شب اول قبرچيست؟

شب اول قبر يا فشار قبر همان لحظه اي شروع ميشود كه روح از بدن انسان خارج ميشود و نيازي نيست كه انسان داخل قبر باشه. درتفكر عمومي خيال ميشود كه فرد درون قبر است و فشار و سختيهاي قبر بر او وارد ميشود!

اگر اينطوري بود كه افراد زيادي كه جسدشان نيست يا مفقود ميشود و قبر مخصوصي ندارند پس نبايد فشارقبر داشته باشند.

عقلانيست كه فشار قبر را به معني اين بدانيم كه روح انسان ا ز بدن خارج ميشود و توسط فرشتگان مورد بازخواست قرار مي گيرد.

حضرت امير(ع) مى‏فرمايد:فروگذار نمى‏شود احدى از مردم كه در شرق و غرب زمين و دريا و صحرا هستند؛ مگر آن كه فرشته‏هاى سؤال كننده، به ملاقات آنان خواهند رفت.

خداوند خود به اين فرشتگان قسم ميخورد و ميفرمايد سوگند به فرشتگاني به آساني وآسايش جان مومنان را مي برند و به سختي جان كافران را مي گيرند.

چيزي كه آشكار است انسان بعد از جدا شدن روح فوراً مورد بازخواست قرار مي گيرد و دربعضي از روايات داريم كه از انسان سئوال ميشود درباره اينكه پيامبرتو كيست ، دين تو چيست... .

اعمال انسان خوب يا بد بصورت همنشيني بر انسان ظاهر ميشود بعد از مرگ واگر اين همنشين خوب باشد باعث رستگاري و اگر بد باشد باعث بدبختي خواهد شد. اگر آدمى در دنيا ولى خدا باشد، عملش بصورت خوشبوترين و زيباترين، و خوش‏لباس‌ترين مرد نزدش مى‏آيد و مي‌گويد: تو را به روح و ريحان و بهشت نعيمى از جانب خداوند بشارت مي دهم كه چه خوش آمدنى كردى. وى مى‏پرسد: تو كيستى؟ مي گويد من عمل صالح توام .

پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم) به قيس فرمود: "لا بدلك يا قيس من قرين يدفن معك و هو حيّ و تدفن معه و أنت ميّت؛ فإن كان كريما أكرمك، وإن كان لئيما أسلمك. ثم لا يحشر إلّا معك و لا تبعث إلّا معه، و لا تسئل إلّا عنه، فلا تجعله إلّا صالحاً، فإنّه إن صلح آنست به، و إن فسد لا تستوحش إلّا منه و هو فعلك؛

اي قيس به ناچار همراهي خواهي داشت كه با تو دفن مي‌شود. او زنده است و تو در حالي كه مرده‌اي با او دفن خواهي شد. اگر نيك و گرامي باشد مايه‌ي‌ احترام تو خواهد شد و اگر پست و نفرت آور باشد به تو بدي مي‌كند. سپس محشور نمي‌شود جز با تو و برانگيخته نخواهي شد جز با او. از تو نمي‌پرسند جز درباره‌ي‌ او. تو شايسته و نيك آن را به جا آور؛ زيرا اگر او شايسته شد، تو با او مأنوس خواهي شد و اگر فاسد و تباه باشد از او وحشت خواهي داشت و او جز كردار تو چيزي نيست.



امير المومنين درمورد جدا شدن روح از بدن اينطور مي فرمايد:

پس همين كه داخل قبر شد، دو فرشته نزدش مى‏آيند كه همان دو شكافنده‌ي قبرند موى بدنشان آن قدر بلند است كه روى زمين كشيده ميشود و با دندان خود زمين را مى‏شكافند، صدايى دارند چون رعد قاصف، ديدگانى چون برق خاطف، برقى كه چشم را مى‏زند، از او مى‏پرسند: پروردگارت كيست؟ و پيرو كداميك از انبيايى؟ و چه دينى دارى؟ مي گويد:پروردگارم اللَّه است، و پيامبرم محمد (صلي الله عليه و آله و سلم) و دينم اسلام است، مي گويند: (بخاطر اينكه در سخن حق پايدار مانده‏اى) خدايت بر آنچه دوست مي دارى و بدان خوشنودى ثابت بدارد، و اين دعاى خير همان است كه خدا در قرآن فرمودهيُثَبِّتُ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا)، خداى تعالى كسانى را كه ايمان آورده‏اند بر قول حق و ثابت، هم در دنيا و هم در آخرت پايدارى‏ مي دهد .اينجاست كه قبر او را تا آنجا كه چشمش كار كند وسعت مي دهند و درى از بهشت به‌رويش مى‏گشايند و به‌او مي‌گويند: با ديده روشن و با خرسندى خاطر بخواب، آن طور كه جوان نورس و آسوده خاطر مي‌خوابد، و اين دعاى خير همان است كه خداى تعالى در باره‏اش فرموده: (أَصْحابُ الْجَنَّةِ يَوْمَئِذٍ خَيْرٌ مُسْتَقَرًّا وَ أَحْسَنُ مَقِيلًا)، بهشتيان آن روز بهترين جايگاه و زيباترين خوابگاه را دارند.

و اگر دشمن پروردگارش باشد، فرشته‏اش بصورت زشت‏ترين صورت و جامه و بدترين چيز نزدش مى‏آيد و به‌او مي‌گويد: بشارت باد تو را به ضيافتى از حميم دوزخ، جايگاه آتشى افروخته و او نيز غسل دهنده‌ي خود را مى‏شناسد و حامل خود را سوگند مي دهد: كه مرا بطرف قبر مبر، و چون داخل قبرش مى‏كنند، دو فرشته ممتحن نزدش مى‏آيند و كفن او را از بدنش انداخته، مى‏پرسند: پروردگار تو و پيغمبرت كيست؟ و چه دينى دارى؟ مي گويد: نميدانم، مى‏گويند: هرگز ندانستى و هدايت نشدى پس او را با گرزى آن چنان مى‏زنند كه تمامى جنبنده‏هايى كه خدا آفريده، به غير از جن و انس، همه از آن ضربت تكان مي خورند.آن گاه درى از جهنم برويش باز نموده، به‌او مي‌گويند: بخواب با بدترين حال، آن گاه قبرش آن قدر تنگ ميشود كه بر اندامش مى‏چسبد، آن طور كه نوك نيزه به غلافش بطورى كه مغز سرش از بين ناخن و گوشتش بيرون آيد و خداوند مار و عقرب زمين و حشرات آن را بر او مسلط مى‏كند تا نيشش بزنند و او بدين حال خواهد بود، تا خداوند از قبرش مبعوث كند، در اين مدت آن قدر در فشار است كه دائما آرزو مى‏كند كه قيامت قيام كند. براساس برخي روايات عمل نيك انسان به صورت جواني زيبا منظر و عمل بد او به صورت زشت و بدبو بر او متمثّل مي‌شود.

اين توصيف اميرالمومنين به اين خاطراست كه انسان به راحتي بتواند يك فضاي كلي بعد از مرگ را درك كند والا مگر همه كساني مي ميرند داخل قبر گذاشته ميشوند تا اين فضاي پرسش يا پاسخ به اين جورصورت پذيرد. بسياري از انسان توسط حيوانات خورده ميشوند، بسياري تو دريا غرق ميشوند ، بسياري تو جنگها قطعه قطعه ميشوند، بسياري از انسانها دربيابان مي ميرند وبسياري از انسانها دركوهها سرگردان ميشوند و مي ميرند و طعمه پرندگان و حيوانات ميشوند ، پس بازخواست كردن از اين همه آدمها كه قبري ندارند چگونه است ؟ اينان كه قبري ندارند كه بگوييم داخل قبر اين همه اتفاق مي افتد.

بنابراين فشار قبر تنها تمثيلي از واقعيت است و انسان زماني كه جان ميدهد بلافاصله روحش مورد بازپرسي قرار ميگيرد و به برزخ انتقال مي يابد .

بعضي مواقع براي درك درست يك مطلب ناچارا بايد مثالهايي زده شود كه با فضاي درك انسان سازگار باشد بنابراين امامان يا پيامبر هم به اين مطلب كاملا واقف بودن كه چنين درمورد وقايع صحبت كرده اند. مثلا حتي خداوند درمورد توصيف بهشت از ويژگيهاي دنيايي آن خبر ميدهد مثل ) انواع ميوه ها- درختان سرسبز- مرغان درآسمان كه هر لحظه اراده شود بصورت كباب شده به انسان عرضه ميشود، ولي نبايد چنين تصور كرد كه بهشت فقط داراي اين لذات است . بهشت داراي نعمتهايي هست كه فكر بشر قادر به درك آنها نيست واگر مثالي زده ميشود تو سط قرآن از ويژگيهاي بهشت بخاطر منطبق شدن با ظرفيت عقلي بشريست.

درمورد جهنم هم از آتش يا درختي كه گل هاي آن انسان را ميخورند و...اين چنين تمثيلهايي داريم تا درك بشري قادر به تصور شود. مثلا) ما بگوييم ماشين همه ميتوانند درك كنند ولي بگوييم اين ماشين چطور بنزين را به نيرو محركه تبديل ميكند و چطور تعريق در موتور ماشين صورت ميگيردو... خيلي از ما درآن سرگردان خواهيم ماند .