يكي هست، كه امشب يه ملت واسه اون ميخونن ولي اون خوابه
يكي هست، كه امشب يه ملت واسه اون ميخونن ولي اون خوابه
نميخوايم بدونه واسه اونه كه قلب ما اين همه بيتابه
يه تابوت، يه مشت خاك كه الان شده همدم اين دل ديوونه
يه چشمي كه خيسه پر از اشكه و كسي ديگه اونه نميبينه
يه روز همينجا، صبح يه جمعه، يه دفعه گفت داره ميره
چيزي نگفتيم، آخه نخواستيم روحشو غصه بگيره
گريه ميكرديم وقتي كه ميرفت، ميدونستيم كه آرومه
چشاشو بسته، ديگه نميشه واسه اين دل بخونه
يكي هست تو قلبم كه امشب واسه اون مينويسم و اون خوابه
يه قلبي كه امشب زير خرمني از خاكه.....
نميخوايم بدونه واسه اونه كه قلب ما اين همه بيتابه
يه تابوت، يه مشت خاك كه الان شده همدم اين دل ديوونه
يه چشمي كه خيسه پر از اشكه و كسي ديگه اونه نميبينه
يه روز همينجا، صبح يه جمعه، يه دفعه گفت داره ميره
چيزي نگفتيم، آخه نخواستيم روحشو غصه بگيره
گريه ميكرديم وقتي كه ميرفت، ميدونستيم كه آرومه
چشاشو بسته، ديگه نميشه واسه اين دل بخونه
يكي هست تو قلبم كه امشب واسه اون مينويسم و اون خوابه
يه قلبي كه امشب زير خرمني از خاكه.....
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم آبان ۱۳۹۳ ساعت 9:11 توسط مهدی و مصطفی
|