نگاهی کوتاه به کتاب «هارمونی»
نوشته‌ی دوبفسکی و دیگران

آروین صداقت‌کیش
 

 
مترجم (مسعود ابراهیمی) هم مانند نویسندگان با فاصله‌ی حدود 70-80 سال از ایشان، مربی ‌هارمونی و فرم در هنرستان‌ها و برخی از موسسات آموزش عالی موسیقی در ایران است. در سابقه‌ی او که ناشر در ابتدای کتاب ‌یادداشت کرده، به تحصیل 6 ساله در اکراین اشاره شده و با توجه به‌این سابقه بعید نیست که خود مترجم نیز از مطالب این کتاب درس گرفته باشد.

کتاب ترجمه‌ی نسبتا خوبی دارد و از لحاظ ساختار زبان فارسی جزء ترجمه‌های روان سال‌های گذشته به حساب می‌آید. این مسئله را تا حدود زیادی باید به شناخت مترجم از موضوع ترجمه نسبت داد. در متن 650 صفحه‌ای کتاب کمتر جایی غلط‌ها و مشکلات مرسوم متن‌های ترجمه شده، دیده می‌شود. تعداد اشتباه‌هات املایی و تایپی هم بسیار کم است و می‌توان آن‌ها را نادیده گرفت.

روش ارائه شده در این متن که «فونکسیونل» نام گرفته، بر پایه‌ی نقش (فونکسیون) هر‌یک از صداها در مُد و آکوردهای ساخته شده بر اساس آن‌ها بنا شده است. در متن اشاره‌ی نویسندگان به‌ این موضوع که «در حال حاضر این نقطه نظر درباره‌ی‌هارمونی معمول می‌باشد» دیده می‌شود. نویسندگان با علامت‌گذاری هر صدا و آکورد بر اساس نقش‌اش در مد، روش ساده‌ای برای فرموله کردن وصل‌های‌ هارمونیک و آموزش آن به هنرجویان به‌وجود آورده‌اند. به کمک همین علامت‌ها (T,S,D)، در ابتدا هنرجو وصل ساده‌ی آکوردها را می‌آموزد و بدون آن که آگاهانه برخی از قوانین مربوط به وصل‌ها را به کار بندد، در عمل مجبور به رعایت آن‌ها می‌شود. مثال 53 در صفحه‌ی 58 نمونه‌ی خوبی برای بررسی این مسئله است. در این جا وصل‌های TD و TS مورد بررسی قرار گرفته؛ اگر هنرجویی براساس دستورات داده شده در این بخش این وصل‌ها را انجام دهد، بدون این که نیاز به حفظ تعداد زیادی دستور منع داشته باشد از خطاها اجتناب خواهد کرد. به بیان دیگر استفاده از این روش به خصوص در مراحل اولیه‌ی آموزش هنرجو را جبراً از اشتباه‌های مرسوم مانند عدم تناسب وضعیت آکوردها، موازی شدن و ... دور نگه می‌دارد. این مطلب می‌تواند مانند شمشیر دو دم عمل کند. به ‌این صورت که هنرجو به دلیل سادگی (اولیه) به خاطر سپردن این وصل‌ها تنها آن‌ها را حفظ کرده و دیگر نتواند آگاهانه برای آهنگ‌سازی از آن استفاده کند و تبدیل به‌یک ماشین تقلیدی شود.‌یا این که با پیچیده تر شدن ترکیب‌های‌هارمونیک توان در حافظه نگه داشتن انواع وصل‌ها را از دست بدهد و دچار اشتباه‌های‌هارمونیک فراوان شود. نویسندگان کتاب هم که خود از استادان این درس‌ در یکی از مراکز معتبر آموزش موسیقی در دنیا بوده‌اند، این موضوع را متوجه شده و با قرار دادن تمرین‌های با پیانو در کتاب برای هنرجویان سعی در درونی کردن قواعد حفظ شده، داشته‌اند. چرا که اگر هنرجویی بتواند در زمان نواختن (تحت فشار زمان) وصل‌های درستی را انجام دهد، مطمئنا قواعد را به شکلی درونی در می‌آورد و دیگر خطر مسئله‌ی بالا او را تهدید نمی‌کند.

کتاب از دو بخش کلی و ... فصل تشکیل شده است که هر‌یک از فصل‌ها به ‌یکی از تکنیک‌های ‌هارمونی می‌پردازد. و مثال‌های زیادی برای تکنیک مورد بحث مطرح می‌شود. این امر کمک می‌کند تا هنرجو استفاده‌ی هنری و حقیقی از آن تکنیک را در آثار آهنگ‌سازان بزرگ درک کند. معمولا هنرجویان ‌هارمونی با تکنیک‌ها به شکل مجرد آشنا می‌گردند و اگر در کلاس مثال‌هایی از تاریخ موسیقی که حاوی آن تکنیک باشد ارائه نشود، آشنایی آن‌ها با تکنیک مورد بحث در همان سطح وصل تجریدی آکورد‌ها باقی می‌ماند. همچنین از این طریق، کتاب، توجه هنرجویان را به تجزیه و تحلیل (آنالیز) ‌هارمونی (حداقل جملات کوتاه) جلب می‌کند. در میان کتاب‌های‌ هارمونی این کتاب توجه خاصی به مسئله‌ی تجزیه و تحلیل دارد.
در پایان هر فصل سه گروه تمرین وجود دارد؛ شفاهی، کتبی و با پیانو. تمرین‌های شفاهی پیشنهاد بخش‌هایی از قطعات آهنگسازان است که با موضوع فصل مرتبط است‌ یا نمونه‌هایی از تکنیک معرفی شده در فصل را در خود دارد. در متن اشاره‌ای به‌این که ‌این تمرین‌های شفاهی باید فقط از طریق گوش دادن حل شود‌ یا خواندن پارتیتور آثار‌، یا ترکیبی از هر دو، دیده نمی‌شود. اگر تنها نام این نوع تمرین مرجع قرار گیرد، به نظر می‌رسد نوع اول مورد نظر بوده، که بسیار دشوار است اما اگر با موفقیت‌ یاد داده شود توانایی مهمی‌ را برای موسیقی دانان می‌سازد. تمرین‌های کتبی تقریبا شکل مرسوم دیگر کتاب‌های ‌هارمونی را دارد به جز این که تعداد ملودی‌هایی که در این‌جا از هنرجو خواسته شده تا‌ هارمونی کند بیشتر از جاهای دیگر است. در این مورد به نظر می‌رسد نویسندگان دیدگاه ملودیک‌تری را دنبال می‌کرده‌اند. این جمله گویای همین مطلب است: «کاربرد آکورد‌های 6، خط باس را که از لحاظ تصویر ملودیک، مهم‌ترین صدا پس از ملودی [سوپرانو] است، به میزان قابل توجهی غنی‌تر می‌کند.» ص 111. تمرین‌های با پیانو هم همان طور که پیش‌تر اشاره شد توان هنرجو را برای عملی‌ اندیشیدن به جملات‌ هارمونیک افزایش می‌دهد و اگر خوب مورد استفاده قرار گیرد می‌تواند حتا تا مرز بداهه‌پردازی ‌هارمونیک پیش برود.

توجه به مسئله‌ی فرم و جمله‌بندی. جایگاه عنصر ‌هارمونی در آن‌ها مورد جالب دیگری است که در این کتاب دیده می‌شود. معمولا کتاب‌های‌ هارمونی کمتر به مقوله‌ی فرم توجه می‌کنند، اما در این کتاب در چندین مورد نویسندگان به فرم می‌پردازند و سعی می‌کنند رابطه‌ی‌ هارمونی با فرم و جمله بندی را به هنرجو بیاموزند. مطالبی که در فصل 59 در مورد طرح تنال ‌یاد شده نیز از همین دست است. در حقیقت این‌ها راهنمایی‌هایی است برای هنرجویی که می‌خواهد به شکل عملی اثر موسیقی خلق کند.

نویسندگان همچنین توجه خاصی به مسئله‌ی تاریخ تکوین فن ‌هارمونی مبذول داشته‌اند. تاریخ تحولات هارمونی در آثار آهنگسازان و تفاوت‌های سبکی هر کجا که مربوط به درس بوده مورد اشاره قرار گرفته. این جمله‌ها به همین موضوع می‌پردازد: «چنین گردش‌هایی از شوپن آغاز (بالاد-فا ماژور، فا مازورکا، دو ماژور) هم چنین می‌توان آنها را نزد دیگر آهنگسازان ملی اسلاو مشاهده کرد، مثلا دوورژاک، س. مانیوشکی، ب. اسمتانا.» ص 166. یا «اما این گردش‌ها [پلاگال] در آثار آهنگسازان بعدی به‌خصوص در آثار آهنگسازان روسی، کاربرد قابل توجهی به دست آوردند (تحت تاثیر هنر ملی)» این موضوع نیز در میان کتاب‌های‌هارمونی کمتر دیده شده و کمک خوبی برای هنرجویانی است که بخواهند با تاریخ‌هارمونی ‌یا سبک‌شناسی آثار نیز آشنا شوند.

کتاب به این دلیل که قرار بوده در کنسرواتوار مسکو تدریس شود و آهنگ‌ساز روس تربیت کند حاوی مثال‌های بسیار از آثار روس‌ها است. همین طور در چند مورد راه حل‌ها و تجزیه و تحلیل‌هایی مخصوص موسیقی (به ویژه محلی) روسی ارائه شده است. این بخش‌ها به جز این که به خواننده‌ی فارسی زبان‌ یاد‌آوری کند که راه حل مسائل هر حوزه‌ی فرهنگی باید در خود آن جستجو شود، شاید استفاده‌ی دیگری نداشته باشد. به هر حال نمونه‌های دقیقی از روش‌ها و علامت‌های مشخصه‌ی آهنگ‌سازان و مکتب‌های مختلف آهنگ‌سازی در روسیه در کتاب نوشته شده که برای کسانی که مایل به خواندن مطلبی دقیق درباره‌ی موسیقی روس هستند می‌تواند مفید باشد. همین مسئله اگر ناآگاهانه مورد استفاده قرار گیرد می‌تواند سلیقه‌ی هنرجویان ایرانی را به شکلی جانب‌دار راه‌حل‌های روسی کند.

در میان تمرین‌های شفاهی و همچنین مثال‌های ارائه شده در کتاب جانب داری خاصی از آهنگ‌سازان مکتب ملی و دیگر آهنگ‌سازان روس به چشم می‌خورد. این مطلب با توجه به‌این موضوع که کتاب برای هنرجویان روس نوشته شده است اصلا نادرست نیست، اما حالا که ترجمه‌ی آن در ایران مورد استفاده قرار می‌گیرد دست کم در بعضی جاها بی مورد است. برای مثال در تمرین‌های شفاهی آثاری از آهنگ‌سازان کمتر مشهور روس پیشنهاد شده که دسترسی به پارتیتور ‌یا اجرای آن‌ها در ایران (که نام سازنده‌ی برخی از آن‌ها کمتر شنیده شده) –اگر ناممکن نباشد- لااقل دشوار است.

برای مثال:
الف- آ. دارگومیجسکی. رمانس «من غمگینم»؛
ب- ل. بتهوون. Andante از سونات اپوس 28؛
ج- اُ. دیوتش. «نووگراد» (میزان‌های 6-1)؛
د- و. شبالین. کر «پاییز» (میزان‌های آخر).

به مسئله‌ی زیباشناسی به مفهوم عمل‌گرایانه‌ی (نه فلسفی) آن نیز در کتاب توجه شده. این برخورد با مسئله‌ی‌هارمونی درمیان کتاب‌های آموزش‌هارمونی کمیاب است. معمولا کتاب‌های آموزشی کمتر به مسائل زیباشناختی توجه دارند.
و بالاخره در قسمت پایانی کتاب، آنالیز‌ هارمونیک و روش‌های مختلف آن مورد بررسی قرار گرفته و به خوانندگان توصیه شده است برای ‌یادگرفتن رهیافت دیگر هنرمندان به حل‌های‌ هارمونیک و روش‌های استفاده از امکانات موجود، به تجزیه و تحلیل آثار آهنگ سازان مختلف بپردازند و از آنان درس‌های تازه بیاموزند و دانش خود را با مطالعه‌ی آثار پیشینیان کامل کنند. به نظر نویسندگان، این کار ذوق زیباشناختی هنرجو را پرورش داده و این همان موضوعی است که‌یکی از نگرانی‌های آن‌‌ها را تشکیل می‌دهد.

کتاب‌هارمونی، کتابی است که بسیاری از مسائل مرتبط با‌هارمونی را‌ یک جا گرد می‌آورد. شاید به همین دلیل است که کتاب کمی طولانی شده. کتاب تمرین‌های فراوان و متنوعی دارد که حتا می‌تواند مورد استفاده‌ی کسانی قرار گیرد که از کتاب‌های دیگر برای آموزش استفاده می‌کنند‌ یا کسانی که آشنایی با ‌هارمونی را به جهت کاربرد در موسیقی‌شناسی دنبال می‌کنند.