گفت‌و‌گوی خواندنی با محسن یگانه، درباره زیرزمین و موسیقی زیرزمینی؛

گفت‌و‌گوی خواندنی با محسن یگانه، درباره زیرزمین و موسیقی زیرزمینی؛

 

 خیلی قبل تر از اینکه نخستین آلبوم مجازش وارد بازار موسیقی کشور شود، در بین مخاطبان موسیقی و بخصوص مخاطبان پاپ، شناخته شده بود و کلی هم طرفدار داشت. محسن یگانه، که در شرف انتشار دومین آلبوم مجازاش است، بهترین گزینه‌ای بود که می‌توانستیم با او در مورد موسیقی زیرزمینی و همه اتفاقات و بلبشوهای این دنیای مخفی گپ بزنیم و پای صحبت‌هایش بنشینیم. او کسی‌ست که همه این تجربه‌های به قول خودش، وحشتناک را از سر گذرانده، و حالا همه این تجربه‌ها، برایش پلی ساخته‌اند که بتواند موفقیت‌های بزرگ را در عرصه موسیقی تجربه کند.
بک استیج یکی از اجرا‌های ارگانی یگانه، محلی بود که با او گپ زدیم و او هم در حالی که به شدت حواسش به «ساند چک» اعضای گروه ارکسترش بود به سوالات ما جواب داد. دقت و زوم محسن و حساسیتی که در کار گروهش داشت نشان می‌داد که او به خوبی قدر موقعیتی را که به دست آورده را می‌داند و حاضر نیست به این راحتی‌‌ها آن را از دست بدهد.

******


گفت‌و‌گوی خواندنی با محسن یگانه، درباره زیرزمین و موسیقی زیرزمینی


می خواهم از اینجا شروع کنیم که به نظر تو تعریف و مفهوم موسیقی زیرزمینی در ایران و سایر نقاط جهان ، تعریف واحد و مترادفی است ؟
موسیقی زیر‌زمینی خارج از کشور، سبکی‌ست که مخاطب عام موسیقی آن‌را نمی‌پسندد و از شدت «خاص بودن» به بیراهه رفته و این خاص‌بودن به حدی رسیده که حتی خود جامعه خاص‌طلب غرب هم که شدیدا در ترویج و انتشار همه چیزهای جدید و خاص اولین است، آن‌را نمی‌پسندد و نمی‌شناسد. ولی در ایران افرادی که در موسیقی زیرزمینی‌اند، به چند دسته مختلف و بسیار ناعادلانه تقسیم می‌شوند که راجع به هر کدام از این دسته‌ها باید جداگانه بحث و نقد صورت بگیرد.

تو خودت جزو کسانی بودی که در بطن این ماجرا‌ها بوده‌ای و به خوبی می‌توانی این تقسیم‌بندی را تشریح کنی.
خواننده‌های زیرزمینی در ایران به سه دسته کاملا مجزا تقسیم می‌شوند: 1. افرادی که امکانات دارند و استعداد ندارند 2. افرادی که استعداد دارند و امکانات ندارند 3. خیلی کم هم افرادی که از هر دوی این ابزار برخوردارند.
دسته سوم تعدادشان بسیار اندک است اما معمولا خواننده‌های نسل‌های بعد را باید در بین افرادی که جزو دسته دوم هستند جستجو کرد.

این‌ها که اعتقاد داری خواننده‌های نسل بعدی را تشکیل می‌دهند، همان‌هائی هستند که به زحمت و دردسر فراوان یک تراک را تولید و زیرزمینی منتشر می‌کنند و با همین تک‌آهنگ، کل بازار موسیقی و خواننده‌های مجازش را از دور خارج می‌کنند؟
بله دقیقا. مثال‌های زیادی هم می‌توانم برای این ادعا بیاورم. طرف با یک تک‌آهنگ کل بازار را تخته می‌کند و مخاطبان ثابت فلان خواننده اسم و رسم‌دار را هم می‌قاپد.

دلیل این اتفاق پائین آمدن سطح کیفی خواننده‌های مجازمان است یا ممیزی‌های فراوانی که کار مجازها را نابود می‌کند؟
ما کلا در ایران دو نوع ممیزی داریم. یکی ممیزی‌های رسمی که یک سری روال خاص خودش را دارد که شامل موسیقی و کلام و دیگر قسمت‌ها می‌شود. ولی ممیزی مهم‌تر و مشخص‌تر در ایران، مردم هستند. موسیقی پاپ برای مردم است و باید به فکر کاری باشد که مردم آن‌را بپسندد. مردم کاری را که دوست نداشته باشند بدون هیچ تعارفی رد می‌کنند و آنرا گوش نمی‌دهند . مهم سلیقه مردم است و این سلیقه خیلی تعیین کننده است. حالا آن‌ها مختارند که موسیقی زیرزمینی را انتخاب کنند یا موسیقی رو زمینی را!

خوب این وظیفه شرکت‌ها نیست که سلیقه مردم را بشناسند و با توجه به آن بروی استعدادهای کم نام و نشان سرمایه کذاری کنند؟
اگر نگویم صددرصد شرکت‌ها، بدون شک نود درصد شرکت‌های موسیقایی ما به دنبال فروش بهتر و بالاتر هستند و هیچ چیز دیگری برایشان مهم نیست!

در تمام دنیا این روال مرسوم است. این که چیز عجیبی نیست.
قبول دارم ولی چرا شرکت ها به دنبال استعدادها و نوابغ نیستند و نمی‌خواهند سطح کیفی و فنی کارهای‌شان بالا باشد؟ آنها از این طریق بیشتر به سود رسانی هم می‌رسند. ولی این ترس از ریسک کردن باعث می‌شود که اوضاع به همین شکلی که می‌بینید در‌بیاید. در همه دنیا شرکت‌ها روی استعداد‌های کم نام ونشان سرمایه‌گذاری می‌کنند و بعد از چند سال نتیجه‌اش را می‌گیرند. ولی اینجا همه در رویا زندگی می‌کنند. دوست دارند یک شبه میلیونر یا خواننده شوند. رابطه نقشی تعیین‌کننده را در ارتباط گرفتن با شرکت‌ها را دارد. در کل دنیا شرکت‌های بزرگ برای حفظ اعتبارشان هم که شده، کار مزخرف عام پسند را منتشر نمی‌کنند ولی اینجا چطور؟ شما بهمن جواب بدهید.

خوب ما دقیقا برعکس ایم !
آفرین، اینجا شرکت‌های بزرگ به محض اینکه یک آلبوم سطح پائین پر‌‌جنب‌و‌جوش و عام پسند را که از لحاظ تکنیکی واقعا مزخرف است، به دستشان می‌رسد، اصلا به کیفیت کار فکر نمی‌کنند و چون می‌دانند که خوب می‌فروشد، در انتشار آن درنگ نمی‌کنند.

ما در خیلی چیزهای دیگر هم نسبت به همه جا برعکس‌ایم . درصد زیادی از خواننده‌هایی که در ایران می خواهند مجوز بگیرند ابتدا وارد چرخه زیرزمینی موسیقی می شوند و بعد آرام آرام به سمت مجوز می‌آیند، ولی در دنیا کسانی که نمی‌خواهند رسمی و شناسنامه دار شناخته شوند، به صورت زیرزمینی و اینترنتی کارها‌ی‌شان را منتشر می‌‌کنند. تناقض در مفهوم زیر‌زمینی‌بودن از کجا آمده؟
این مقایسه از لحاظ سخت‌افزاری به نظر من اصلا درست نیست. در هیچ کجای دنیا بحث مجوز گرفتن مثل ایران وجود ندارد و هر خواننده‌ای می‌تواند کارش را به چندین ناشر نشان دهد و بالاخره با یکی از آنها به توافق برسد. هم که زیرزمینی و اینترنتی فعالیت می‌کنند، تند‌رو‌هایی هستند که دلشان نمی‌خواهد که تحت فرمان کس یا جای خاصی باشند. ولی در ایران فرض کنید که یک آلبوم را یک جوان تازه کار تولید و ضبط کرده است. یا باید سختی مراحل مجوز گرفتن را بپذیرد و یا زیرزمینی کارش را منتشر کند. و یک پرش عجیب و غریبی را داشته باشد. شما جای او باشی کدام راه را انتخاب می‌کنید؟

جواب دادن به این سوال خیلی سخت است .
پس دیدید که مقایسه درستی نیست.


گفت‌و‌گوی خواندنی با محسن یگانه، درباره زیرزمین و موسیقی زیرزمینی




بحث دیگری که درمورد خواننده زیر زمینی است، این است که این لقب و برچسب «غیر مجاز و زیرزمینی بودن » به یک جور اعتبار و ارزش و کلاس کاری تبدیل شده است.
مردم ما دنبال این نیستند که چه کسی خلاف جهت ارشاد حرکت می‌کند که دنبالش کنند و کارهای او را گوش دهند. مردم ما کار خوب را دوست دارند. راحت بگویم. اگرهم قرار است که به کسی بر بخورد زیاد مهم نیست: اگر کسی دوست دارد که کاملا غیر رسمی باشد، به نظر من عقده دیده شدن دارد. موسیقی یک هنر است و هرهنری یک فضای کاری دارد. آن‌هایی که می‌بینند کارشان در حدی نیست که در این فضا بتوانند بدرخشند، یک سوء استفاده کثیف از اسم هنر می‌کنند و حاضرند که هر حرکتی را به اسم هنر انجام دهند تا به چشم بیایند.

وقی این انگ غیر مجاز بودن روی اسم یک خواننده است ، چه احساس و حال وهوایی می تواند داشته باشد . تو کسی هستی که خیلی خوب این احساس را تجربه کرده‌ای؟
نسبت به خارج از کشور و خواننده‌های سایر نقاط دنیا نمی‌توانم نظر بدهم. چون زیاد با فضای جامعه آنها آشنا نیستم. ولی در ایران به قدری فرق و فاصله بین یک خواننده مجاز و غیر‌مجاز زیاد است که من همیشه آرزو می‌کنم که ای کاش آن زمان یک معادله ساده‌تری پیدا می‌شد که من زودتر به مسیری که الان در آن حرکت می‌کنم، می‌رسیدم و مجبور نبودم همه پستی و بلندی‌های غیر مجاز را تجربه کنم تا به عرصه موسیقی مجاز برسم. برای من هفت‌خوان رستم دقیقا در زمان حضورم در موسیقی غیر مجاز اتفاق افتاد نه حالا که یک خواننده رسمی‌ام‌! به هیچ وجه تجربه خوبی نیسست و برای هیچ کس آنرا آرزو نمی‌کنم!

یک نفر اگر ابتدا وارد جریان زیرزمینی شود و سپس بخواهد مجوز بگیرد کارش سخت تر است یا اینکه مستقیما سراغ مجوز برود و بخواهد رسمس فعالیت کند؟
شاید جوابم باعث شود که فکر کنی صحبت‌هایم ضد و نقیض است ولی الان باز هم من اعتقاد دارم که مجاز کار کردن سخت‌تر است. چون هیچ شرکتی دنبال تو نمی‌آید و از تو حمایت نمی‌کند . شرکت‌ها الان کارشان شده چرخ زدن در اینترنت و اینکه کدام خواننده زیر‌زمینی بیشتر کارش گرفته تا بروند و با یک قرار‌داد او را ببخشید یقه کنند و به اهداف مالی و اعتباری خود برسند.

واین یک روند فوق العاده افتضاح و همین باعث رشد قارچ وار خواننده‌های زیر زمینی می‌شود.
بله‌، این اتفاق موسیقی را به عرصه نابودی می‌کشاند و این خیلی بد است.

فقط افرادی که با هوش عمل کرده اند را اسم می بری‌؟
یک سری هستند که به قدری کارشان قوی است‌، شاید از بهترین های موسیقی مجاز ما هم بهترند. مثلا اشکان کوشانی بقدری تنظیم های قوی و مدرنی را در کارهایش داشته که واقعا برای من جالب بود. یا زانیار خسروی...

اینهایی که اسم می‌بری، مربوط به قشر خاص‌پسند موسیقی نمی‌شوند؟
شاید ولی کارشان حرف ندارد. مخاطب عام ما به صورت کامل در اختیار «ساسی مانکن» بود. از کوچک و بزرگ با او و سبک و سیاقش ارتباط برقرار کردند. همه موسیقی حتی مجاز را هم تحت تاثیر خود قرار داد. کار به جایی رسیده بود که من می‌دیدم خانواده‌ها برای قطع گریه بچه، برایش ساسی مانکن می‌گذارند!

موسیقی زیر‌زمینی در چند سال اخیر هر سال چهره جدیدی را رو کرده است. یک روز هیچکس، یک روز یاس، یک روز ساسی مانکن. موجی که هرکدام از این چهره‌ها به راه می‌اندازند چرا در سال‌های بعدی ماندگار نیست؟
بیشتر به مسیری که انتخاب می‌کنند بستگی دارد. این انتخاب مسیر، خیلی مهم است. نباید زیادی جاه‌طلب باشند و با صبر و دقت بهترین تصمیم را بگیرند. این خیلی مهم است که از راه به در نشوند. نمونه عینی این جور آدم‌ها که از خود بی‌خود شدند و راه را در میانه گم کردند، کسی نیست جز «بنیامین بهادری» . او که حتی درک درستی از هفت نت موسیقی را هم ندارد، به راحتی کل جامعه هنری ایران را زیر سوال می برد و به آنها بی‌احترامی می‌کند. چرا ما باید لنگ یک سری افراد بی هنری باشیم که سر یک‌سری اتفاقات خاص رو آمده‌اند و فکر می‌کنند که موج شان ماندگار است.
بفرمایید، این هم آلبوم جدید بنیامین! چرا ما باید اجازه بدهیم که یک «بچه»، یک بچه از لحاظ هنری، بیاید و در صحبت‌هایش این همه هنرمند را زیر سوال ببرد؟ آلبوم دوم همین آقا همه انسجام بازار موسیقی ما را بعد از عید از بین برد. او به شعور مردم ما توهین کرد و تازه دو قورت ونیم‌اش هم باقی است.

بگذریم، چه خاطره جذابی از دوران غیر‌مجاز بودن‌ات داری که هرگز فراموشش نمی‌کنی؟
قاچاقی توی خوابگاه، کلاس آموزش گیتار داشتم. با پولی که از این راه جمع کردم یک گیتار خریدم و خیلی هم دوستش داشتم. ولی آنرا ازم دزدیدند! این زشت ترین و ماندگارترین خاطره ام از آن دوران بود.

اولین بار خودت کارهایت را روی اینترنت گذاشتی یا کارهایت لو رفت؟
یک سری را خودم گذاشتم و یک سری هم لو رفت!

وقتی کارهایی را که خیلی برای‌شان زحمت کشیده بودی را روی اینترنت می‌دیدی، چه احساسی داشتی؟
هم خوشحال بودم و هم ناراحت. خوشحال بابت دیده و شنیده‌شدن کارهایم و ناراحت بابت لو رفتن آنها.

این که ناراحتی نداشت. تو که بابت این اتفاق کلی سود کردی! بحث مالی کار، شهرت، اعتبار و خیلی چیزهای دیگر را به دست آوردی.
همه این اتفاقات خیلی زود و مثل یک فیلم با دور تند برای من به اتفاق افتاد . شاید هم شما درست می گویید...

مصاحبه خوبی بود. حرف آخر را به سلیقه خودت انتخاب کن.
موسیقی پاپ ما به یک مسکن نیاز دارد. یک تلاش فوق برنامه... همیشه در اوضاع خراب یک تراک می تواند موسیقی پاپ را از این رکود کشنده نجات دهد و مردم را با آن آشتی دهد. امیدوارم که شرایط به گونه‌ای شود که این مسکن ها از راه مجاز و نه زیرزمینی در موسیقی ما تزریق شوند، همین!

کنسرت محسن نامجو در سانفرانسیسکو


کنسرت محسن نامجو در سانفرانسیسکو

این اولین کنسرت از سری کنسرت هایی که نامجو قرار است در آمریکا برگزار کند بود.
بخش اول برنامه با دو آهنگ <<ترنج>> و <<آه که اینطور>> با ورود بیکلام و لب خوانی نامجو آغاز شد که چندان مورد پسند تماشاگران واقع نشد.اما پس از آن نامجو اجرای زنده خود را به صورت سلو آغاز کرد
که بی شک همه را مبهوت هنرمندی و وسعت صدای خود کرد.
از جمله آثار اجرا شده که مورد توجه بسیاری قرار گرفت <<دهه شصت >> بود که سابقاٌ با نام <<تریاک را به بازدمت پز>>شناخته میشد به همراه تغییراتی که در اصل شعر داده شده بود.
روزی که رفت بر باد روزی که ماند در یاد شهر کلان که روزی علی آباد باد....

برای تمام کسانی که آن روزها را در ایران سپری کرده اند این ترانه ورق زدن دفتر خاطراتشان بود
در پایان هم در حالیکه تماشاگران دقایق متمادی به تشویق نامجو پرداختند او به روی صحنه بازگشت تا ترانه دیگری اجرا کند.
در این میان سر آشپز از اجرای ترانه ای ساربان ای کاروان لیلای من کجا می بری ....
و ترانه بگو بگو که چکارت کنم حالی وصف ناشدنی داشت.

نگاهی کوتاه به کتاب هارمونی

نگاهی کوتاه به کتاب «هارمونی»
نوشته‌ی دوبفسکی و دیگران

آروین صداقت‌کیش
 

 
مترجم (مسعود ابراهیمی) هم مانند نویسندگان با فاصله‌ی حدود 70-80 سال از ایشان، مربی ‌هارمونی و فرم در هنرستان‌ها و برخی از موسسات آموزش عالی موسیقی در ایران است. در سابقه‌ی او که ناشر در ابتدای کتاب ‌یادداشت کرده، به تحصیل 6 ساله در اکراین اشاره شده و با توجه به‌این سابقه بعید نیست که خود مترجم نیز از مطالب این کتاب درس گرفته باشد.

کتاب ترجمه‌ی نسبتا خوبی دارد و از لحاظ ساختار زبان فارسی جزء ترجمه‌های روان سال‌های گذشته به حساب می‌آید. این مسئله را تا حدود زیادی باید به شناخت مترجم از موضوع ترجمه نسبت داد. در متن 650 صفحه‌ای کتاب کمتر جایی غلط‌ها و مشکلات مرسوم متن‌های ترجمه شده، دیده می‌شود. تعداد اشتباه‌هات املایی و تایپی هم بسیار کم است و می‌توان آن‌ها را نادیده گرفت.

روش ارائه شده در این متن که «فونکسیونل» نام گرفته، بر پایه‌ی نقش (فونکسیون) هر‌یک از صداها در مُد و آکوردهای ساخته شده بر اساس آن‌ها بنا شده است. در متن اشاره‌ی نویسندگان به‌ این موضوع که «در حال حاضر این نقطه نظر درباره‌ی‌هارمونی معمول می‌باشد» دیده می‌شود. نویسندگان با علامت‌گذاری هر صدا و آکورد بر اساس نقش‌اش در مد، روش ساده‌ای برای فرموله کردن وصل‌های‌ هارمونیک و آموزش آن به هنرجویان به‌وجود آورده‌اند. به کمک همین علامت‌ها (T,S,D)، در ابتدا هنرجو وصل ساده‌ی آکوردها را می‌آموزد و بدون آن که آگاهانه برخی از قوانین مربوط به وصل‌ها را به کار بندد، در عمل مجبور به رعایت آن‌ها می‌شود. مثال 53 در صفحه‌ی 58 نمونه‌ی خوبی برای بررسی این مسئله است. در این جا وصل‌های TD و TS مورد بررسی قرار گرفته؛ اگر هنرجویی براساس دستورات داده شده در این بخش این وصل‌ها را انجام دهد، بدون این که نیاز به حفظ تعداد زیادی دستور منع داشته باشد از خطاها اجتناب خواهد کرد. به بیان دیگر استفاده از این روش به خصوص در مراحل اولیه‌ی آموزش هنرجو را جبراً از اشتباه‌های مرسوم مانند عدم تناسب وضعیت آکوردها، موازی شدن و ... دور نگه می‌دارد. این مطلب می‌تواند مانند شمشیر دو دم عمل کند. به ‌این صورت که هنرجو به دلیل سادگی (اولیه) به خاطر سپردن این وصل‌ها تنها آن‌ها را حفظ کرده و دیگر نتواند آگاهانه برای آهنگ‌سازی از آن استفاده کند و تبدیل به‌یک ماشین تقلیدی شود.‌یا این که با پیچیده تر شدن ترکیب‌های‌هارمونیک توان در حافظه نگه داشتن انواع وصل‌ها را از دست بدهد و دچار اشتباه‌های‌هارمونیک فراوان شود. نویسندگان کتاب هم که خود از استادان این درس‌ در یکی از مراکز معتبر آموزش موسیقی در دنیا بوده‌اند، این موضوع را متوجه شده و با قرار دادن تمرین‌های با پیانو در کتاب برای هنرجویان سعی در درونی کردن قواعد حفظ شده، داشته‌اند. چرا که اگر هنرجویی بتواند در زمان نواختن (تحت فشار زمان) وصل‌های درستی را انجام دهد، مطمئنا قواعد را به شکلی درونی در می‌آورد و دیگر خطر مسئله‌ی بالا او را تهدید نمی‌کند.

کتاب از دو بخش کلی و ... فصل تشکیل شده است که هر‌یک از فصل‌ها به ‌یکی از تکنیک‌های ‌هارمونی می‌پردازد. و مثال‌های زیادی برای تکنیک مورد بحث مطرح می‌شود. این امر کمک می‌کند تا هنرجو استفاده‌ی هنری و حقیقی از آن تکنیک را در آثار آهنگ‌سازان بزرگ درک کند. معمولا هنرجویان ‌هارمونی با تکنیک‌ها به شکل مجرد آشنا می‌گردند و اگر در کلاس مثال‌هایی از تاریخ موسیقی که حاوی آن تکنیک باشد ارائه نشود، آشنایی آن‌ها با تکنیک مورد بحث در همان سطح وصل تجریدی آکورد‌ها باقی می‌ماند. همچنین از این طریق، کتاب، توجه هنرجویان را به تجزیه و تحلیل (آنالیز) ‌هارمونی (حداقل جملات کوتاه) جلب می‌کند. در میان کتاب‌های‌ هارمونی این کتاب توجه خاصی به مسئله‌ی تجزیه و تحلیل دارد.
در پایان هر فصل سه گروه تمرین وجود دارد؛ شفاهی، کتبی و با پیانو. تمرین‌های شفاهی پیشنهاد بخش‌هایی از قطعات آهنگسازان است که با موضوع فصل مرتبط است‌ یا نمونه‌هایی از تکنیک معرفی شده در فصل را در خود دارد. در متن اشاره‌ای به‌این که ‌این تمرین‌های شفاهی باید فقط از طریق گوش دادن حل شود‌ یا خواندن پارتیتور آثار‌، یا ترکیبی از هر دو، دیده نمی‌شود. اگر تنها نام این نوع تمرین مرجع قرار گیرد، به نظر می‌رسد نوع اول مورد نظر بوده، که بسیار دشوار است اما اگر با موفقیت‌ یاد داده شود توانایی مهمی‌ را برای موسیقی دانان می‌سازد. تمرین‌های کتبی تقریبا شکل مرسوم دیگر کتاب‌های ‌هارمونی را دارد به جز این که تعداد ملودی‌هایی که در این‌جا از هنرجو خواسته شده تا‌ هارمونی کند بیشتر از جاهای دیگر است. در این مورد به نظر می‌رسد نویسندگان دیدگاه ملودیک‌تری را دنبال می‌کرده‌اند. این جمله گویای همین مطلب است: «کاربرد آکورد‌های 6، خط باس را که از لحاظ تصویر ملودیک، مهم‌ترین صدا پس از ملودی [سوپرانو] است، به میزان قابل توجهی غنی‌تر می‌کند.» ص 111. تمرین‌های با پیانو هم همان طور که پیش‌تر اشاره شد توان هنرجو را برای عملی‌ اندیشیدن به جملات‌ هارمونیک افزایش می‌دهد و اگر خوب مورد استفاده قرار گیرد می‌تواند حتا تا مرز بداهه‌پردازی ‌هارمونیک پیش برود.

توجه به مسئله‌ی فرم و جمله‌بندی. جایگاه عنصر ‌هارمونی در آن‌ها مورد جالب دیگری است که در این کتاب دیده می‌شود. معمولا کتاب‌های‌ هارمونی کمتر به مقوله‌ی فرم توجه می‌کنند، اما در این کتاب در چندین مورد نویسندگان به فرم می‌پردازند و سعی می‌کنند رابطه‌ی‌ هارمونی با فرم و جمله بندی را به هنرجو بیاموزند. مطالبی که در فصل 59 در مورد طرح تنال ‌یاد شده نیز از همین دست است. در حقیقت این‌ها راهنمایی‌هایی است برای هنرجویی که می‌خواهد به شکل عملی اثر موسیقی خلق کند.

نویسندگان همچنین توجه خاصی به مسئله‌ی تاریخ تکوین فن ‌هارمونی مبذول داشته‌اند. تاریخ تحولات هارمونی در آثار آهنگسازان و تفاوت‌های سبکی هر کجا که مربوط به درس بوده مورد اشاره قرار گرفته. این جمله‌ها به همین موضوع می‌پردازد: «چنین گردش‌هایی از شوپن آغاز (بالاد-فا ماژور، فا مازورکا، دو ماژور) هم چنین می‌توان آنها را نزد دیگر آهنگسازان ملی اسلاو مشاهده کرد، مثلا دوورژاک، س. مانیوشکی، ب. اسمتانا.» ص 166. یا «اما این گردش‌ها [پلاگال] در آثار آهنگسازان بعدی به‌خصوص در آثار آهنگسازان روسی، کاربرد قابل توجهی به دست آوردند (تحت تاثیر هنر ملی)» این موضوع نیز در میان کتاب‌های‌هارمونی کمتر دیده شده و کمک خوبی برای هنرجویانی است که بخواهند با تاریخ‌هارمونی ‌یا سبک‌شناسی آثار نیز آشنا شوند.

کتاب به این دلیل که قرار بوده در کنسرواتوار مسکو تدریس شود و آهنگ‌ساز روس تربیت کند حاوی مثال‌های بسیار از آثار روس‌ها است. همین طور در چند مورد راه حل‌ها و تجزیه و تحلیل‌هایی مخصوص موسیقی (به ویژه محلی) روسی ارائه شده است. این بخش‌ها به جز این که به خواننده‌ی فارسی زبان‌ یاد‌آوری کند که راه حل مسائل هر حوزه‌ی فرهنگی باید در خود آن جستجو شود، شاید استفاده‌ی دیگری نداشته باشد. به هر حال نمونه‌های دقیقی از روش‌ها و علامت‌های مشخصه‌ی آهنگ‌سازان و مکتب‌های مختلف آهنگ‌سازی در روسیه در کتاب نوشته شده که برای کسانی که مایل به خواندن مطلبی دقیق درباره‌ی موسیقی روس هستند می‌تواند مفید باشد. همین مسئله اگر ناآگاهانه مورد استفاده قرار گیرد می‌تواند سلیقه‌ی هنرجویان ایرانی را به شکلی جانب‌دار راه‌حل‌های روسی کند.

در میان تمرین‌های شفاهی و همچنین مثال‌های ارائه شده در کتاب جانب داری خاصی از آهنگ‌سازان مکتب ملی و دیگر آهنگ‌سازان روس به چشم می‌خورد. این مطلب با توجه به‌این موضوع که کتاب برای هنرجویان روس نوشته شده است اصلا نادرست نیست، اما حالا که ترجمه‌ی آن در ایران مورد استفاده قرار می‌گیرد دست کم در بعضی جاها بی مورد است. برای مثال در تمرین‌های شفاهی آثاری از آهنگ‌سازان کمتر مشهور روس پیشنهاد شده که دسترسی به پارتیتور ‌یا اجرای آن‌ها در ایران (که نام سازنده‌ی برخی از آن‌ها کمتر شنیده شده) –اگر ناممکن نباشد- لااقل دشوار است.

برای مثال:
الف- آ. دارگومیجسکی. رمانس «من غمگینم»؛
ب- ل. بتهوون. Andante از سونات اپوس 28؛
ج- اُ. دیوتش. «نووگراد» (میزان‌های 6-1)؛
د- و. شبالین. کر «پاییز» (میزان‌های آخر).

به مسئله‌ی زیباشناسی به مفهوم عمل‌گرایانه‌ی (نه فلسفی) آن نیز در کتاب توجه شده. این برخورد با مسئله‌ی‌هارمونی درمیان کتاب‌های آموزش‌هارمونی کمیاب است. معمولا کتاب‌های آموزشی کمتر به مسائل زیباشناختی توجه دارند.
و بالاخره در قسمت پایانی کتاب، آنالیز‌ هارمونیک و روش‌های مختلف آن مورد بررسی قرار گرفته و به خوانندگان توصیه شده است برای ‌یادگرفتن رهیافت دیگر هنرمندان به حل‌های‌ هارمونیک و روش‌های استفاده از امکانات موجود، به تجزیه و تحلیل آثار آهنگ سازان مختلف بپردازند و از آنان درس‌های تازه بیاموزند و دانش خود را با مطالعه‌ی آثار پیشینیان کامل کنند. به نظر نویسندگان، این کار ذوق زیباشناختی هنرجو را پرورش داده و این همان موضوعی است که‌یکی از نگرانی‌های آن‌‌ها را تشکیل می‌دهد.

کتاب‌هارمونی، کتابی است که بسیاری از مسائل مرتبط با‌هارمونی را‌ یک جا گرد می‌آورد. شاید به همین دلیل است که کتاب کمی طولانی شده. کتاب تمرین‌های فراوان و متنوعی دارد که حتا می‌تواند مورد استفاده‌ی کسانی قرار گیرد که از کتاب‌های دیگر برای آموزش استفاده می‌کنند‌ یا کسانی که آشنایی با ‌هارمونی را به جهت کاربرد در موسیقی‌شناسی دنبال می‌کنند.

اکورد گیتار

سلام به همه دوستان.امروز آکورد آهنگ گل من ودلتنگی از آلبوم جدید سیاوش قمیشی رو براتون می ذارم.امیدوارم لذت ببرید.ضمنا به زودی قالب وبلاگ طراحی میشه و با آکوردهای جدید که یکی از یکی قشنگتر هستن خدمتتون میرسیم.

                                                گل من 

                                         سیاوش قمیشی

                                          گام سی مینور           

                                  ریتم 4/2 Rock mode

 

 

Bm                    A                                 Em                      Bm

برقرار باشی و سبز گل من تازه بمون        نفسم پیشکش تو جای من زنده بمون

 

Bm                      A                               Em    Bm                  

باغ دل بی تو خزون موندنی باش مهربون    تو که از خود منی منو از خودت بدون

 

Bm              A                Bm           Bm                  A                       Bm

غزل و قافیه بی تو همه رنگ انتظاره        این همه شعر و ترانه همه بی عطر و بهاره

 

 

Em       A          Bm          D    D            Bm               A      Em      

موندنی باشی همیشه لب پاییز و نبوسی     نشه پرپر شی عزیزم مهربون گلم نپوسی

 

 

 

دوستان من آکوردهای این آهنگو واسه صدای خودم تنظیم کردم.میتونید اینو یک یا دو گام پایین تر هم بیارید تا  صداتون اگه بمه قشنگتر هم بشه.

 

 

 

 

                                                 دلتنگی

                                            سیاوش قمیشی

                                      ریتم:4/2 Rock mode                    

 

 

  Em                                     D                              C    D                 Em

واسه پر کشیدن من خواستی آسمون نباشی    حالا پرپر می زنم تا همیشه آسوده باشی

 

  Em                                 D                           C        D                   Em

دیگه نه غروب پاییز روتن لخت خیابون      من به یاد تو نشستم زیر قطره های بارون

 

 

Em              G         D        Em       Em                G      D                Em

واسه من فرقی نداره وقتی آخرش همینه      وقتی دلتنگی این خاک توی لحظه هام میشینه

 

      

Em              G         D        Em         Em        G      D              Em      

تو میری شاید که فردا رنگ بهتری بیاره       ابر دلگیر گذشته آخرش یه روز بباره

                   

 Em         D        G             Em           Em          D        G             Em 

ولی من می مونم اینجا با دلی که دیگه تنگه     می دونم هرجا که باشم آسمون همین یه رنگه

 

 

اگه آکورد آهنگ دیگه ای رو خواستید، تو نظرات بگید تا براتون بذارم

 

 

 

D)) توی خونمون به ما ((Em میگن(D) فراری       (D) توی غربت دم به دم (Em) انگشت(C)نگاری

(C)دیگه حتی صاحب(Em)اون خونه (D) نیستیم       (C) بیرون خونه میگن ما (D) تروریستیم

D))وقتی خونه ((Emشده بود(D)مثل جهنم              (D) ما با ویزای بهشت(Am) بریدیم(C) ازهم

(C)حالا تو برزخ بد ((Emبینی (D)اسیریم              (C)نمیتونیم ریشمونو(D) پس بگیریم  (2x)

Em))چاره ای(D) نمونده((Em جز رفتنو(D)رفتن     (D)انگار((Emاینو رو(G)پیشونیمون(D)نوشتن

 (D)که(Em)سفر تقدی(G)ر ماست واسه(D)همیشه      (C)ما همینیم جنگل (D) بدون ریشه   (2x)

 

                                               

                                                 ریتم: 4/4

اینم آکورد آهنگ فوق العاده زیبای پرنده مهاجر از سیاوش قمیشی

اینم آکورد آهنگ فوق العاده زیبای پرنده مهاجر از سیاوش قمیشی.پیشنهاد میکنم این آهنگو حتی برای تست هم که شده بنوازید تا ببینید چقدر به دلتون میشینه(فوق العادست).

        

                                                  پرنده مهاجر

                                                سیاوش قمیشی

                                                 گام می مینور

                                                  ریتم : 4/4

 

 

  Em                                D                                             Am7      D      Em

  ای پرنده مهاجر سفرت سلامت اما                           به کجا می ری عزیزم قفس تمام دنیا

 

Em                                            D                                Am7     D            Em

روی شاخه های دوری چه خوشی داره صبوری     وقتی خورشیدی نباشه تو همیشه سوتو کوری

 

Em                                          Bm                            Am7         D             Em

 می گذره روزای عمرت توی جاده های خلوت     تا بخوای برگردی خونه گم میشی تو باغ غربت

 

Em                                         Bm                               Am7      D             Em

واسه ما فرقی نداره هرجا باشیم شب نشینیم         دلخوشیم یه این که شاید سحر و یه روز ببینیم

                                                      

Am                Em    Am        Em              D             Am7       D             Em 

آخرش یه روزی هجرت در خونتو می کوبه          تازه اون لحظه می فهمی همه آسمون غروبه

 

Am                Em    Am        Em              D                 C        D             Em 

آخرش یه روزی هجرت در خونتو می کوبه          تازه اون لحظه می فهمی همه آسمون غروبه


سیاوش قمیشی

سیاوش قمیشی

چوب خط

ریتم : 2/4 soft rock) یاslow( 2/4

گام : رمینور

 

 

Dm                                       C                       Dm       C            Dm

خط می کشم رو دیوار همیشه روزی یکبار            توهم شبیه من باش حسابتو نگهدار

 

Dm                              C                                       Dm   C      Dm

ببین که چندتا قرنه تن به اسیری دادی                  دنیات شده شبیه سلول انفرادی

 

Gm7                  F                       C                    Dm        C       Amaj7#

تا چشم به هم میزاری می بینی عمر تموم شد        بین چهارتا دیوار وجود تو حروم شد

 

Gm7                F                     C                               Dm      C      Amaj7#

چوب خط این اسیری دیواراتو پوشونده                همین روزا می بینی که فرصتی نمونده

 

F          Gm7      C           Dm                                  C               Dm F   

بیرون بیا خودت باش تو آدمی نه برده                همیشه باخته هرکس شکایتی نکرده

 

F      Gm7      C               Dm                               C   Fmaj7     Dm    

عاشق زندگی باش زندگی شغل وپول نیست          تو امتحان بودن برده بودن قبول نیست

 

Dm                                       C                       Dm       C            Dm

خط می کشم رو دیوار همیشه روزی یکبار            توهم شبیه من باش حسابتو نگهدار

 

Dm                                                  Amaj7#

                                            خط میکشم رو دیوار

 


 Amaj7#

Fmaj7

آکورد چشای خیس .:: محسن یگانه::.

Em              C    Am

دوباره نمی خوام چشای خیسمو کسی ببینه       

 

 

                                                                               Am                G        F 

                                                یه عمره حالو روز من همینه کسی به پای گریه هام نمی شینه

 

 

Am                         D    Em                 C   Am

بازم دلم گرفتو گریه کردم بازم به گریه هام می خندن

 

 

                                                Am                             D     Em               C    Am

                                                بازم صدای گریمو شنیدن همه به گریه هام می خندن

 

 

Em                C     Am

دوباره یگوشه می شینمو واسه دلم می خونم

 

 

                                                                                  Am                            G      F

                                                 هنوز تو حسرت یه هم زبونم ولی نمیشه و اینتو می دونم

 

 

Em             C     Am

دوباره نمی خوام چشای خیسمو کسی ببینه

 

 

                                                                                 Am                                   G      F

                                                 یه عمره حالو روز من همینه کسی به پای گریه هام نمی شینه

 

 

E7               Am            E7          Am

بازم دوباره دلم گرفته دوباره شعرام بوی غم گرفته

 

 

                                                  E7               Am                E7               Am

                                                 کسی نفهمید غمم چی بوده دلیل یک عمر ماتمم چی بوده

 

 

بازم دلم گرفتو گریه کردم ...

 

 کلمات کلیدی مخصوص :

مشاهده آکورد گیتار.دانلود رایگان نرم افزار بیت سازی .محسن یگانه .تمامی آکورد های محسن یگانه .آکورد چشای خیس محسن یگانه .آکورد بازم دلم گرفت و گریه کردم از محسن یگانه . نت محسن یگانه . آکورد های آهنگ محسن یگانه .آکورد محسن یگانه موزیک جدید.نت و اکورد محسن یگانه چشای خیسمو.دوباره نمیخوام Am چشای خیسمو کسی ببینه .یک عمره E حالو روزه من همینه

آکورد آهنگ معروف و به یاد ماندنی هتل کالیفرنیا

 

 

Bm                                    F# 

On a dark desert highway ,  cool wind in my hair

A                                 E

Warm smell of colitas , rising up through the air

G                                     D

Up ahead in the distance ,  I saw a shimering light

Em                                                            F#

My head grew heavy and my sight grew dim , I had to stop for the night

Bm                                         F#

There she stood in the doorway ,  I heard the mission bell

A                                          E

And I was thinking to myself : this could be heaven or this could be hell

G                                   D

Then she lit up a candle , and she showed me the way

Em                                                        F#

There were voices down the corridor ;  I thought I heard them say:

G                                     D

Welcome to the Hotel California

F#                                                        Bm

Such a lovely place (such a lovely place) ,  such a lovely face

G                                         D

Plenty of room at the Hotel California

   Em                                              F#

Any time of year (any time of year) ,  you can find it here"

Bm                                    F#

Her mind is Tiffany twisted ,  she got the Mercedes Benz

A                                                E

She got a lot of pretty, pretty boys ,  that she calls friends

G                                                  D

How they dance in the courtyard ,  sweet summer sweat

Em                                     F#

Some dance to remember ,  some dance to forget

Bm                                      F#

So I called up the captain ,  "Please bring me my wine", He said

A                                                      E

"We haven't had that spirit here since , nineteen sixty-nine"

G                                                    D

And still those voices are calling from far away

Em                                                       F#

Wake you up in the middle of the night ,  just to hear them say:

 G                                        D

"Welcome to the Hotel California

F#                                                         Bm

Such a lovely place (such a lovely place) ,  such a lovely face

   G                                     D

They livin' it up at the Hotel California

    Em                                                       F#

What a nice surprise (what a nice surprise), bring your alibis"

Bm                               F#

Mirrors on the ceiling ,  the pink champagne on ice, and she said

 A                                                E

"We are all just prisoners here ,  of our own device"

G                                                  D

And in the master's chambers ,  they gathered for the feast

Em                                                     F#

They stab it with their steely knives , but they just can't kill the beast

Bm                                 F#

Last thing I remember ,  I was running for the door

A                                                 E

I had to find the passage back , to the place I was before

 G                                             D

"Relax," said the night man ,  "We are programmed to receive

Em                                                       F#

You can check out any time you like ,  but you can never leave"

....  G   F#  &n

 
 
 
 
Audio Clips - mp3

سنتور

سنتور یکی از سازهای موسیقی ایرانی است. فرهنگ دهخدا سنتور را اینگونه تعریف کرده است: « از سازهای ایرانی به شکل ذوزنقه که دارای سیم‌های بسیاری است و به وسیله دو مضراب چوبی نواخته می‌شود.»

پیشینه

سنتور بر پایهٔ شواهد و قراین یکی از کهن‌ترین سازهای منطقه به شمار می‌رود. کهن‌ترین اثری که از این ساز بر جا مانده، از سنگ‌تراشی‌های آشور و بابلیان (۵۵۹ قبل از میلاد) است. در این سنگ‌تراشی‌ها، صف تشریفاتی که به افتخار آشور بانیپال بر پا شده مجسم گردیده و سازی که شباهت زیادی به سنتور امروزی دارد، در میان آن صف دیده می‌شود.

ابوالحسن علی بن حسین مسعودی (مرگ به سال ۳۴۶ ه.ق) گذشته‌انگار نامدار و نویسنده کتاب مروج‌الذهب در شرح اوضاع موسیقی در زمان ساسانیان، هنگام نام بردن از سازهای متداول موسیقی ساسانی، واژه سنتور (سنطور) را ذکر می‌کند. در کتب قدیم و تألیفات ابونصر فارابی و ابن سینا نیز نام سنتور چند بار ذکر شده است.

عبدالقادر مراغه‌ای ساز یاطوفان را معرفی کرد که شبیه سنتور امروزی بود با این تفاوت که برای هر صدا فقط یک تار می‌بستند و با جابجا کردن خرک‌ها، آن را کوک می‌کردند.

نام سنتور در اشعار منوچهری نیز آمده‌است:

کبک ناقوس‌زن و شارک سنتورزَن است فاخته نای‌زَن و بربط شده تنبور زنان

سنتور، سازی کاملاً ایرانی است که برخی ساخت آن را به ابونصر فارابی نسبت می‌دهند که مانند بربط، ساز دیگر ایرانی بعدها به خارج برده‌شد.

برخی پژوهشگران بر این باورند که سنتور در زمان‌های بسیار دور از ایران به دیگر کشورهای آسیایی رفته است، چنان که امروزه نیز گونه‌های مشابه این ساز در عراق، ترکیه، سوریه، مصر، پاکستان، هند، تاجیکستان، چین، ویتنام، کره، اوکراین و دیگر کشورهای آسیای میانه و نیز در یونان نواخته می‌شود.

بر پایهٔ اسناد و مدارک، نگارگری‌ها و مینیاتورهای سده‌های پیش، آنچه که ما امروزه به عنوان سنتور در اختیار داریم در واقع سنتوری است که از نزدیک به یکصد و پنجاه سال پیش (زمان قاجار) با شکل و شمایل کنونی خود در اختیار هنرمندان این مرز و بوم قرار دارد. چنان که سنتورهای محمدصادق خان (که نخستین نمونه صوتی ساز سنتور به جا مانده از دوران قاجار متعلق به وی می‌باشد)، حبیب سماع حضور و حبیب سماعی، در ابعاد، شمار خرک و چگونگی ساخت، بسیار نزدیک به سنتور امروزی است.

بررسی تاریخ گردش و تحول ساز سنتور نشان می‌دهد که این ساز طیف گسترده‌ای از سبک‌ها و مکاتب گوناگون را در سدهٔ کنونی به خود اختصاص داده، به گونه‌ای که پس از یک بررسی اجمالی، می‌توان اذعان داشت حداقل ۱۵ سبک و مکتب گوناگون و فعال در این عرصه شهره خاص و عام‌اند.

تنوع و جوراجوری چشمگیر مکاتب و سبک‌ها باعث تنوع در صدادهی ساز، تکنیک نوازندگی و چگونگی آهنگ‌سازی و نغمه‌پردازی در سطوح گوناگون بوده‌است.

سنتور، یا آنچنان که استاد ابوالحسن خان صبا گاه مى‌نوشت: سنطور، در سال‌هاى پایانی عصر قاجار، سازى تقریباً فراموش شده و رو به نابودى بود. سازهاى اصلى، تار، تنبک و کمانچه بودند و دوره قاجار، در واقع «عصر تار» بود. تعداد کمى سنتور مى‌نواختند و تعداد کمترى نیز سنتور مى‌ساختند و مى‌آموختند

گسترش در جهان

به اتکا قد مت آثار کشف شده گمان این است که این ساز از قلمرو ایران به کشورهای دیگر راه یافته و نامهای مختلفی پیدا کرده است. سنتور با اندک تفاوتی در شکل ظاهر و با نام های مختلف در شرق و غرب عالم وجود دارد. این ساز را در کشور چین یان کین، در اروپای شرقی دالسی مر، در انگلستان باتر فلای ها، در آلمان و اتریش مک پر،در هندوستان سنتور، در کامبوج فی و در امریکا زیتر می نامند که هر کدام دارای وجه تشابهاتی هستند. ساز سنتور در تعدادی از کشورها مانند ارمنستان و گرجستان نیز رایج هست. همچنین سنتورهای عراقی –هندی- مصری و ترکی که بعضی از آنها حدود 360 سیم دارند.


ساختار ساز

این ساز از جعبه‌ای ذوزنقه‌ای شکل تشکیل شده که اضلاع آن عبارت‌اند از: بلندترین ضلع، نزدیک به نوازنده و کوتاهترین ضلع و موازی با ضلع قبلی و دور از نوازنده و دو ضلع جانبی با طول برابر که دو ضلع قبلی را به طور مورب قطع می‌کند. ارتفاع سطوح جانبی ۸ تا ۱۰ سانتیمتر است.

جعبه سنتور مجوف است و تمام سطوح جعبه چوبی است. بر روی سطوح فوقانی دو ردیف (معمولاً 9تایی)خرک چوبی قرار دارد؛ ردیف راست نزدیکتر به کناره راست ساز است و ردیف چپ کمی بیشتر با کناره چپ فاصله دارد (فاصله بین هر خرک ردیف چپ تا کناره چپ را «پشت خرک» می‌‌نامند). از روی هر خرک چهار رشته سیم هم‌کوک عبور می‌کند ولی هر سیم به گوشی معینی پیچیده می‌شود. گوشی‌ها در سطح جانبی راست کنار گذاشته شده‌اند. سیم‌های سنتور به دو دسته «سفید» (زیر) و «زرد» (بم) تقسیم می‌شوند. دسته سیم‌های سفید بر روی خرک‌های ردیف چپ و سیم‌های زرد بر روی خرک‌های ردیف راست به تناوب قرار گرفته‌اند. طول قسمت جلوی خرک در سیم‌های سفید دو برابر طول آن در قسمت پشت خرک است و می‌توان در پشت خرک نیز از سیم‌های سفید استفاده کرد (صدای آن به نسبت عکس طول، یک اکتاو نسبت به صدای قسمت جلوی خرک بالاتر است). همچنین هر سیم زرد، یک اکتاو بم‌تر از سیم سفید بلافاصله بعد از آن صدا می‌‌دهد.


گذشته و امروز

ساز سنتور پیشتر با ۱۲ وتر سیم بم و ۱۲ وتر سیم زیر ساخته می‌شد و سنتور ۱۲ خرکی نامیده می‌شد. امروزه سنتور ۱۰ خرک و سنتور ۱۱ خرک و سنتور «لا کوک» نیز ساخته می‌شود. سنتور ۱۱ خرک، سنتور چپ کوک نامیده می‌شود. در واقع هر خرکی که به سنتور اضافه می‌شود صدای ساز یک پرده بم‌تر می‌گردد. سنتور ۹ خرک رایج‌ترین نوع سنتور است که سنتور «سُل کوک» نامیده می‌شود و نت‌های ردیف بر اساس آن نوشته شده‌اند. در سنتور ۹ خرک، چنانچه بر اساس راست کوک تنظیم شود، به ترتیب سیم‌ها از پایین بر مبنای می-فا-سل کوک می‌شوند و برای اجرای گروهی و ارکستر مناسب است.

ساز سنتور برای استفاده در ارکستر دارای نقایصی است که برای رفع آنها چندی است دو نوع سنتور یکی کروماتیک با افزایش ۷ خرک به خرک‌های معمولی و دیگری سنتور باس با صدای بم ساخته شده‌اند.

 سنتور کروماتیک و سنتور کروماتیک بم

به منظور تکمیل فواصل کروماتیک بین اصوات و نیز به قصد تأمین اصوات بم، در حدود بیست سال اخیر دو نوع سنتور با تعداد زیادتر خرک ساخته شده‌اند. سنتور کروماتیک با همان میدان صدای سنتور معمولی ولی دارای خرک‌ها و اصوات کروماتیک بیشتر است. میدان صدای سنتور کروماتیک بم یک فاصله پنجم بم‌تر از سنتور کروماتیک است و وسعت آن سه اکتاو و نیم است. در دو نوع سنتور کروماتیک، هر صوت توسط سه رشته سیم هم‌کوک حاصل می‌شود. به عبارت دیگر روی هر خرک سه سیم تکیه کرده است. از هر دو سنتور کروماتیک و کروماتیک بم در حال حاضر تنها استفاده‌های هم‌نوازی می‌شود.


 نوازندگی سنتور

نوازندگی سنتور بوسیله دو چوب نازک که به آنها «مضراب» گفته می‌شود، انجام می‌شود. مضرابها در گذشته بدون نمد بودند ولی اکنون بیش‌تر به مضرابها نمد می چسبانند که خود باعث لطیف تر شدن صدای سنتور می‌شود. در اکثر اوقات، نوازنده باید با هر یک از مضرابها، نت متفاوتی را اجرا کند (به ویژه در برخی از چهارمضرابها که بیش‌تر پایه قطعه با دست چپ و ملودی با دست راست اجرا می شود). به همین دلیل نوازندگی این ساز علاوه بر چابکی دستها، به تمرکز ذهن نیز نیاز دارد که تنها با تمرین فراوان بدست می‌آید.

سنتور سازی است که اگر نوازنده بر آن چیره شود، می تواند بوسیله آن کارهای زیبا و ماندگاری بیافریند. این ساز به خوبی توانایی تکنوازی و همنوازی را دارا می باشد.

برابر نیمهٔ عمر تمرین سنتور نوازان، به کوک کردن آن می گذرد. چون ضربه های مداوم مضراب روی سیم ها و تاثیر گذاری رطوبت و حرارت روی چوب و سیم ها کوک را به هم می زند و 72 سیم باید مرتب کوک یا هم خوان شود، از این رو سنتور، سازی شناخته می شود که همراه با زیبایی، بسیاری از عوارض طبیعی می‌تواند روی صدا و کوک آن تاثیر بگذارد و حتی نوازنده‌های کارپشته را برای یک کوک دلخواه ناکام می گذارد.

گفته شده‌است که حبیب سماعی نوازنده سرشناس سنتور روزی در مجلسی گفته است:

   
سنتور
کوک سنتور مرا پیر کرده است.
   
سنتور


 نوازندگان نامدار سنتور

  • علی اکبر خان شاهی
  • حسن خان
  • حبیب سماع حضور
  • محمدصادق خان سرورالملک
  • حبیب سماعی
  • حسین صبا
  • ابوالحسن صبا
  • حسین ملک
  • رضا ورزنده
  • منصور صارمی
  • فرامرز پایور
  • مجید نجاهی
  • رضا شفیعیان
  • مجید کیانی
  • مسعود شناسا
  • اسماعیل تهرانی
  • پرویز مشکاتیان
  • پشنگ کامکار
  • میلاد کیایی
  • اردوان کامکار
  • مسعود ملک