شعر عاشقانه- پسرای اهواز
قلب من در هر زمان خواهان توست
این دو چشم عاشقم مهمان توست
گرچه لبریز از غمی درمانده ای
این نگاهم در پی در مان توست
در میان ظلمت شبهای غم
چلچراغ قلب من چشمان توست
در کنارم لحظهاای آسوده باش
همدم دستان من دستان توست
.
فته بودی که تو را در گلزار ها خواهم دید.گفته بودی که در گلبرگ
نسترنها نشینی و درکلاله شقایق ها ماوا گزینی تمام گلزارها را
به دنبالت زیر پا نهادم به کوه ها و دشت ها رفتم تا شاید تو را در
تک گلی که در دامان خاک نشسته یابم.گفتم شاید با آبهاسفر
کرده باشی پس با آب ها سفر کردم و اثری از تو ندیدم.
آه محبوبم...نیلوفر زندگی ام....
نمی دانی چقدر دوستت دارم. و همه چیز را در کنار تو آرزو دارم...

+ نوشته شده در چهارشنبه دهم فروردین ۱۳۹۰ ساعت 14:59 توسط مهدی و مصطفی
|