحان کنید
:))

خودرو شخصی

مرحوم فلسفی به همراه همسرش از جایی می‌گذشتند.
زن بی حجابی با طعنه‌ گفت: بدبخت! زنش را گونی‌پیچ کرده.
مرحوم فلسفی رو به زن گفت: چرا کسی روی اتوبوس‌های کنار خیابان چادر نمی‌کشد؟
زن گفت: چون وسیله نقلیه عمومی هستند و ارزشی ندارند.باز پرسید:چرا همه روی خودروهای خودشان چادر می‌کشند؟
گفت:چون وسیله شخصی است و باارزش است.
مرحوم فلسفی گفت: زن من جزء لوازم شخصی من است و ارزشمند،نه مثل وسیله نقلیه عمومی !!!

این آخه چه طرزشه دیگه

دو هفته پیش مامانم رفته بود اصفهان

 

 دریغ از یه دونه گز یا پولکی که سوغاتی بیاره …

 


الان واسمون مهمون اومده مامانم خونه نبود زنگ زده میگه :

 

 چای دم کن بعد برو توی اتاق من

 

 توی کمد لباسام پشت چمدون سیاهه یه بالش آبیه اونو وردار …

 


زیرش یه ملافه سبزه اونو وردار

 


زیرش یه ساک قهوه ایه

 


توی ساک قهوه ایه یه ساک زرشکیه

 


توی ساک زرشکیه یه پلاستیک بنفشه

 


از توی اون یه بسته سوهان عسلی بردار

 

 بزار جلو مهمون تا من بیام جاشونو دوباره عوض کنم

 

؛ حواست باشه دست به گز و پولکی ها نزنی ها !!!

راننده تاکسی

یه بار سوارتاکسی شده بودم که یه مسافر دیگه هم سوار شد و عقب نشست. راننده تاکسی عقبی به بهانه اینکه نوبت اون بوده با راننده این تاکسی درگیر شد. بعد از چند دقیقه که راننده تاکسی اومد نشست پشت فرمون، اون راننده عقبیه با مشت زد توی کاپوت ماشین. این مسافر پشت سری هم گفت: خاک تو سرش. زورش به خر نمیرسه به پالونش لگد می زنه : دی

اعترافات بامزه

سلام.........امروز براتون کلی اعترافات خنده دار آوردم.......هرکس نخونه از دستش رفته

 

اعتراف میکنم بچه ک بودم همیشه دلم میخواست  یجوری داداش کوچیکمو سر  بنیس کنم!رفتم بقالی مرگ موش بگیرم آقاهه که میدونست چوس فسقل مشنگیم بجاش آرد بهم داد منم ریختم تو قابلمه نهار! سر سفره وقتی همه شروع کردن بخوردن یهو گریه م گرفت! با چشمای خیس تا ته غذامو خوردم که همه با هم بمیریم!!!!!!!

اعتراف میکنم تا سنه ۱۳-۱۲ سالگی تحت تاثیر حرفای مادربزرگم که خیلی تو قید وبند حجاب بود با روسری میشستم جلو تلویزیون مخصوصا از ایرج طهماسب خیلی خجالت میکشیدم زیاد میخندید فکر میکردم بهم نظر داره

اعتراف یکی از دوستان:مامان بزرگ خدا بیامرز ما تو ۹۵ سالگی فوت کرد .صبح روزی که مامان بزرگم فوت کرده بود همه دور جنازش نشسته بودیم و همه داشتن گریه میکردن.. جمعیتم زیاد بود … منو داداشمم تو بغل هم داشتیم گریه میکردیم …. اشک فراوون بود و خلاصه جو گریه بود … یهو دختر خالم که تازه رسیده بود اومد تو حیاط و با جدیت داد کشید: مامان بزرگ زود رفتی … یهو کل خونه رفت رو هوا …حالا خندمون قطع نمیشد


یه شب مادرم مریض بود داشتم ازش پرستاری میکردم بعد گفت برو برام آب بیار رفتم آب آوردم دیدم خوابش برده اومدم تریپ بایزید بسطامی بردارم صبر کنم بیدار شه یه دفعه یه لحظه خوابم برد آبو ریختم رو مامانم !!!!!!!!

وقتی پدرم روزنامه میخونه روزنامه رو وسط آسمون و زمین تو هوا جلوی صورتش نگه میداره، اعتراف میکنم بچه که بودم یواشکی میرفتم پشت روزنامه طوری که پدرم منو نبینه و با مشت چنان میکوبیدم وسط روزنامه ،پاره که میشد هیچ، عینکش می افتاد ، و بابا کل مطلب رو گم میکرد. کلاً پدرم ۳۰ثانیه هنگ میکرد. بعد یک نگاه عاقل اندر صفیحی به من میکرد و حرص میخورد. اما هیچی بهم نمیگفت و من مانند خر کیف میکردم. تا اینکه یه روز پدرم پیش دستی کرد و قبل از من روزنامه رو کشید و با داد گفت: نکن بچـه. منم هول شدم مشت رو کوبیدم تو عینکه بابام. عینک شکست. من ۵ روز تو شوک بودم

اعتراف می‌کنم بچه که بودم شبا پیش خواهرم میخوابیدم وسطای شب که مطمئن میشدم که خوابش سنگین شده دستشو می‌کردم تو دماغم

سوار اتوبوس شدم، رفتن تو قسمت آقایون پیش یه آقایی نشستم و از خستگی خوابم برد، نزدیک مقصد دیدم زانوم درد میکنه فهمیدم آقایه کناری ۳-۲ بار با کیفش کوبیده تو پام تا بیدارم کنه چون میخواست پیاده بشه و من جلوش رو گرفته بودم، خیلی شاکی نگاش کردم، راننده هم بالا سرم بود. آقاء گفت : ببخشید خانم ۵ بار صداتون کردم نشنیدین، ترسیدیم. اعتراف میکنم برای اینکه ضایع نشم که مثل خرس خواب بودم وانمود کردم که کَر هستم و با زبون کر و لالی و طلبکارانه عصبانیتم رو نشون دادم ، مرد بیچاره اینقدررررر ناراحت شده بود ۱۰ دفعه با دست و ایما و اشاره از من معذرت خواهی میکرد

اعتراف میکنم راهنمایی که بودم به شدت جو گیر بودم، همسایگیمون یه خانومه بود که تازه از شوهرش طلاق گرفته بود، شوهره هم هر روز میومد و جلو در خونش سر و صدا راه مینداخت، خیلی دلم واسه خانومه میسوخت، یه روز که طرف اومده بود عربده کشی تصمیم گرفتم که برم و جلوش در بیام، رفتم تو کوچه و گفتم آهای چیکارش داری؟ یارو نه نگاه بم انداخت و یه پوزخندی زد و به کارش ادمه داد ، منم سه پیچش شدم ، وقتی دید من بیخیالش نمیشم گفت اصلا تو چیکارشی؟ منم جوگیر، گفتم لعنتی زنمه!!!!

احمقانه ترین کار زندگیم این بود که سعی کردم مفهوم ای دی اس ال رو برا مادربزرگم توضیح بدم

تو عروسی نشسته بودم یه بچه ۳ ، ۴ ساله اومد یک هسته هلو داد بهم، منم نازش کردم هسته رو گرفتم انداختم زیر میز، چند ثانیه بعد دیدم دوباره آوردش، این دفعه پرتش کردم یه جای دور دیدم دوباره آورد!! می خواستم این بار خیلی دور بندازمش که بغل دستیم بهم گفت آقا این بچس سگ نیست! طرف بابای بچه بود!!

اعتراف میکنم دوره دبستان امتحان جغرافی داشتیم یه سوالش این بود: تنها قمر کره زمین؟ من هم با اطمینان کامل نوشتم قمر بنی هاشم!!!

اگر شما هم از از این جور کارا تو دوران بچگی (یا حتی الان)انجام دادید...برام تو نظرها بنویسید تا با اسم خودتون بذارم تو وب!

منتظرماااا

پسر بودن یعنی چه؟



پسر بودن یعنی برو چند تا نون بخر

پسر بودن یعنی هی شماره دادن و هی منتظر زنگ بودن

پسر بودن یعنی بد و بیراه گفتن به دخترایی که تحویلشون نمی گیرن

پسر بودن یعنی كادو خریدن برای جی اف

پسر بودن یعنی تا کی مفت خوری می كنی

پسر بودن یعنی پس كی دفترچه آماده به خدمت می گیری

پسر بودن یعنی به زور سیكل داشتن

پسر بودن یعنی بابا پس كی میری برام خاستگاری

پسر بودن یعنی مثل خر حمالی كردن

پسر بودن یعنی جوراباتو در بیار حالم به هم خورد

پسر بودن یعنی چرا كار نمیكنی ... جون بكن دیگه

پسر بودن یعنی ببخشین ماشین و خونه هم دارین كه ...

پسر بودن یعنی همه مواقع مرد خونه هستی، حتی موقع دزد اومدن

پسربودن یعنی عمراً عزیز دل بابا باشی

پسر بودن یعنی در اول جوونی سربازی در انتظارته

پسربودن یعنی هرروز یک شکست عشقی خوردن

پسر بودن یعنی همه میرن مسافرت و تو باید بمونی و خونه رو بپایی

و اما پسر بودن یعنی هزار بدبختی دیگه...

رزم رستم و ویروس

کنون رزم ویروس و رستم شنو
دگر ها شنیدستی این هم شنو

که اسفندیارش یکی دیسک داد
بگفتا به رستم که ای نیک زاد

در این دیسک باشد یکی فایل ناب
که بگرفتم از سایت افراسیاب

برو سیر میکن بدین دیسک هان
که هم نون هم آب باشد در آن


تهمتن روان شد سوی خانه اش
شتابان به دیدار رایانه اش

چو آمد به نزد mini tower اش
بزد ضربه بر دکمه پاورش

دگر صبر و آرام و طاقت نداشت
مران دیسک را در drive اش گذاشت

نکرد هیچ صبرو نداد هیچ لفت
یکی list از root دیسکت گرفت

در آن دیسک دیدش یکی فایل بود
بزد enter آن رو اجرا نمود

کزان یک demo گشت زان پس عیان
به فیلم به موزیک و شرح بیان

به ناگه چنان سیستمش کرد هنگ
که رستم در آن ماند مبهوت و منگ

چو رستم دگر باره resetart نمود
همی کرد هنگ و همان شد که بود

تهمتن کلافه شد و داد زد
ز بخت بد خویش فریاد زد

چو تهمینه فریاد رستم شنود
بیامد که لیسانس رایانه بود

بدو گفت رستم همه مشکلش
وز آن دیسک و برنامه خوشگلش

چو رستم بدو داد قیچی و ریش
یکی bootable دیسک آورد پیش

یکی اندر آن دیسک بود
برآورد و آن را اجرا نمود

همی گشت toolkit هارد اندرش
چو کودک که گردد پی مادرش

به ناگه یکی رمز ویروس یافت
پی حذف امضای ایشان شتافت

چو ویروس را نیک بشناختش
مر از boot sector بر انداختش

یکی ضربه ضد بر سرش tool kit
که هر بایت آن گشت هشتاد bit

چنین گفت تهمینه با شوهرش
که این بار بگذشت از پل خرش

و گر باره اما جهالت مکن
ز رایانه اصلا تو صحبت مکن

قسم خورد رستم به پروردگار
نگیرد دگر دیسک از اسفندیار

فقط یه ایرانی میتونه ...

فقط یه ایرانی میتونه صبح جمعه ساعت 6 با هزار مشقت و برنامه ریزی قبلی پاشه بره بیرون حلیم بخوره , پارک بره,ورزش هم کنه,


بعد ساعت 9 برگرده خونه بگیره تا ظهر بخوابه!

***

فقط یه ایرانی میتونه کند بودن رشد موهاشو بندازه گردن دست سنگین ارایشگر!

***


 فقط خانومهای ایرانی هستن از یه هفته قبل از عروسی هی میگن


چی بپوشیم؟! .. چی بپوشیم؟!


اونوقت شب عروسی ؛ رسماً هیچی نمی پوشن

***



 فقط یه ایرانی میتونه اینو باور داشته باشه که اگه جفت راهنمای ماشین و روشن کنه، مجازه تو اتوبان دنده عقب حرکت کنه!

***


 فقط تو ایران مدارسو 5شنبه ها تعطیل میکنن ولی به جاش بقیه هفته رو براش کلاس جبرانی در نظر میگیرن باپولهای آنچنانی !!!

***


 تعمیرات مدل ایرانی‌:


۱-درشو باز کردن و فوت کردن. ۲-کامل باز کردن و دوباره بستن


۳-محکم زدن(مثل به پشت کنترل تلویزیون).

***


 فقط آسمون ایران میتونه : کمی ! تا قسمتی! نیمه ابری! همراه با بارش پراکنده!در برخی از نقاط باشه. . . ( آخر ادبیاته این جمله)! :

***


 فقط در تهران که مردم شمال شهردر سال 2011میلادی و مردم جنوب شهر در سال 70 هجری قمری زندگی میکنن!

***


 تنها ایرانیان که وقتی میخوان از خیابون رد شن به جا اینکه به چراغ عابر نگاه کنند


به ماشینا نگاه میکنن که کی خلوت میشه سریع رد شن!

***


 اگه ورزشی به نام "سگ دو" وجود داشت ما ایرانیا حتما توش می تونستیم یه خودی نشون بدیم... !!!

***


 فقط یه ایرانی میتونه پیتزا رو با دوغ ,نوشابه رو با آبگوشت, سبزی رو با کوکوسبزی,


و کالباس رو با نون سنگک بخوره!

***


 فقط یه ایرانی میتونه بره قشم لباس بیاره تو خونه بفروشه و بگه اینارو از دبی و ترکیه اوردم!

***


 فقط یه ایرانی میتونه جلوی خودپرداز بانک با دیدن جمله لطفا منتظر بمانید استرس رو


با بیشترین فشار تحمل کنه و با نگاهی ملتمسانه به دستگاه تو دلش بگه


که اگه پول نمیدی جون هرکی دوست داری کارتم رو بده و بعد از دیدن جمله دستگاه


در حال شمارش وجه می باشد به ناگاه آرامش تمام وجودش رو فرا بگیره دقیقا مثل


فرود موفقیت آمیز هواپیما اونم در فرودگاه مشهد !!!

***


 فقط یه ایرانی میتونه وقتی میخواد بره عروسی در به در دنبال یکی بگرده که کراواتشو براش گره بزنه :)))

***


 فقط یه ایرانی میتونه اول از دستشویی بیاد بیرون بعد زیپ و کمربندشو ببنده :

***


 فقط یه ایرونی میتونه اینجوری آشپزی کنه و به نظرش هم آخر برنامه آشپزیه!


آشپزی سامان گلریز: ماهیتابه چدنی دسینی رو میذارید روی گاز پنج شعله سامسونگ که با ضمانت سام سرویس عرضه میشه,یه کمی روغن لادن دوست تو و من رو بریزید توش و یا از کره اطلس طلایی استفاده کنید, دو تا هم تخم مرغ تلاونگ بندازید داخلش,اگر در حین کار خسته شدید میتونید از ماساژور شاندرمن استفاده کنید,دیدید که چه سریع یه غذای خوب آماده شد!


تا برنامه بعد همتون رو میسپارم به خدای بزرگ و بیمه سینا و ایران و دانا !!

***


 فقط یه ایرانی میتونه وقتی مامور آمارگیر میاد در خونه اشون،بگه شرمنده من اینجا مهمونم,صاحبخونه رفته مسافرت!

***


 فقط یه ایرانی میتونه 2 سال بره سربازی 30 سال تعریف کنه

***


 فقط یه ایرانی میتونه بـــــه نوشابـــــه "نارنـــجــی" بگــــه "زرد"!

***


 فقط یه ایرانی میتونه بعد از شنیدن صدای پیغامگیرِ تلفن بگه اِاا رفت رو پیغامگیرشون و سریعاً تلفن رو قطع کنه!

***


 فقط یه ایرانی میتونه طوری زل زل نگات کنه تو خیابان که نفهمی خوشگلی یا زیپت بازه !

***


 از هر 2 تا تبلیغ تلویزیون یکی تبلیغ بانکه ، ولی مردم هر روز فقیر تر میشند


از هر 2 روز هفته یکیش تعطیله اما باز مردم افسرده تر میشند


از هر 2 نفر توی خیابون یه نفر لیسانس داره اما باز مردم بیکار تر میشند


از هر 2 تا خونه یکیش نوسازه اما مردم باز بی خانمان تر میشند


از هر 2 نفر یکی دماغش رو عمل کرده اما باز قیافه ها زیبا نمیشند


از هر 2 نفر یکی حاجی شده اما باز مردم بی خدا تر میشند!

***


 فقط یه ایرانی میتونه از بی قانـــونی مملکت بنـــالـــه,


اما موقــــع دعـــوا و درگیـــــری بگـــــه مملکت قانــــون داره!

***


 فقط یه زن ایرانی


درباره زندگی دخترش میگه: شوهرش خیلی خوبه همش میبرتش مسافرت و تو خونه هم خیلی کمکش میکنه حتی پوشک بچه را هم خودش عوض میکنه ، دخترم خوشبخت شد واقعا!


درباره زندگی پسرش میگه:بیچاره هر چی پول در میاره باید خرج سفرهای خانم کنه!


از سر کار هم که خسته میاد خونه خانمش کلی ازش کار میکشه حتی زورش میاد پوشک بچشو خودش عوض کنه، پسرم بد بخت شد واقعا!!!

***


 اینجا ایران است :


کارت شارژیو که مغازه دار4700میخره و ما 5500میخریم و 4900 شارژ میکنه بهش میگن 5000 تومنی !!!

***


 فقط یه معلم ایرانی میتونه (البته از نوع اول دبستانی) بری ترسوندن دانش آموزاش و زود خوابیدن اونا بهشون بگه:من رفتارای شما رو تو خونه با دوربین میبینم!:)))

***


 فقط یه کارخونه ایرانـــی می تونـــــه بهــــت یه بستـــــه هوا بــــده که توش چــند تا دوونـــه چیپس هم اشانتـــــــــیون باشــــــــه!

***


 فقط یه کودک ایرانی وقتی میره تو صف نونوایی هرچی صبر می‌کنه می‌بینه همش آخره صفه!

***


 اینجا ایران است یعنی:


ببخشید اتوبوس 9:30 ساعت چند حرکت میکنه؟

ببخشید کارت شارژ دو تومنی دارین؟ چنده؟

***


 فقط یه ایرانی میتونه وقتی توی مهمونی یا عروسی آب خوردن گیرش نیاد،


قرص قندش رو با یک لیوان نوشابه بخوره!

***


 فقط یه ایرانی میتونه وقتی تو ایرانه همش دنبال جانی واکر و شراب فرانسوی و


رستورانای مکزیکی و ایتالیایی باشه،


بعد وقتی رفت خارج در به در بگرده دنبال دوغ آبعلی و شراب شیراز و شربت سکنجبین


و رب یک و یک !


***


 فقط یه ایرانی میتونه ماشین خودشو با ریموت قفل کنه, ولی بعدش 4 تا دستگیره رو امتحان کنه که ببیــنـه قفل شده یا نه!


صرفا جهت خنده

ماشین آدم باید اینقد شعور داشته باشه که ببریش سر یه کوچه بگی خودت برو یه جا پیدا کن بشین تا من بیام، خودش بره خودشو پارک کنه! بله!
پس این دانشمندا چه غلطی میکنن ؟؟!




هميشه گوشيم كه زنگ ميخوره میذارم چند ثانيه بگذره بعد جواب میدم...
اينطورى فكر ميكنن ماهم كار و زندگى داريم...!




آقا دلار 1800تومنه فدای سرت!
.
سکه 1میلیون تومنه به درک!
.
نون نداریم بخوریم به أسفل السافلین!
.
.
.
اینارو ول کن، بوی گل و سوسن و یاسمن آید . . . !!!






هنوز 90% دخترای ایران فکر میکنن که ولنتاین روزیه که پسرا باید برای دخترها کادو بخرن و باهاشون برن خرید!




همه منتظر سال جدیدن
تا بتونن شروعی تازه داشته باشن .. بر عادت های مزخرف قدیم !




واسه اونایی که داستانای روزمره جالب زیاد تعریف می کنن هم اندازه ما اتفاق پیش میاد
منتها فرقمون اینه که اونا می تونن جالب ببینن و ما نه !!!






خانم عـــــــــــزیز

پارک دوبل بلد نیستی ایراد نداره! اصلاً رانندگی سخته میدونم! دید نداری استرس داری کلاً حالا از این یه موضوع بگذریم!

ولی دیگه چرخ فروشگاه که ماشین نیست ، میزنی ملت رو از کمر ساقط میکنی :|






با انتقال علیرضا حقیقی به تیم "روبین کازان" روسیه، انتقامِ هر چی هواپیمای توپولف بود گرفتیم 
حالا اگه بیان این میثاق معمارزاده رو هم بخرن، دیگه فکر کنم سر گلستان و ترکمنچای هم بی حساب شیم...





داشتم پروژه دانشگاه رو درست میکردم بابام اومد تو اتاقم میگه:این چیه؟
میگم:یه قطعه الکتریکی.
میگه: کارش چیه؟ میگم:توضیحش سخته.
زارت گذاشت زیر گوشم و گفت: فکر کردی اون موقع که 3 سالت بود و میپرسیدی بابا من چطور درست شدم توضیحش آسون بود ؟!




یارو تو ژاپن راننده ی تاکسی میشه...

 یارو تو ژاپن راننده ی تاکسی میشه... 


هرکی براش دست بلند میکنه


 میگه شوخی نکن دیگه... تورو الان رسوندم..!

اخبار ایران در ۵۰ سال آینده!!!

اخبار امشب را به سمع و نظرتان می رسانیم 

قیمت هر سکه طلا امروز دربازار با 60میلیون تومان کاهش به یک میلیارد و چهل میلیون تومان رسید .

 به علت اتمام ذخایر نفت و گاز دولت در اطلاعیه ای از مردم عزیز ایران خواست امسال در مصرف ذغال جداً صرفه جویی نمایند.

 ایران خودرو: هفتاد و نهمین مدل پژو با نام پژوایکس دی پی وی آماده عرضه به بازار است که نسبت به مدل قبلی تحول زیادی داشته. طول آنتن آن 10 سانتی متر افزایش داشته چراغ ترمز ان هم پررنگ تر شده و فقط 45 میلیون تومان گران تر است

 با مسدود شدن سایت قرآن دات کام تعداد سایتهایی که هنوز فیلتر نشده اند به سه عدد رسید.

 دولت موفق شد نرخ تورم را کاهش دهد و آن را از 63% به 62.5 درصد برساند.

یکصد و شصت وسومین قطعنامه شورای امنیت در مورد فعالیتهای هسته ای ایران به تصویب رسید. در عین حال رئیس آژانس هسته ای اعلام کرد علیرغم هشتصد و سی ودومین گزارش ایران در مورد فعالیتهای هسته ای هنوز ابهاماتی در این زمینه وجود دارد که امیدواریم به زودی برطرف شود

  مدیر عامل سایپا: با تکیه به دانش بومی تانک و تراکتور پراید با چهره ای جدیدرا طراحی کردیم.

 یکی از نمایندگان مجلس خواهان کاهش سن ازدواج شد. وی گفت دولت با تدابیر صحیح و اصولی سعی دارد متوسط سن ازدواج دختران را از 50 سال به 45 سال کاهش دهد.

 رئیس سازمان حمایت ازحقوق مردان خواهان نقش و مشارکت بیشتر از سوی مردان در فعالیتهای اجتماعی شد وی گفت در نظام طبیعت اصولا مرد نیز مانند زن حق مشارکت در فعالیتهای اجتماعی و سیاسی را دارد

نیروی انتظامی کرج چند سارق را که به سرقت دیش های ماهواره مردم اقدام می کردند دستگیر کرد و دیش های مسروقه را به صاحبانشان بر گرداند.

 شورای نگهبان 2999 نفر از 3000 کاندیداهای اصلاح طلب نمایندگی مجلس را رد صلاحیت کرد

 به علت برخی مشکلات و نواقص، چشم انداز 20 ساله باز هم تمدید شد

   قیمت هر کیلو مرغ به هفت میلیون تومان رسید. جالب است بدانید در 50 سال قبل مردم با هفت میلیون میتوانستند یک اتومبیل بخرند.

روسای جمهوری اسلامی انگلیس و جمهوری اسلامی آلمان از عمل نشدن و عدم اجرای صحیح اسلام در ایران ابراز نگرانی کردند.

 امسال مراسم سالروز پیروزی انقلاب از 4 ماه به 5 ماه افزایش می یابد

 هفتاد درصد مردم زیر خط فقر زندگی میکنند این در حالی است که این آمار نسبت به سال قبل کاهش خوبی را نشان می دهد

 از این به بعد صداوسیما برای انتخاب مجریان زن مسابقه ملکه زیبایی بر گزار می کند.

  نیروگاه اتمی بوشهر به زودی به بهره برداری می رسد

 شرکت ایرباس طی شکایتی به سازمان ملل خواستار آزاد سازی هواپیماهایش از دست ایران شد و خاطر نشان کرد که این هواپیماها 70 سال پیش از رده خارج شده است .

مغز جوونای امروز :

مغز جوونای امروز :

5 درصد اسامی

3 درصد شماره تلفن ها !

2 درصد تکالیف دانشگاه !!

10 فحش های آب دار

80 درصد متن آهنگ هایی که گوش میدید !!

ورژن2 آهنگ لهراسبی:

ورژن2 آهنگ لهراسبی:

هنوز عادت به درس خوندن نداررررررم

باید هرجوریه نمره بیارررررررم

اسیرم بین اینترنتو کتاببببببم

باید هرجوریه مطلب بزاررررررررم

شعر جديد ياس در مورد امتحانات

شعر جديد ياس در مورد امتحانات

====================

از چی بگم برات ؟

انتظار داری چه چیزی از جیب من در آد ؟

جز یه کاغذ سفید پاره ؟

خب آره رفیق تقلب توشه ولی باخودکار سفید !

تو هم مثل منی کم درد نداری ،

درد اصلیت اینه که علاقه ای به درسم نداری .

من کسی نیستم با این امتحانا دردم بگیره

ولی این نمره ها رو کی میخواد گردن بگیره!

یعنی چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

تا حالا دقت کردید؟

دقت کردین هر موقع دارین سشوار میکشین حتی اگه تو خونه تنهام باشین هی حس میکنین یکی صداتون میکنه؟

. . .

تا حالا دقت کرده بودین تام و جری تمام مدت لخت بودن، اما وقتی میرفتن لب ساحل شلوارک پاشون میکردن؟

. . .

تا حالا دقت کردین تو فیلمای ایرانی،همیشه وقتی طرف میفهمه بچه دار نمیشه همه بچه ها از ماشینای بقلی و جلویی و عقبی باهاش بای بای میکنن میخندن؟!

. . . 

تا حالا دقت کردین تمام مریضا توی فیلما و سریالای ایرانی ، انتهای راهرو سمت راست بستری هستن !


. . .

تا حالا دقت کردین وقتی عجله نداری همه ی چراغا سبزن و راهها خلوت وقتی دیرت شده همه ی چراغا قرمزند و راهها بسته؟

. . .

تا حالا دقت کردین هر وقت یه تیکه یخ از دستت افتاده روی زمین با لگد زدی که بره زیر یخچال!

. . .

تا حالا دقت کردین تو مهمونی تا میای پشت سر یکی حرف بزنی موزیک قطع میشه و نصف حرفتو یهو همه میشنون…!!!! . . .

تا حالا دقت کردی… مغز انسان پر کارترین جای بدنه ۲۴ ساعت در ۳۶۵ روز سال و کار میکنه فقط وقتی متوقف میشه که ما وارد سالن امتحانات میشیم …

. . .

لــــــــــذتی که در خوابیدن روی جزوه هست تو خوابیدن روی تختـخواب نرم نیس…:

. . . تنها زمانی مشتری ها با لبخند وارد مغازه میشوند که میخوان جنسی رو تعویض کنن یا پس بدن !

. . .

تا حالا دقت کردین پدر مادر تا میخوان شما را صدا بزنن، اول اسم داداش یا خواهرتون را میگن؟

. . .

تا حالا دقت کردین تو جاده های ایران وقتی قسمت انگلیسی تابلو اسم یک شهر رو می خونین بهتر متوجه میشین تا فارسیش رو … !!!!

. . .

تا حالا دقت کردین اگه تو مترو الکی شروع به دویدن بکنید ملت هم همینطوری دنبالتون میدوند…..! . . . تا حالادقت کردین وقتی که خوشحالیم بالاخره یه چیزی یا یه کسی پیدا میشه که سریع گند بزنه به خوشحالیمون…..!

. . .

دقت کردین وقتی میگن غصه نخور ،آدم بیشترغصه ش میگیره؟؟؟!!!

. . .

تا حالا دقت کردین وقتی که عجله دارین و میخوای سریع به مقصد برسین همه ی تاکسی ها غیب میشن یا مسافر دارن ولی وقتی میخوای از خیابون رد شین هرچی تاکسی تو اون خیابون هست میاد جلو بوق میزنه؟آخ که حرص آدم درمیاد

. . .

دقت کردین ما ایرانیا وقتی بچه هستیم میگن بچه است، نمیفهمه وقتی نوجوان هستیم میگن نوجوانه، نمیفهمه وقتی جوان هستیم میگن جوون و خامه، نمیفهمه وقتی بزرگ میشیم میگن داره پیر میشه، نمیفهمه وقتی هم پیر هستیم میگن پیره، حالیش نیست، نمیفهمه فقط وقتی میمیریم میان سر قبرمون و میگن عجب انسان فهمیده ای بود

آخه ببین این لامصــــــبو چقد باحال نگاه میکنه

آخه ببین این لامصــــــبو چقد باحال نگاه میکنه

میگن چینی ها سوهان قم رو هم تولید كردنو به ایران صادر ميكنن !

میگن چینی ها سوهان قم رو هم تولید كردنو به ایران صادر ميكنن !


میگن طعمش هم مثل سوهان قم می مونه 


اسمش هم حاج چینگ چونگ و پسرانه !!



رفتم بانک به کارمندِ میگم : شما صندوقدار هستید؟!   میگه په نه په هــاچ بکم.

رفتم بانک به کارمندِ میگم : شما صندوقدار هستید؟!


 میگه په نه په هــاچ بکم.

ای بابا

سر جلسه امتحان نشستی هرچی تو کلته رو برگه 


خالی میکنی آخرش نصف صفحههم پر نمیشه، بعد یه نفر بلند


 میشه میگه آقا یه برگه دیگه بدین جا ندارم...


اون لحظه میخوای صندلی رو از پهنا بکنی تو حلقش..

شخصیت های محبوب کارتونی بعد از بازنشتگی چکار کردند؟

 

شنل قرمزی:


الف) به دلیل پوشیدن لباس های شهرت و جلوه نمایی به جرم تبرج دستگیر شد.

ب) پس از کسر شش امتیاز از پرسپولیس خود کشی کرد.
ج) پس از مطالعه کتاب «عالی جناب سرخ پوش و عالی جنابان خاکستری» خود کشی کرد.
د) به تلاش برای ایجاد انقلاب مخملی متهم شد و اعتراف کرد!


لوک خوش شانس:


الف) بدون افتتاح حساب یا تکمیل موجودی،برنده قرعه کشی حساب کول انداز بانک آمریکائیان شد.

ب) توسط برادران دالتون دستگیر شد و به زندان آلکاتراس منتقل شد.
ج) همچنان با جالی و بوشفگ به سفر های ایالتی می رود.
د) آخرش از دست سگ گاگولش بوشفگ سکته کرد مرد!


میگ میگ(رود رانر):


الف) در اتوبان شهید همت توسط پلیس گشت نامحسوس شناسایی و شطرنجی شد.

ب) به خاطر عبور از سرعت نور با انرژی تبدیل شد.
ج) در تصادفات رانندگی کشته شد.
د) توسط گرگ منافق کوردل خورده شد!



گرگ:


الف) میگ میگ را خورد، چند درصد از دریای مازندران را هم روش!

ب) به عنوان مهندس در ایران خودرو موتور های پژو 405 را بهینه سازی می کند.
ج) بی خیال میگ میگ شد.
د) با استفاده از تجهیزات هسته ای صلح آمیز بلاخره میگ میگ را ترکوند!


چوپان دروغگو:


الف) به واسطه فرهنگ سازی سر به راه شد.

ب) با عبور قیمت گوشت از مرز کیلویی n هزار تومان میلیاردر شد.
ج) دروغش به عنوان دروغ برتر اول آوریل برگزیده شد!
د) گوسفندانش را فروخت و نیسان(ماکسیما!!) خرید.


سه کله پوک:


الف) در مقطع کاردانی دانشگاه آزاد مشغول به تحصیل شدند.

ب) با هم دیگه شرکت ساختمانی تاسیس کردند و زدن تو کار بساز بفروش و میلیاردر شد!
ج) گروه موسیقی تشکیل دادن و آلبوم دادن.
د) به امارات ترانسفر شدن!


مخمل:


الف) پس از مرگ مادر بزرگه تمام اموال وی را بالا کشید.

ب) پس از گذراندن یک دوره کلاس «بافندگی» به افغانستان رفت و فیلمساز شد.
ج) یک مرغداری احداث کرد.
د) به دانشگاه رفت و از آقا مراد هم «پیشی» گرفت!



ای کیو سان:


الف) موهاشو بلند کرد و پشت مو گذاشت!

ب) به علت کمبود برق و روشنایی به استخدام وزارت نیرو درآمد!
ج) هر سال در کنکور سراسری از جلسه کنکور اخراج می شه.(به علت ایجاد سر و صدای زیاد هنگام فکر کردن!)
د) سایو جان رو پیچوند و با یانگوم ازدواج کرد!


گجت:

الف) با انفجار یکی از نامه های ماموریتش ، ترکید !
ب) ندانسته با استخدام رییس کُلا (فرهنگ) درامد.
ج) بازرس آژانس شد

کلاس اولی (30+)


داستان

 

یه پسر بچه کلاس اولی به معلمش میگه :

خانوم معلم من باید برم کلاس سوم

معلمش با تعجب میپرسه برای چی ؟

اونم میگه :

آخه خواهر من کلاس سومه اما من از اون بیشتر میدونم و باهوش ترم.

توی زنگ تفریح معلمه به مدیر مدرسه موضوع رو میگه اونم خوشش میاد میگه بچه رو بیار تو دفتر من چند تا تست ازش بگیریم ببینیم چی میگه ، معلمه زنگ بعد پسره رو میبره تو دفتر بعد خانوم مدیره شروع میکنه به سوال کردن :

خوب پسرم بگو ببینم سه سه تا چند تا میشه اونم میگه:


نه تا

دوباره میپرسه نه هشت تا چند تا میشه اونم میگه :

هفتادو دو تا

همینجوری سوال میکنه و پسره همه رو جواب میده دیگه کف میکنه به معلمش میگه به نظر من این میتونه بره کلاس سوم

خانوم معلم هم میگه بزار حالا چند تا من سوال کنم،
میگه پسرم اون چیه که گاو چهار تا داره اما من دو تا دارم؟
مدیره ابروهاشو بالا میندازه که پسره جواب میده :

پا

دوباره خانوم معلمه میپرسه:
پسرم اون چیه که تو توی شلوارت داری اما من تو شلوارم ندارم
مدیره دهنش از تعجب باز میشه که پسره جواب میده :

جیب

دوباره خانوم معلمه سوال میکنه:
اون چه کاریه که مردها ایستاده انجام میدن اما زن ها نشسته و سگ ها روی سه پا
تا مدیره بیاد حرف بیاره وسط پسره جواب میده :

دست دادن

باز معلمه سوال میکنه :
بگو ببینم اون چیه که وقتی میره تو سفت و قرمزه اما وقتی میاد بیرون شل و چسبناک
مدیره با دهان باز از جاش بلند میشه که بگه این چه سوالیه که پسره میگه:

آدامس بادکنکی

دیگه مدیره طاقت نمیاره میگه : 

بسه دیگه این بچه رو بزارید کلاس پنجم من خودم همه سوالهای شمارو غلط جواب دادم!

 

داستان مامان و عمو حسن..!!

داستان مامان و عمو حسن..!!

صدای زنگ تلفن - دخترک گوشی رو بر میداره - سلام . کیه؟ 

- سلام دختر خوشگلم منم بابایی! مامانی خونه است؟ گوشی رو بده بهش! 

- نمیشه! 

- چرا؟ 

- چون با عمو حسن رفتن تو اطاق خواب طبقه بالا در رو هم رو خودشون بستن! 

... 

سکوت 

... 

عمو حسن نداریم! 

- چرا داریم. الآن پهلو مامانه. 

- ببین عزیزم. اینکاری که میگم بکن. برو بزن به در و بگو بابا اومده خونه! 

- چشم بابا! 

... 

... 

چند دقیقه بعد 

... 

- بابا جون گفتم. 

- خوب چی شد؟ 

- هیچی. همینکه گفتم یهو صدای جیغ مامانم اومد بعد با عجله از اطاق اومد بیرون همینطور 
که از پله ها میدوید هول شد پاش سر خورد با کله اومد پایین. نمیدونم چرا تکون نمیخوره 
دیگه؟ 

- خوب عمو حسن چی؟ 

- عمو حسن از پنجره پرید توی استخر. ولی پریروز آب استخر رو خودت خالی کرده بودی یک 
صدای بامزه ای داد نگو! هنوز همون طور خوابیده! 

- استخر؟ کدوم استخر؟ ببینم شماره ******** نیست؟ 

- نه! 

- ببخشین مثل اینکه اشتباه گرفتم

100 نکته جالب در مورد ایرانی ها

_ هرروز صبحانه چای با نون و پنیر میخوری.

۲_ در روز حداقل ۵ بار از واژه‌های عزیزم / قربونت برم / اختیار دارین / شرمنده استفاده میکنی.

۳_ هر دومین جمله رو با ببین شروع میکنی.

۴_ اگر ساعت ۵ قرار داشته باشی ساعت ۶ از خونه بیرون میری.

۵_ بابا مامانت میخوان که دکتر مهندس شی.

۶_ مامانت حداقل دو بار در روز بهت میگه بچم قربونت بشم.

۷_ تا از یه مهمونی یا عروسی میای شروع میکنی به غیبت.

۸_ هروقت که به یک رستوران ایرانی میری موقع حساب به گارسون میگی قابلتون رو نداره.

۹_ کمد لباسات پر از لباسای ِ مشکیه.

۱۰_ توی توالت خونتون آفتابه دارین !

۱۱_ موقع حساب کردن طوری رفتار میکنی که انگار تو میخوای پول بدی اما همش تعارف شابدلعظیمیه.

۱۲_ هروقت منتظر مهمونت سر ساعت ۱ هستی ساعت ۳ ازش استقبال میکنی.

۱۳_ تو و مهمونای ایرانیت ۳۰دقیقه هم جلو در صحبت میکنید که البته فقط می خواستید خداحافظی کنید.

۱۴_ وقتی میری توالت به نظر میاد که اونجا خوابت برده.

۱۵_ مامانت می خواد دعوات کنه اما دلش نمیاد.

۱۶_ بابات میخواد که دخترش پیشش بمونه.

۱۷_ حداقل روزی یکبار برنج و گوشت میخوری.

۱۸_ سالاد رو بشقابی میخوری.

۱۹_ وقتی مهمون داری یه کاسه ی بزرگ میوه روی میزه.

۲۰_ لجبازی.

۲۱_ مامانت ۴تا مهمون داره اما واسه ۱۰ نفر غذا میپزه.

۲۲_ وقتی مهونی میری هی بهت میگن مگه روزه گرفتی؟ میوه بردار… شیرینی بخور.

۲۳_ خاله و داییت بهت میگن خاله/دایی.

۲۴_ پدر و مادرت بهت میگن بابا / مامان.

۲۵_ تو همه ی اتاقاتون یه فرش ایرانی پهن شده.

۲۶_ مامان بابات به سکول میگن اِسکول و به شرانک میگم شِرانک.

۲۷_ پلاک نقشه ی ایران گردنته.

۲۸_ آی‌دی‌هات ایرانین یا پرشین به یدک میکشن.

۲۹_ پسرها: مامانتینا اجازه نمیدن ابروهاتو برداری.

۳۰_ پسرها: مامانتینا نمیزارن گوشتو سوراخ کنی.

۳۱_ مردها: از زنت طلاق گرفتی اما همچنان اجازه نمیدی با مردهای دیگه ارتباط داشته باشه.

۳۲_ به مهمونات میگی خونه‌ی خودتونه.

۳۳_ چشمای بزرگ و خوشگلی داری.

۳۴_ مژه‌های بلندی داری.

۳۵_ مامانتینا نمیزارن بری سولاریوم چون پوست سفید و لطیفِ خودت قشنگ‌تره.

۳۶_ از طلا زیاد استفاده میکنی.

۳۷_ مردها: هیچکس حق نداره زنت رو اونجوری نگاه کنه.

۳۸_ بستنی مورد علاقه‌ت فالوده‌س.

۳۹_ مردها: تو خیلی خوب میتونی واسه خانوما افسانه تعریف کنی.

۴۰_ اگه مریض شی نمیری دکتر.

۴۱_ مامان بابات همیشه تعریف میکنن که ایران خیلی کشور خوبی بوده.

۴۲_ میگی تهرانی هستی حتی اگه نباشی.

۴۳_ حتی با کسایی که نمیشناسی موقع احوالپرسی روبوسی میکنی.

۴۴_ یا پرسپولیسی هستی یا استقلالی.

۴۵_ بچه هات نباید هیچ کمبودی داشته باش.

۴۶_ آرزو میکنی که کاش مک‌دونالد کله‌پاچه داشت.

۴۷_ مامانت سماور داره.

۴۸_ با خودت غذای ایرونی به مدرسه یا محل کار میبری.

۴۹_ موقع مهمونی خانوما با هم دعوا میکنن که کی ظرفارو بشوره در حالی که مردا دارن پاسور بازی میکنن یا منتظر چای هستن.

۵۰_ مامانتینا همش واست روضه میخونن که حلال و حروم چقدر مهمه.

۵۱_ مامان و بابات همیشه میگن ما جلو بابا مامانمون پامونو دراز نمیکردیم.

۵۲_ به دوستای بابات میگی عمو.

۵۳_ به دوستای مامانت میگی خاله.

۵۴_ تو خونتون تابلوهای مینیاتوری آویزونه.

۵۵_ پرچم ایران رو زدی به دیوار اتاقت.

۵۶_ به ایرانی بودنت افتخار میکنی.

۵۷_ هروقت آشنایی رو تو خیابون ببینی میگی به به پارسال دوست امسال آشنا.

۵۸_ پسر ها: یه دوست دختر کمته.

۵۹_ خانوم ها: حداقل ۳بار در سال موهاتو رنگ میکنی.

۶۰_ دخترا: از پسر های ایرونی بد میگی اما آخرشم فقط اونارو میخوای.

۶۱_ خانوما: از ۱٫۶۳ بلندتر نمیشی.

۶۲_ حداقل روزی ۵بار چای مینوشی.

۶۳_ از بچگی بهت میگفتن آتیش پاره یا وروجک.

۶۴_ هروقت داری یه چیز جالب تعریف میکنی هی صدات بلند تر میشه.

۶۵_ اونقدر بلند میخندی که صداتو تا دو کیلومتر اونورتر هم میشنون.

۶۶_ مامانتینا میرن سوپرمارکت تا نون بخرن اما با ۴کیسه‌ی خرید برمیگردن.

۶۷_ هنوز فیلمای فردین و فروزان و بهروز وثوقی نگاه میکنی.

۶۸_ همه‌ی مغازه‌ها و رستوران‌های ایرانی شهرتون رو میشناسی.

۶۹_ مامانتینا اصرار میکنن که تعمیرکار برق هم بشینه پای سفره‌ی غذا.

۷۰_ قصه‌های مورد علاقه‌ی بچگیت شنگول و منگول بوده یا خاله سوسکه.

۷۱_ هروقت آهنگ باباکرم میشنوی نمیتونی سرجات بشینی.

۷۲_ هروقت از مامانت میخوای که اینقدر بهت گیر نده چون بزرگ شدی میگه صد سالت هم بشه بازم بچمی.

۷۳_ پیاز داغ زیاد اضافه میکنی.

۷۴_ پسر ها: تو بچگی بهت میگفتن کله خر

۷۵_ دختر ها: بابات همیشه بهت میگه دختر گلم.

۷۶_ میری رستوران چینی اما با قاشق چنگال غذا میخوری.

۷۷_ به پسته و تخمه و لواشک و آلوچه و نون خامه‌ای عشق میورزی.

۷۸_ گربه های سامی ایرانی رو ترجیح میدی.

۷۹_ هروقت مامانت آشپزی میکنه حتما باید زعفرون تو برنج باشه.

۸۰_ ماهی مورد علاقت ماهی سفیده.

۸۱_ آرایشگر ایرانیت رو در مغازش نوشته تا ساعت ۷ باز است اما میبینی ساعت یازدهه و اون هنوز داره مو کوتاه میکنه.

۸۲_ دوغ مینوشی.

۸۳_ کانال های ایرانی نگاه میکنی مثل پی‌ام‌سی و طپش.

۸۴_ دختر ها: از ۱۲ سالگی میدونی که اسم بچه هاتو چی میخوای بزاری.

۸۵_ مامانتینا تو خونه یه پلوپز ۸ نفره دارن.

۸۶_ مادرتینا هیچ وقت اجازه نمیدادن شبا خونه ی همکلاسیت بخوابی.

۸۷_ پسر ها: به کنسرت‌های ایرانی میری تا با دختر ایرونی آشنا بشی.

۸۸_ ماشین بی ام و میرونی ولی بیکاری.

۸۹_ ریاضیت خوبه.

۹۰_ مادر و پدرت غر میزنن که چرا نمره‌ت ۱۹ شده.

۹۱_ دیر از خواب پا میشی.

۹۲_ جلسه ی اولیا و مربیان مامانتینا معلمت رو به شام دعوت میکنن.

۹۳_ ساعتت از عمد ۵ دقیقه جلوئه.

۹۴_ هروقت کسی ازت تعریف میکنه مامانت واست اسپند دود میکنه.

۹۵_ به مامان و بابات میگی شما.

۹۶_ هروقت با یکی دیگه میخوای از در رد شی هی به هم میگید بفرمایید بفرمایید.

۹۷_ حتی با کسی که ازش خوشت نمیاد خوب برخورد میکنی.

۹۸_ تو خونه تون صنایع دستی دارین.

۹۹_ تو دوران کودکی زیاد دنبال نخود سیاه فرستاده شدی.

۱۰۰_ داری این مطلب رو میخونی.

شما در چه مرحله از يک رابطه عاطفي قرار داريد؟

همه نظر شونو بگن
شما در چه مرحله از يک رابطه عاطفي قرار داريد؟

1:تنها

2:در حال مخ زني

3:متاهل

4:دوستي

5:عشق

6:پارتنر

7:طلاق گرفته

8:آس پاس


9:آفتاب مهتاب نديده

10:چند نفر را يه جا اداره ميکنم

11:منتظر معجزه

12:ساير

اینایی که با موبایل بهشون زنگ میزنی و یهو قطع میشه

اینایی که با موبایل بهشون زنگ میزنی و یهو قطع میشه

 وسطش...بعد دوباره زنگ میزنی میبینی اشغاله، میفهمی

 اون داره تو رو میگیره...بعد یه کم صبر میکنی اون زنگ بزنه 

هیچ خبری نمیشه، میفهمی اون زنگ زده دیده اشغاله فهمیده

 تو داری زنگ میزنی صبر کرده تو زنگ بزنی...بعد تو دوباره

 زنگ میزنی میبینی اشغاله...میفهمی صبرش تموم شده و 

تصمیم گرفته خودش زنگ بزنه....دوباره صبر میکنی

 و .....همین طوری این داستان ادامه داره

....خو لامصب میبینی که من زنگ زدم از اول! قطع شد صبر کن
 خودم میگیرم چرا رو اعصاب خودت و خودم رژه میری ؟؟

کور خوندید !

کور خوندید !

مــن  بیـــدار بودمو هَــمــه چـیـــَـــم دیــــــــــدم D: ..‌!!

توانایی ایرانی ها

فقط یه ایرانی میتونه هر چیزی که میوفته رو زمین با یک فوت ضد عفونی کنه!
 

- فقط یه ایرانی میتونه وقتی میره مهمونی فوری از صاحبخانه بپرسه اینجا متری چند؟!

- فقط یه ایرانی میتونه کمتر ازیک سال بعد از مهاجرتش به یه کشور دیگه، زبان یاد بگیره، وارد دانشگاه بشه، تازه شاگرد اول کلاس هم بشه!

- فقط یه ایرانی میتونه جلد بستنی که هیچی توش نداره رو لیس بزنه ولی بعد وقتی مهمونی
تموم میشه همینطوری دیس دیس غذا بریزه تو سطل اشغال!!!

- فقط یه ایرانی میتونه با وجود این همه نداری و بیکاری و تورم, وقتی مهمون واسش میاد سعی کنه بهترین پذیرایی کنه و بهترین غذا رو بزاره واسه مهمونش تا یه وقت جلوش شرمنده نشه.

- فقط یه ایرانی میتونه ساعت مچی ببنده رو دستش بعد اگه بهش بگی ساعت چنده؟ موبایلشو در بیاره و ساعت رو اعلام کنه!

- فقط یه ایرانی میتونه طوری از بهشت و جهنم و حیات پس از مرگ صحبت کنه که انگار تور لیدره و هفته ای دوبار میره !

- فقط یه ایرانی میتونه یکی رو که هیچ دخلی به فوتبال نداره از رییسی ستاد سوخت بذاره مدیرعامل یه باشگاه ورزشی!

- فقط یه ایرانی میتونه اسم فیلما رو با شخصیت اصلیش صدا کنه!

- فقط یه ایرانی میتونه تو لاین سرعت پنچرگیری کنه!!!

- فقط یه ایرانی میتونه شبا که واسه دستشویی رفتن بیدار میشه سر راه در یخچال رو باز کنه توشو نگاه کنه بعد در ببنده و بره بخوابه!

- فقط یه ایرانی میتونه ماشین کولر دار ســوار بشــه ولی خودشو با روزنامــه باد بــزنــه!

- فقط یه ایرانی میتونه با پاکت های خالی ساندیس واسه خودش ساک دستی درست کنه!

- فقط یه ایرانی میتونه 10 ساعت تمام از تاریخ و مردم و آب و هوای کشورش تعریف کنه که خارجیه واسش سوال پیش بیاد که پس چرا اومدی اینجا؟!

- فقط یه ایرانی می تونه با هزار بدبختی کنکور ارشد شرکت کنه و قبول شه، بعد خانوادش بگن چون شهرستانه نمی خواد بری!

- فقط یه منشی ایرانی میتونه خودشو از دکتر بیشتر بگیره!

- فقط یه ایرانی میتونه وقتی پشـــت فرمـــونه به پیـــاده رو ها فحـــش بده و وقـــتی پیـــاده میره جایی، به راننده ها فحـــش بده!

- فقط یه ایرانی میتونه از حق اجتماعی خودش فقط در صف نونوایی و تاکسی دفاع کنه!

عزیزان ؛ شما کدوم نوع آلت رو میپسندید؟

عزیزان ؛ شما کدوم نوع آلت رو میپسندید؟

.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
 
جواب در ادامه مطلب
.
.
.
.
.
.
ادامه نوشته

یعنی چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟مملکت دارند ها

در حالی که مجریان هواشناسی همواره در حال پیشگویی برای بهبود زندگی انسانها هستند این بار یک مجری هواشناسی در یک شبکه تلویزیونی در شهر آگوستای ابالت جورجیا آمریکا نتوانست پیش بینی کند که چه اتفاق عجیبی ممکن است برای او رخ دهد.

 عکس   جالبترین و مهیج ترین خواستگاری دنیا

لنا لی توماس که برای شبکه خبری WJBF کار می‌کند. از سوی دوست پسرش در طی اجرای زنده یک برنامه تلویزیونی در حالی به شدت سورپرایز شد که او به طور زنده و در محل استدیو از او خواستگاری کرد.

 عکس   جالبترین و مهیج ترین خواستگاری دنیا

این مجری در حالی که مشغول اجرای برنامه زنده تلویزیونی اش که در زمینه پیش بینی آب و هوا است، بود به ناگاه متوجه شد دوست پسرش به طور ناغافل وارد استودیو شد و بدون معطلی و در حالی که جلوی او زانو زده بود از او خواستگاری کرد.

اریک رایت (دوست پسر خانم مجری) از یک ماه پیش و با هماهنگی‌هایی که با مدیر و تهیه کننده‌های برنامه انجام داده بود بدون اینکه خانم توماس متوجه بشود این تصمیم را عملی کرد.

 عکس   جالبترین و مهیج ترین خواستگاری دنیا

خانم توماس که به شدت متعجب و سورپرایز شده بود در برابر دیدگان بینندگان و با بهت زدگی به همسر آینده اش گفت که او را دوست دارد و با بوسید او بله را گفت.

این زوج خوشبخت در ماه آگوست ۲۰۱۲ ازدواج خواهند کرد.

عمه عطار؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

از طرف مدرسه به پسر داييم گفتن برو درباره "عمه ي عطار" تحقيق

 

 بنويس، کل فاميل رو بسيج کرده که درباره "عمه ي عطار" مطلب جمع

 

کنن، آخرشم به هيچ جا نرسيديم! اصلا هيچ منبعي درباره خانواده پدري

 

عطار پيدا نمي‌شد. زن داييم رفته مدرسه داد و بيدار که اين چه تحقيقي به

 

 بچه مردم ميدين! عمه ي عطار به چه درد بچه مي‌خوره آخه!؟ مدير

 

مدرسه هم گفته خانم موضوع تحقيق اصلا "عمه ي عطار" نبوده "ائمه ي

 

 اطهار" بوده!!!

 

 

تست ای کیو

یک درخت بسیار بسیار بلند نارگیل بود و 4 حیوان زیر :
  
یک شیر
 
 
  یک میمون
 
 http://marshal-modern.ir/Archive/2010/5/2/download.gif
 
یک زرافه
 
         
و ... 

http://marshal-modern.ir/Archive/2010/5/2/download_003.gif
یک سنجاب
 
آنها تصمیم گرفتند که مسابقه بدهند تا ببینند که کدامیک برای

برداشتن یک موز از درخت از همه سریعتر است
 
فکر میکنی کدامیک برنده می شود؟
 
جواب سوال بازگو کننده شخصیت توست
 
پس بادقت فکر کن
 
جواب را در زیر ببینید

.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.


اگر جوابت

شیر است = خسته و کسل هستی
 
میمون = خنگ هستی
 
زرافه = کاملا احمق هستی

سنجاب = ناامید هستی 

چرا ؟!
 
برو ادمه مطلب ببین چرا
 
 
البته شاید خیلی از شماها جواب رو بدونید این مطلب رو گذاشتم برای
کسایی که هنوز این مطلب رو ندیدن و نخوندن گفته باشم نیایین بگید
هه هه خودم میدونستم..هه هه من بلد بودم..هه هه تکراری بود.
وای چقدر خشن شدم چه حالی میده
ادامه نوشته

ویژگیهای پسران باکلاس ..

یک_ برداشتن ابرو به مقدار کافی
دو_ کشیدن سیگار به همراه چوب سیگار
سه_ بحث در مورد انتخابات ریاست جمهوری امریکا
چهار_ نگرفتن ناخن های انگشتان دست
پنج_ بی اطلاعی از تماشای برنامه تلویزیونی
شش_ گوش دادن موسیقی بدون کلام
هفت_ نوشیدن نوشابه های انرزی زا
هشت_ اظهار
نه_ عدم تمایل به ازدواج
ده_ تظاهر به عصبی بودن
و...

نه بابا..

اعلامیه های مردونه..

- درست است كه ما بعضي مواقع به شما فكر نميكنيم، ولي دنيا كه به آخر نميرسه؟ چرا اينو درك نميكنين بابا؟


1- وقـتي جايي داريم ميريم، به پير، به پيغمبر، هرچي ميپوشين قشنگه و بهتون مياد! اينقــدر سئوال نكنيد!

1- چپ ميريم‌، راست ميريم،‌ آبغوره ميگيري، به جون خودم وخودت يه كارخونه آبغوره‌گيري بزن پول توشـه!

1- بابا هرچي ميخواين رو راست بگين! چرا طفـــره ميرين؟ به ما چه كه شوهرخواهرت براي خواهرت گردنبند مرواريد خريده؟ منظورتون چيه؟!

1- حواس ندارم خب! چرا قهر ميكني؟! خب آدميزاد يادش ميره تولدت و سالگرد ازدواجمون كي بوده! دو روز قبلش بهم يادآوري كني ميميري؟

1- بابا ! من نوكرتم! شما فقط هم با «آره» و «نــه»‌ جوابمو بدي كافــيه! دليل و برهان و اين چيزا نميخواد ديگه!

1- وقـتي مشـكلي داري كه ميتونم حلش كنم، بيا نوكرتم هسـتم. ولي اگه فـقط ميخواي درد دل كني و خودتو لوس كني، من نوكرتم! دست از سر ما ور دار! برو به دوســتات تلفن كن!‌

اگه دخترا نبودن:

واقعا این دختراهم مفیدنا!!! میگید چرا؟ بخون میفهمی چرا!!!

اگه دخترا نبودن:

اگه دخترا نبودن کی یه ساعت جلوی اینه وامیستاد ؟

اگه دخترا نبودن پسرا به کی متلک می گفتن ؟

اگه دخترا نبودن کی به مامان جون کمک می کرد ؟

اگه دخترا نبودن کی خرخونی می کرد؟ (هــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه )

اگه دخترا نبودن کی از سوسک می ترسید ؟

اگه دخترا نبودن کی جیغ می زد ؟

اگه دخترا نبودن کی خودشو واسه پسرا لوس می کرد ؟

اگه دخترا نبودن کی خواهرشوهرمی شد ؟

اگه دخترا نبودن جراحان پلاستیک ، دماغ کیوعمل می کردن ؟

اگه دخترا نبودن کی عزیز بابا بود ؟

اگه دخترا نبودن به کی می گفتن صغری ؟

اگه دخترا نبودن کی مانتوی تنگ می پوشید ؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ  به سبک سرشماری (طنز)

پـَـَـ نــه پـَـَــــ  به سبک سرشماری (طنز)
 
 

مامور بنده خدا آمده دم در سوالهایی میکنه که جواب همشون میتونست یه «پ نه پ» توپ باشه. نمونه ای از سوالهایی که ازم پرسید رو براتون مینویسم که ببینید حق با من بود یا نه. بعد ببینید


من چه حرصی خوردم که نمیتونستم این «پ نه پ»ها رو بهش بگم و مجبور بودم جوابهای احمقانه به سوالهای احمقانه بدم. موقعیت خونه ام رو میگم که بتونین تصور کنین. طبقه پنجم یک برج 15 طبقه.
مامور سرشماری: منزل شما به آب لوله کشی مجهز هست؟


من: «پ نه پ»، چاه داریم توی زیرزمین با دلو آب میکشیم میاریم بالا.


مامور سرشماری: این که توی قسمت فرزند نوشتین دخترتونه؟


من: «پ نه پ»، دختر همسایمونه، من چون عقده بابا بودن دارم، روزا میاد اینجا من ادای باباشو در میارم.


مامور سرشماری: آیا شما شهرنشین هستین؟


من: «پ نه پ»، اینجا برره ست، ما تابلوش رو عوض کردیم گذاشتیم الهیه.


مامور سرشماری: سرویس بهداشتی داخل منزل هست؟


من: «پ نه پ» هر کی هرجا دلش خواست خودش رو ول میکنه


مامور سرشماری: پنجره نورگیر داخل منزل هست؟


من: «پ نه پ»، تمامش رو گل گرفتیم که خودمون رو آماده کنیم واسه خواب زمستانی


مامور سرشماری: سند منزلتون مسکونیه؟


من: «پ نه پ» تجاریه، منتها ما چون بعضی از اعضای نداشته مان خل هستش، ازش مسکونی استفاده میکنیم.


مامور سرشماری: آیا منزل شما مجهز به سیستم سرمایشی، گرمایشی هست؟


من: «پ نه پ»، هم دیگر رو موقع گرما فوت میکنیم موقع سرما ها میکنیم


مامور سرشماری: منزل شما اتاق خواب دارد؟


من: «پ نه پ» ما از اونجایی که مرتاضیم، شبا روی نرده تراس میخوابیم.


مامور سرشماری: برای روشنایی منزلتان از نیروی برق استفاده میکنید؟


من: «پ نه پ»، دوتا مشعلدار استخدام کردیم، شبا میان خونمون رو روشنایی میبخشن

پـَـَـ نــه پـَـَــ

ماشینم بنزین تموم کرد وسط جاده, واستادم دم جاده یکی ۲ لیتر بنزین از ماشینش بهم بده که فقط خودمو برسونم به یه پمپ بنزینی, یکی زد بقل گفت آقا بنزین برای ماشینت می خوای؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ می خوام باهاش خودمو آتیش بزنم



****************


بعد از چهار ساعت از کنکور تو هوا ۴۰ درجه اومدم خونه خواهرم میگه خسته ای؟ اگه نیستی منو ببر یه جایی میخوام خرید کنم
پـَـَـ نــه پـَـَــ خسته نیستم تو جلسه کنکور لحاف دشک انداخته بودم داشتم قلیون میکشیدم



*****************


یارو تو مترو داره چراغ قوه میفروشه، صداش کردم اومده میگه چراغ قوه میخوای؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ یه لقمه میرزاقاسمی آوردم واسه ناهارم تنهایی نمی چسبید گفتن بیای باهم بخوریم


*****************


به دوستم میگم ببین تن ماهی تاریخ انقضاش کیه؟ میگه یعنی تاریخ خراب شدنش؟ گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ تاریخ عروسی ننه بابای ماهی اس میخوام واسشون جشن سالگرد بگیرم



*****************


در پارکینگ و باز کردم برم تو یارو اومده جلوش پارک کرده میگه می خوای بری تو؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ درو باز کردم هوای کوچه عوض شه



********************


تا کمر رفتم تو موتور ماشینم که ببینم چه مرگشه ، رفیقم اومده میگه
داری تعمیرش میکنی ؟
پــــ نه پـــــ دارم با گِیج روغن درد و دل میکنم



********************


با دوستم رفتیم دکتر واسه عمل بینیش دکتر میگه میخوای بینیتو کوچیک کنی؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ اومدیم بکوبیمش ۳ طبقه بسازیم



*********************


کامپیوترم یه ویروس گرفته بود رفتم کلی پول آنتی ویروس اورجینال دادم بعد سه ساعت اسکن ویروسه رو پیدا کرده پیغام داده: آیا مطمئن هستید که می خواهید این ویروس را حذف کنید؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ می خوام ازش نگهداری کنم بزرگ بشه، بشه عصای دستم نور چشام



************************


مرغ عشقم مرده و درحالی که پاهاش روبه بالاس افتاده کف قفس. دوستم اومده می گه : اِ مرغ عشقت مرد؟ بهـــش گفتم: پـَـَـ نــه پـَـَــــ کمر درد داشته دکتر گفته باید طاق باز دراز بکشه کف قفس



************************


کارت سوخت ماشینو برداشتم دارم میرم بابام میگه میری بنزین بزنی؟؟؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ میرم آب هویچ بریزم تو باکش نور چراغاش زیاد شه



******************


به مامانم میگم قوری کجاست ؟ میگه میخوای چای بخوری ؟!
پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوام دست بکشم روش شاید غولی چیزی ازش درومد!!!!!! ـ



********************


داریم لوازم میزاریم توی ماشین که بریم مسافرت
همسایمون میگه دارید میرید مسافرت؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ قراره از امشب توی ماشین زندگی کنیم



*******************


میگه امتحانِ چی داری؟؟؟ میگم وصایا,,, میپرسه وصایای امام؟؟؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ وصایای الیزابت تیلور



************************


تو این گرما که سگ تب میکنه رفتم سوپر مارکت میگم یه ایستک بدید یارو میگه خنک باشه؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ گرم بده میریزم تو نعلبکی خنک بشه



**********************


ساعت ۵-۴ صبح زنگ زده..گوشی رو برداشتم به زور دارم جواب میدم..میگه خواب بودی؟؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ داشتم سر گلدسته ی مسجد محلمون اذان میگفتم صدام گرفته

دستور العمل های شیرازی·

دستور العمل های شیرازی·

سعی كنید روزها استراحت كنید تا شبها راحت بتوانید بخوابید ·

در نزدیكی تخت خوابتان صندلی بگذارید تا اگر از خواب بیدار شدید روی آن
نشته واستراحت كنید ·

ایستادن به رفتن، نشستن به ایستادن و خوابیدن به نشستن اولویت دارد ·

جایی كه می‌توانید بنشینید چرا می‌ایستید؟ ·


كار امروز را به فردا موكول كنید و كار فردا را به پس فردا ·

اگر حس كار كردن به شما دست داد كمی صبر كنید تا این حس از شما بگذرد ·

از همه دیرتر سر سفره رفته و زودتر بلند شوید تا زحمت چیدن و جمع كردن
سفره به شما تحمیل نشود ·

برای كار همیشه فرصت هست پس از استراحت غافل نشوید ·

در میهمانی‌ها حتماً با خود بالش ببرید شاید فرصتی برای استراحت بدست آوردید

 به خواب نگویید كار دارم به كار بگویید خواب دارم

 

من عــــــــــــاشق اصفهانيام

من عــــــــــــاشق اصفهانيام اول اينكه همشون زيرشلواري آبي راه راه مي پوشن

دوم اينكه با خوردن هر قلوب نوشابه نگاهي به شيشه ميكنن به كجا رسيده
سوم اينكه تا در بستني رو باز ميكنن سريع يه ليس به درش ميزنن
چهارم اينكه وقتي براشون مهمون مياد دم در مي ايستند و به جاي اينكه
بگويند بفرمائيد تو ميگن چرا نمياي تو
يه اصفهاني مي گن اگه سردت شد چيكار مي كني؟
مي گه ميرم بغل بخاري
مي گن اگه خيلي سردت شد چي؟
مي گه ميرم به بخاري نزديك تر ميشم
مي گن اگه خيييلي سردت شد چي ؟
ميگه ميرم به بخاري مي چسبم
مي گن اگه خيييييلي خيييلي سردت شد چي؟
مي گه ميرم بخاري رو روشن مي كنم
يه اصفهاني خيلي اوقاتش تلخ بود. دوستش ازش علت اوقات تلخيش رو پرسيد. جواب داد:
اخه دندانه شونه سرم شكست. دوستش گفت: خوب از دندانه هاي ديگه شونه ات استفاده كن.
اصفهانيه گفت: اخه اين اخرين دندانه شونه ام بود
تحقيقات نشون داده اصفهانيها فقط در 22 روز سال رشد مي کنند: دهه اول
محرم + دوازده روز اول عيد
دختر اصفهانيه به دوست پسرش مي گه شب بيا خونمون, اگر موقعيت خوب بود يه
سكه مي اندازم پايين. شب مي شه و پسره مياد. دختر يه سكه ازپنجره مي
اندازه بيرون ولي هرچقدر منتظرميشه پسر نمياد,مياد دم پنجره بهش ميگه پس
چرا نمياي بالا پسر ميگه دارم دنبال سكه مي گردم, دخترميگه بيا بالا بهش
كش بسته بودم سكه الان تو دستمه
يه روز يه اصفهانيه داشته روي خودش آب يخ مي ريخته. يكي مي بيندش و ازش مي پرسه چرا
همچين كاري مي كني؟ ميگه مي خوام سرما بخورم. يارو ميگه چرا؟ ميگه آخه يه
پنيسيلين تو خونه دارم, داره تاريخ مصرفش مي گذره
اصفهانی با برق خونه همسایشون خودکشی میکنه
ميگن توي اصفهان همه كانديدها براي اينكه صرفه جويي كنن پوستر تبليغاتي
چاپ نكرده بودن هر روز از يه درختي آويزون مي شدن
اصفهانیه داشته نوار روضه گوش میداده میزنه آخر نوار ببینه شام ميدن یا نه .

پـَـ نـَـ پـَـ

دوستم میگه امروز چندمه ؟ میگم یکم ، میگه یکم مرداد ؟ پـَـ نـَـ پـَـ امروز یکم فروردینه ،

 عیدت مبارک عمو جان بیا یه بوس بده

***************************

سر سفره عقد ، حاج آقا: عروس خانم برای مرتبه سوم میپرسم ، وکیلم ؟

عروس: پـَـ نـَـ پـَـ با منصور قرار دارم میخوام برم


***************************

بیرون دفتر فرماندم واستادم .دفترچه مرخصی تو دستم. امده بیرون میگه مرخصی میخوای؟گفتم :

 پـَـ نـَـ پـَـ دلم تنگ شده بود امدم یه سر ببینمتو برم آسایشگاه

***************************

همسایمون عروسی داشتن .دوستم خونمون بود هی سروصداشون میومد.دوستم گفت عروسیه؟

 پـَـ نـَـ پـَـ همسایمون سرخ پوسته مراسم خاص خودشونه...

***************************

رفیقم اومده خونمون! وضو گرفته میخواد نماز بخونه!می پرسه قبله کدوم طرفه؟!

 میگم:میخوای نماز بخونی؟! میگه: پـَـ نـَـ پـَـ میخوام دیش ماهوارتو تنظیم کنم!!!

***************************

پشت در اتاق عمل وایستادم منتظر دکترم که برم برای زایمان... پرستاره اومده نگام میکنه میگه زاءو شمایی؟... میگم پـَـ نـَـ پـَـ خواهرمه.. ترسیده منو فرستاده جاش!!!!...

***************************

تو اتوبوس از رو صندلی پا شدم جامو بدم یه پیرمرده میگه پا شدی من بشینم؟

پـَـ نـَـ پـَـ پا شدم با میله های اتوبوس استریپ تیز برقصم شما مسافرا تا مقصد حال کنین.

***************************

تو اتاق نمونه گیری آزمایشگاه به مریضه میگم : سابقه بیماری خاصی داری ، میگه :

 واسه صحت جوابای آزمایشم میپرسی؟ میگم پـَـ نـَـ پـَـ خواستم بدونم اگه واقعا مریضی سر نماز

دعات کنم خدا شفات بده!!!!!!!!!


***************************
ساعت 8 صبح كلاس داریم .منم خمیازه میكشم و دهنم یه متر باز میشه .

 استاد میگه چیه خوابت میاد؟ پـَـ نـَـ پـَـ میخوام بخورمت

***************************

تو ایستگاه متروی آزادی یکی ازم پرسید اینجا آخرشه؟ منم گفتم پـَـ نـَـ پـَـ نیم

ساعت برای ناهار و نماز نگه داشته بعد دوباره راه میوفته

***************************

مراسم تدفین بابا بزرگم بود یارو اومده میگه پدر بزرگتو دارین خاک میکنین؟

 گفتم پـَـ نـَـ پـَـ بذرشو داریم میکاریم اب بدیم سبز کنه بعد یه بابا بزرگه دیگه در بیاد

***************************

سره کلاس دستمو بردم بالا سوال کنم.استاده میپرسه سوال داری؟؟؟

میگم پـَـ نـَـ پـَـ میخواستم بینم کولر باد میده یا نه که خداروشکر حل شد!!


***************************


تو توالت بودم و تو حال خودم.. یک هو یکی محکم زد به در …. گفتم بله ..

 دیدم داداشمه میگه اه تو اونجایی !!! گفتم پـَـ نـَـ پـَـ این صدای منشی توالته ..

 لطفا بعد از شنیدن بوق بفرمایین داخل.


 ***************************
وسط جاده خلخال زنجان پنچری ماشینمو می گرفتم یه آقاه رسید گفت پنچر شدی؟

گفتم پـَـ نـَـ پـَـ لاستیکم گرمش شد در آوردم هوا بخوره!!!!!

***************************

نشستیم داریم "سقوط آزاد" میبینیم ، داداشم میگه این دریا ئه واقعا کیشه؟؟؟

پـَـ نـَـ پـَـ دارن اسکلمون میکنن ... شهرک سینمایی رو آب کردن

***************************

گزارشگر فوتبال میگه محمد قاضی یه بازیکن دو پاست.

 پـَـ نـَـ پـَـ ما فکر کردیم چهار پاست، تازه شاخ هم میزنه!

***************************

دوش دیدم که ملایک در میخانه زدند. گل ادم بسرشتند و به پیمانه زدند.

 پـَـ نـَـ پـَـ کچلی را بگرفتندوسرش شانه زدند!!!

***************************

اومدم یه سوسکو تو آشپزخونه بکشم ... رفیقم می گه : می خوای بکشیش ؟

 گفتم پـَـ نـَـ پـَـ می خوام باهاش وارده مذاکره بشم اجاره خونه رو شریکی بدیم


***************************

من : سلام علی خوبی ؟ علی : سلام ،شما ؟ من : آرمینم . علی : اٍ

آرمین تویی ؟ من : پـَـ نـَـ پـَـ  راهنمای 473 ، بفـــرمائید! .

***************************

بچه رو از بیمارستان آوردیم خونه بعد خوابوندیمش. فک و فامیل اومدن عیادت. یکی میگه ای جان بچه خوابه؟

 پـَـ نـَـ پـَـ گذاشتیم شارژ بشه آخه گفتن اولش که میخواین شارژ کنین چند ساعت خاموشش کنین!!!

***************************

رفتم سوپر مارکت میگم اقا ببخشید یه لامپ100محبت کنین. اورده تست کرده میگه میبری؟

میگم پـَـ نـَـ پـَـ همین جا میخورم!!!!

***************************

دیروز یه حلزون پیدا کردم به دادشم نشون دادم میگم ببین چه خشکله.میگه اینو از تو باغچه پیدا کردی؟

پـَـ نـَـ پـَـ این حلرزون گوشمه.جاش تنگ بود اون تو آوردمشون بیرون یه نفسی تازه کنه

***************************

بابام دستشوییه ... دارم درو محکم میکوبم ... اومده بیرون میگه چیه ؟ . . .  داری ؟

 میگم پـَـ نـَـ پـَـ شما مقابل دوربین نقطه جوش پی ام اسی هستید ...متاسفانه جایزه مارو از دست دادید

***************************

با کلی تلاش و زحمت و بدبختی دنبال اتوبوسه میدویدم و دستام رو مثه میمون اینور اونور میکردم

که بلاخره پشت چراغ قرمز وایساد. اومدم دم در نفس زنون میگم آقا درو میزنی؟

میگه می خوای سوار شی؟ پـَـ نـَـ پـَـ می خوام پیاده شم این مدت هم خیلی زحمتتون دادم.

یه دوست پسر نداریم

یه دوست پسر نداریم شماره گوشیش بشه تمام پسورد هامون

یه دوست پسر نداریم موقع انتخاب واحد بگه برا عصر کلاس بر ندار با هم بریم بیرون

یه دوست پسر نداریم کوچه ی علی چب را نشناسه

یه دوست پسر نداریم وقتی ناراحتیم حرف های امید وارانه بزنه مثلا همه چی آرومه

یه دوست پسر نداریم وقتی سرما میخوره هی به خاطر صداش بش بخندیم

یه دوست پسر نداریم بهمون پیشنهاد بی شرمانه بده ما هم کلی کولی بازی در بیاریم

و از همه مهم تر....

یه دوست پسر نداریم وقتی سرده مونه با گرمای عشقش گرممون کنه یخ نزنیم


در پی ممنوعیت حضور خانومها در پیست های اسکی

در پی ممنوعیت حضور خانومها در پیست های اسکی

 بدون سرپرست قانونی (همسر یا پدر)

اونایی که دوست دارن برن اسکی در خدمتشونیم

 نقش شوهر رو بازی می کنیم

اول از همه یه شارژ 2000 تومانی ایرانسل مسیج میکنی

تا 48 ساعت بعدش زنگ میزنم بهت باهات قرار میزارم

اگه ماشین خودم بیارم 30000 تومان میگیرم اگه ماشین

 خودت بیاری 25000 تومان میگیرم، اگه 2نفرین میتونم واسه

 یکیتون بابا شم واسه اونیکی شوهر که

 اینجوری با تخفیف میشه 50000 تومان

اگه با تریپ و قیافت هم حال کنم دفعه بعد مجانی میام باهات

مسیج الکی نزنین که شارژ نداشته باشه جواب نمیدم

نتیجه یک عشق خیابانی






استاد خسته نباشی

نزدیک ترین معنای "استاد خسته نباشید" کدام است؟

1 -جمع کن بابا کار و زندگی داریم

2 - استاد به روح اعتقاد داری ؟؟؟؟

3- جمع کن بابا قلـــــــیون دیر شد

4 -خفه میشی یا بیام خفه ات کنم

5 - جون مادرت درس بسه

6 - استـــــــــــــــــــاد قرار دارم دم بوفه!ولمون کن

7 - برو بیرون دیگه ...

8 - با خداحافظیت خوشحالمون کن

9 - بس کن دیگه صدات رو نروه

10 - استاد ساعت نداری تقویم هستا !

11 - استاد تیتراژ رفت

12 - چقدر زر میزنی خفه بمیر با

بابا کرم کیست؟


داستان بر می گردد به زمان رضا شاه و ماجرای کشف حجاب. یکی از ا...ین خانم های شازده، باغبان مسنی داشت به نام بابا کرم. هر وقت خانم به باغ می آمد باغبان را صدا می کرد: بابا کرم چطوری؟ این باغبان به تدریج عاشق این خانم می شود و بعد از مدتی که خانم به فرنگ سفر می رود، بابا کرم از عشق اون می میرد. همین می شود که در اذهان مردم بابا کرم به عنوان یک مرد عاشق شكل می گیرد و آن رقص هم در آن زمان نشان دهنده حرکات یک مرد عاشق بوده در واقع بابا کرم از نمادهای نشان دهنده عشق مرد ایرانی به معشوقه اش هست کسی که بخاطر دوری از دختر مورد علاقه اش جانش را از دست میدهد این آهنگ برای اولین بار با صدای حسین همدانیان اجرا شد که از آهنگهای فلوکلور ایرانی به حساب می آید.رقص بابا کرم بازمانده از دهه ۱۳۲۰ و از رقص‌های به اصطلاح کوچه بازاری و تخته حوضی است که بسیار مورد محبوبیت قرار گرفته‌است.

در میان رقص های فلوکلور ایرانی، رقص " باباکرم " از رقصهای ایرانی است که ویژگیهای خاصی دارد ومنحصرا توسط مردان اجرا میشود. در " بابا کرم " از رقص شانه و کمر استفاده میشود و رقاص لباس سیاه و سفید جاهلی بر تن میکند و معمولا لنگی را بر گردن آویزان کرده و از آن در طول اجرای رقص استفاده میکند

جک و اس ام اس تاپ

سلام

با توجه به اینکه گلچین روزگار ، عجب خوش سلیقه است

همش نگرانم به قرآن !

*********************************************************

در خرابه های قلبت کارگری بیش نیستم !

سیمان بفرست کار خوابیده !

*************

وقتی اسهال دارین مواظب عطسه کردنتون باشین

*************

تفاوت پدر و مادر :

مادر شبای زمستون وقتی خوابی پتو رو میکشه روت

پدر ظهرای تابستون وقتی خوابی کولر رو خاموش میکنه.......

*******************

امروز سره کلاس استاد پرسیده قسم چیه ؟؟؟

دختره برگشته میگه همونی که راستشو میخوریم...

**********************

واقعا نمیدونم این استادا از چه ترفندی استفاده میکنن که

 2ساعت درس میدن ولی وقتی به ساعت نگاه میکنی

 تازه 10دقیقه گذشته...!! لعنت...!!

*****************

گوگل عزیز ازت درخواست می کنم مثل این زنا رفتار نکنی .

 تا یه کلمه می نویسیم صد تا حدس نزنی منظورمون چیه

*******************

یه عده فقط کارشون همینه ، میان تو اتوبوس یا مترو ، داري با

 دوستت حرف ميزني به حرفات گوش ميدن 

یهو وسط حرفاتون هم اظهار نظر ميكنن!!!!

***********

کس نخارد پشت من جز

.
.
.
.
... ... ... ... .
.
.
.ناخن انگشت محمد نصرتی!

امضاء "شیث رضایی"

***************

دقت کردین جعبه پیتزا مربعی شکله ؟؟!!

 بازش میکنی دایره پیدا میکنی ؟؟!! بعد مثلثی میخوری ؟؟!!

 نفهمیدیم میخوایم پیتزا بخوریم یا ریاضیات ؟!!

***********

اینقدر خودت رو نگیر ، اینقدر با تکبر و غرور با آدم حرف نزن ،

 وقتی کسی به تو ابراز علاقه کرد فکر نکن که فوق العاده ای،

 مطمئن باش که اون کم توقعه.....

***********

بیرون بودم داشتم میومدم خونه

کنار خیابون یه زوج رو دیدم با موتور وایساده بودند

قشنگ ترین صحنه رو دیدم

پسره دستاش یخ کرده بود موتور رو زده بودند

 کنار خیابون دختره هم داشت

دستای پسره رو میمالید تا گرم بشه

مرامتو برم دختر !!!!!!!!!!!!!!!

 به افتخار یه چنین خانم هایی!!!!!!!!!!!!!!!

**********

اگه به گداها نمی تونی کمک کنی، 

حداقل زر مفتی نزن که چند تا آپارتمان دارن

************

اقا من نفهمیدم. . .

خرج عروسی رو که ما پسرا میدیم اونوقت میگن عروسی...!

خونه ام که ما پسرا میگیریم میشه خونه ی عروس

 از اون بدتر 4روز دیگه 

بچه خواهرت به مامانش میگه مامان..مامان..بریم خونه زن دایی اینا...

از اون بدتر جونت در میره کار میکنی یه ماشین میخری

 اونم میشه ماشین عروس...

اون وقت دخترا میگن حق شون ضایع شده......

*************

تو توالت بودم و تو حال خودم ( در حال فکر کردن!! )

یهو یکی محکم زد به در ! گفتم بله؟

دیدم داداشمه میگه ااااااه تو اونجایی !!

گفتم پــَـَـ نــه پــَـَـــ این صدای منشی توالته ،

 لطفاً بعد از شنیدن گوز بفرمایین داخل! :|

********************

دقت کردين وقتي حقيقت رو می دونين،

گوش دادن به دروغای طرف مقابل چقدر لذت بخشه؟

 

***********************

دقت کردین هر وقت می خوای با عجله بری مهمونی یا

 زیپ شلوارت در میره، یا بند کفشت پاره میشه،

 یا شلوارت جر می خوره و .... !!!!!!حالا بیا و درستش کن

*********************

 

جک و اس ام اس در مورد حرکت شیث و نصرتی

دیروز وزیر اقتصاد یه ببخشید گفت نماینده ها بخشیدنش

به نظرتون عاقبت شیث و نصرتی چی میشه ؟

میگن نصرتی خودکشی کرده ...............!!!!!!!!!

 

 

**********************************

رفته بودم خرید، مثل سابق یکی اومد در گوشم گفت:

اسپری، پاسور، سی دی بازی پرسپولیس و داماش بدون سانسور!

مملکته داریم!!

*******************************

دوستم میگه یعنی نصرتی واقعا شیث رو انگشت کرد؟

میگم پ نه پ میخواست گرمای وجود شیث رو بسنجه

 

**********************************

قدیمیا میگفتن یه دست صدا نداره

 

یه انگشت این همه صدا به پا کرده !!!!

**********************************

 


طبق آخرین خبر رسیده مردم قزوین در دسته های جداگانه

 و پای پیاده در حال عزیمت به تهران هستند

 تا بیعت خود رو با محمد نصرتی اعلام کنند.
*****************************************