خداوندا تو میدانی...
خداوندا تو میدانی...
منم ، دلتنگ دلتنگم
منم ، یک شعر بیرنگم
منم
، دل رفته از چنگم
منم ، یک دل که از سنگم
منم ، آواز طولانی
منم
، شبهای بارانی
منم ، انسانیم فانی
خداوندا تو میدانی ...
منم ،
در متن یک دردم
منم ، برگم ، ولی زردم
منم ، هستم ، ولی سردم
منم ،
مُرده م ، منم مُرده م
منم ، یک بغض پر باران
منم ، غمهای بی سامان
منم
، هستم دراین زندان
منم ، زخمهای بی درمان
منم ، دارم تب و تابی
ز
تنهائی ، ز بیتابی
منم ، رفته به گردابی
مرا باید که دریابی
منم ،
یک آسمان دردم
منم ، دریا شود قبرم
منم ، دنیا شود جبرم
منم ،
پایان شده صبرم
منم ، یک ذره گردم
منم ، خواهم کسی همدم
منم ،
برخود ستم کردم
دلم خون میشود هردم
منم ، از عشق گویانم
منم ،
دردست درمانم
منم ، آمد به لب جانم
خداوندا ! بمیرانم...
خدایا
همیشه مواظبش باش
+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم دی ۱۳۸۹ ساعت 14:10 توسط مهدی و مصطفی
|